تحلیل صنعت پتروشیمی؛ مسیر سودآوری و ریسکهای پنهان بازار جهانی

صنعت پتروشیمی ایران با ظرفیت اسمی حدود ۹۶ تا ۱۰۰ میلیون تن در سال، یکی از بزرگترین صنایع انرژیبر و صادراتمحور کشور محسوب میشود، اما تولید واقعی آن در سال ۲۰۲۴ حدود ۷۵ میلیون تن بوده است که به معنای نرخ بهرهبرداری نزدیک به ۷۸ درصد است. این شکاف میان ظرفیت نصبشده و تولید عملیاتی، نشاندهنده بلااستفاده ماندن سالانه بیش از ۲۰ میلیون تن ظرفیت و قفل شدن میلیاردها دلار سرمایه صنعتی است.
این صنعت سالانه حدود ۲۹ تا ۳۰ میلیون تن محصول پتروشیمی به ارزش تقریبی ۱۳ میلیارد دلار صادر میکند و نزدیک به یکسوم صادرات غیرنفتی کشور را به خود اختصاص میدهد، اما تمرکز صادرات بر محصولات پایه، ناترازی خوراک، محدودیتهای انرژی و وابستگی به چند بازار محدود، مسیر سودآوری پایدار آن را بهشدت به متغیرهای سیاستی و ژئوپلیتیکی گره زده است.
بازار جهانی پتروشیمی در ۲۰۲۵
بازار جهانی پتروشیمی در سالهای ۲۰۲۴ و ۲۰۲۵ ارزشی در محدوده ۶۵۰ تا ۷۰۰ میلیارد دلار داشته است و رشد آن بیش از هر عامل دیگری توسط آسیا، بهویژه چین، هدایت میشود. با این حال، افزایش نرخ بهره جهانی، بدهی بالای دولتها و تشدید سیاستهای زیستمحیطی، هزینه سرمایهگذاری و تولید در صنایع شیمیایی را بالا برده است.
در چنین شرایطی، کشورهایی که به خوراک پایدار و مقررات قابل پیشبینی دسترسی دارند، همچنان میتوانند حاشیه سود خود را حفظ کنند. موضوعی که صندوق بینالمللی پول در بررسی صنایع انرژیبر در گزارش World Economic Outlook بر آن تاکید کرده است:
“Energy-intensive industries face long-term cost pressures unless input prices remain stable.”
IMF (2024)
برای ایران، خوراک گاز طبیعی مزیت رقابتی مهمی ایجاد کرده است، اما ناپایداری فرمول قیمتگذاری خوراک، محدودیت دسترسی به فناوریهای نو و ریسک تحریم، باعث شده این مزیت بهطور کامل به سود پایدار تبدیل نشود و بخشی از توان رقابتی کشور در بازار جهانی تضعیف شود.
جایگاه ایران در بازار جهانی پتروشیمی
واقعیت آن است که سهم ایران بهشدت ناهمگن و وابسته به نوع محصول است؛ بهطوریکه در برخی زنجیرهها یک بازیگر اثرگذار جهانی محسوب میشود و در برخی دیگر، حضوری حاشیهای دارد. این عدم توازن، هسته اصلی شکاف میان ظرفیت تولید، حجم تجارت و ارزش دلاری صادرات ایران را شکل میدهد.
تمرکز ایران بر محصولات گازمحور
مزیت ساختاری ایران بهطور عمده در محصولاتی متمرکز است که خوراک آنها گاز طبیعی ارزان است. مهمترین مصادیق این مزیت عبارتاند از:
متانول
- ظرفیت اسمی ایران حدود ۱۶ میلیون تن در سال است.
- این رقم معادل حدود ۱۱ درصد ظرفیت تولید متانول جهان محسوب میشود.
- ایران در کنار عربستان و روسیه، در زمره سه تولیدکننده و صادرکننده بزرگ متانول دنیا قرار دارد.
- تولید واقعی سالانه متانول حدود ۱۰ میلیون تن است که بیش از ۹۰ درصد آن صادر میشود.
- با وجود این حجم بالا، سهم ایران از درآمد جهانی متانول محدود است، زیرا قیمت جهانی این محصول پایین و بازار صادراتی آن بهشدت رقابتی و متمرکز بر چین است.
اوره و آمونیاک
- ظرفیت تولید اوره ایران به حدود ۸ تا ۹ میلیون تن در سال رسیده است.
- این میزان معادل ۴ تا ۵ درصد ظرفیت جهانی اوره است.
- صادرات سالانه اوره ایران حدود ۳ تا ۴ میلیون تن برآورد میشود.
- ایران حدود ۶ تا ۸ درصد تجارت جهانی اوره را در اختیار دارد و در میان صادرکنندگان بزرگ جهان قرار میگیرد.
- مزیت هزینه تولید، ایران را در بازارهایی مانند ترکیه و برزیل به تأمینکنندهای رقابتی تبدیل کرده است، اما ارزش افزوده این زنجیره نیز همچنان محدود باقی مانده است.
وضعیت ایران در پلیمرها؛ وزن منطقهای، ضعف جهانی
ظرفیت محصولات پلیمری ایران در سال ۲۰۲۴ حدود ۸٫۸ میلیون تن بوده که تنها ۱٫۸ درصد ظرفیت جهانی پلیمرها را شامل میشود و سهمی محدود در مقیاس جهانی دارد، اما در سطح منطقهای ایران با در اختیار داشتن حدود ۲۰ تا ۲۱ درصد ظرفیت پلیمری خاورمیانه، پس از عربستان سعودی در رتبه دوم منطقه قرار میگیرد؛ شکافی که بیانگر وزن بالای منطقهای و ضعف نسبی ایران در بازار جهانی پلیمرها است. اهمیت پلیمرها برای ایران بیش از آنکه در حجم باشد، در ارزش دلاری صادرات نهفته است.
- صادرات پلیمرها سالانه نزدیک به ۵ میلیارد دلار ارزآوری دارد.
- قیمت هر تن پلیمر بهمراتب بالاتر از محصولات پایهای مانند متانول و اوره است.
- با این حال، سهم ایران در پلیمرهای مهندسی، محصولات خاص و مشتقات پیشرفته بسیار محدود است و بخش عمده صادرات همچنان به گریدهای عمومی و کمتمایز اختصاص دارد.
شکاف ساختاری میان ظرفیت و ارزش
دادهها نشان میدهد سهم ایران از ظرفیت تولید جهانی پتروشیمی بالاتر از سهم آن از ارزش دلاری تجارت جهانی است. ایران در بسیاری از محصولات پایه یک بازیگر بزرگ از نظر حجم تولید به شمار میآید، اما تمرکز بر محصولات کمارزشتر و ضعف در توسعه زنجیرههای پاییندستی باعث شده این مزیت حجمی به درآمد پایدار و اثرگذاری قیمتی تبدیل نشود و شکاف میان «تن تولید» و «دلار صادرات» همچنان پابرجا بماند. دلایل اصلی این شکاف را میتوان چنین خلاصه کرد:
- تمرکز صادرات بر محصولات پایه با ارزش افزوده پایین
- توسعهنیافتگی زنجیرههای میانی و پاییندستی
این توسعه نیافتگی در برخی زنجیرههای میانی جدیتر است:
- مسیر متانول به الفین
- زنجیره پروپیلن و مشتقات آن
- وابستگی به بازارهای محدود و قدرت چانهزنی پایین در قیمتگذاری
- سهم ناچیز محصولات شیمیایی خاص و پیشرفته در سبد صادراتی
به طور کلی، ایران در صنعت پتروشیمی جهانی بیش از آنکه یک بازیگر ارزشآفرین باشد، یک بازیگر حجمی است. این موقعیت اگرچه در کوتاهمدت ارزآوری ایجاد میکند، اما در بلندمدت کشور را در معرض نوسانات قیمت جهانی، فشار رقابتی و ریسک تمرکز بازار قرار میدهد. ارتقای جایگاه ایران در تجارت جهانی پتروشیمی، نه از مسیر افزایش ظرفیت اسمی، بلکه از مسیر افزایش سهم از ارزش زنجیره و تکمیل حلقههای میانی و پاییندستی امکانپذیر خواهد بود.
هابهای پتروشیمی و جغرافیای تولید ایران
جغرافیای صنعت پتروشیمی ایران بهطور تاریخی حول دو هاب اصلی عسلویه و ماهشهر شکل گرفته است که ستون فقرات تولید و صادرات این صنعت را تشکیل میدهند. عسلویه با اتکا به خوراک گاز پارس جنوبی، مرکز اصلی تولید محصولات گازمحور مانند متانول، اتیلن و اوره است و حدود نیمی از ظرفیت پتروشیمی کشور در این منطقه متمرکز شده است. دسترسی مستقیم به خوراک، اسکلههای صادراتی و زیرساختهای تخصصی، عسلویه را به هاب اول ارزآوری پتروشیمی ایران تبدیل کرده است.
در مقابل، ماهشهر بهعنوان قطب قدیمیتر صنعت، سبد متنوعتری از محصولات آروماتیکی، پلیمری و شیمیایی را تولید میکند و پیوند عمیقتری با صنایع پاییندستی داخلی دارد. این منطقه نقش مهمی در تامین نیاز داخل و تکمیل زنجیرههای میانی ایفا میکند، هرچند بخشی از تولیدات آن نیز صادر میشود.
تمرکز بالای ظرفیت تولید در این دو هاب، اگرچه از منظر مقیاس و بهرهوری اقتصادی مزیت ایجاد کرده است، اما همزمان ریسک عملیاتی سیستماتیک را افزایش داده است؛ بهویژه در مواجهه با محدودیت انرژی، کمبود آب و فشار بر زیرساختهای حملونقل. در این چارچوب، توسعه متوازن هابهای جدید مانند مکران و گسترش جغرافیای تولید، نه یک انتخاب، بلکه یک ضرورت راهبردی برای کاهش ریسک و پایداری بلندمدت صنعت پتروشیمی ایران محسوب میشود.
مدل درآمدی صنعت پتروشیمی در ایران
مدل درآمدی اغلب شرکتهای فعال در صنعت پتروشیمی بر سه رکن، قیمت جهانی محصول بر مبنای فوب خلیج فارس، نرخ تبدیل ارز و ساختار قیمت خوراک استوار است. در بازار داخلی، بورس کالا قیمت پایه محصولات را بر اساس میانگین قیمت فوب و نرخ ارز نیما تعیین میکند و قیمت نهایی با رقابت خریداران در تالار شکل میگیرد. در بازار صادراتی، فروش با ارز آزاد یا نیمهآزاد انجام میشود و بخش مهمی از درآمد شرکتها به نرخ تسعیر وابسته میشود.
در سالهای اخیر، قیمت خوراک گاز برای واحدهای پتروشیمی در محدودهای نزدیک به ۷ تا ۸ سنت به ازای هر مترمکعب نوسان کرده است و چندین بار فرمول محاسبه، محل منازعه و بازنگری قرار گرفته است. این تغییرات مکرر، پیشبینی سودآوری را برای سرمایهگذاران دشوار کرده است و باعث شده است ضریب اطمینان نسبت به برنامههای توسعهای کاهش یابد.
پیامد این ساختار، وابستگی بالا به تصمیمهای سیاستی و نوسان نرخ ارز است. راهحل در تدوین یک فرمول پایدار و قابل پیشبینی برای خوراک، شفافیت در سیاستهای ارزی و کاهش فاصله قیمت داخلی و صادراتی تعریف میشود تا ریسک سیاستی در ارزشگذاری سهام کاهش یابد.
تولید واقعی و نرخ بهرهبرداری؛ شکاف پرهزینه ظرفیت و عملکرد
با وجود آنکه ظرفیت اسمی صنعت پتروشیمی ایران در محدوده ۹۶ تا ۱۰۰ میلیون تن در سال قرار دارد، تولید واقعی این صنعت در سال ۲۰۲۴ حدود ۷۵ میلیون تن گزارش شده است که به معنای نرخ بهرهبرداری نزدیک به ۷۸ درصد است. این سطح از بهرهبرداری، در مقایسه با برخی رقبای منطقهای مانند عربستان سعودی که به نرخهای بالاتر از ۸۵ درصد دست یافتهاند، پایینتر ارزیابی میشود و از وجود گلوگاههای ساختاری در بهرهگیری از ظرفیت نصبشده حکایت دارد.
ریشههای این شکاف را نمیتوان به یک عامل واحد تقلیل داد، بلکه مجموعهای از محدودیتهای بههمپیوسته عملیاتی در شکلگیری آن نقش دارند، از جمله:
- محدودیت تامین خوراک گاز در فصول سرد که به کاهش یا توقف تولید در برخی مجتمعهای گازمحور منجر میشود.
- ناترازی مزمن گاز کشور که اولویت مصرف خانگی را بر تولید صنعتی تحمیل میکند.
- قطعی و محدودیت برق در ماههای گرم سال که حتی مجتمعهای دارای خوراک پایدار را با افت تولید مواجه میسازد.
- کمبود آب صنعتی در برخی مناطق و وابستگی مجتمعها به پروژههای انتقال آب پرهزینه رو به افزایش است.
- ضعف زیرساختهای لجستیکی، ذخیرهسازی و حملونقل که انعطافپذیری عملیاتی را کاهش میدهد.
پیامد اقتصادی این محدودیتها، بلااستفاده ماندن سالانه حدود ۲۰ تا ۲۲ میلیون تن ظرفیت تولید است؛ ظرفیتی که برآورد میشود معادل نزدیک به ۱۷ میلیارد دلار سرمایهگذاری صنعتی قفلشده باشد. این وضعیت نشان میدهد که مسئله اصلی صنعت پتروشیمی ایران، صرفا کمبود ظرفیت اسمی نیست، بلکه ناتوانی در فعالسازی ظرفیت موجود است.
در چنین شرایطی، افزایش ظرفیت اسمی از طریق طرحهای توسعهای جدید، بدون حل ریشهای چالشهای انرژی و زیرساخت، لزوما به افزایش متناسب تولید و ارزآوری منجر نخواهد شد. در نتیجه، شکاف میان ظرفیت در نظر گرفته شده و عملکرد واقعی بهعنوان یک هزینه پنهان و ساختاری، همچنان بر کارایی و رقابتپذیری صنعت پتروشیمی ایران سایه خواهد انداخت.
تحلیل بازدهی صنعت پتروشیمی
دادهها نشان میدهد صنعت پتروشیمی در بازههای کوتاهمدت عملکردی نزدیک به شاخص کل بورس داشته، اما در افقهای میانمدت و بلندمدت دچار عقبماندگی شده است. در بازههای یکهفتهای و یکماهه، بازده صنعت اندکی کمتر از شاخص ثبت شده که بیانگر کاهش تدریجی جذابیت این گروه برای جریان نقدینگی است. این فاصله در بازه سهماهه تشدید شده و بازده صنعت بهطور معناداری پایینتر از رشد بازار قرار گرفته است که حساسیت بالاتر آن به ابهام سیاست خوراک، هزینه انرژی و نوسانات صادراتی را نشان میدهد.
| بازده | صنعت (درصد) | بورس (درصد) |
|---|---|---|
| ۱ هفته | ۶.۹۳% | ۷.۷۹% |
| ۱ ماه | ۲۳.۹۰% | ۲۴.۱۳% |
| ۳ ماه | ۵۹.۶۰% | ۴۹.۴۲% |
| ۶ ماه | ۳۴.۹۸% | ۱۶.۵۱% |
| ۱ سال | ۴۱.۴۹% | ۳۶.۹۷% |
| ۳ سال | ۱۶۱.۹۳% | ۱۳۴.۸۴% |
در افق ششماهه و یکساله نیز اگرچه پتروشیمیها بازدهی مثبتی داشتهاند، اما نسبت به شاخص کل عملکرد ضعیفتری ثبت کردهاند. دادههای معاملاتی حاکی از آن است که این عقبماندگی عمدتا در نمادهای بزرگتر دیده میشود، در حالی که نمادهای کوچکتر به دلیل نقدشوندگی کمتر و وابستگی بالاتر به متغیرهای هزینهای و صادراتی، نوسانات شدیدتری را تجربه کردهاند.
تحلیل بنیادی زیرمجموعههای صنعت پتروشیمی
پایههای سودآوری در صنعت پتروشیمی از ترکیب خوراک، بازار محصول و ساختار هزینه شکل میگیرند و رفتار هر زیرشاخه با توجه به نوع محصول، پیوند متفاوتی با بازار جهانی و سیاست داخلی پیدا میکند. در ادامه به بررسی دقیقتر هر یک از زیرمجموعههای این صنعت بهویژه گروه محصولات شیمیایی پرداخته شده است.
اوره و آمونیاک
گروه اوره با تکیه بر خوراک متان و تقاضای گسترده در بازار کود شیمیایی، یکی از باثباتترین بخشهای زنجیره پتروشیمی ایران محسوب میشود. شرکتهایی مانند پردیس و شیراز از چرخه نقدینگی سریع، قیمت جهانی شفاف و هزینه تولید پایین بهره میبرند و بخش مهمی از فروش خود را به بازارهای آسیایی اختصاص میدهند. در بازار سهام نیز این شرکتها معمولا نسبت قیمت به درآمد پایینتر از میانگین بازار دارند و برای سرمایهگذاران بلندمدت گزینهای محافظهکارانهتر تلقی میشوند.
ریسک اصلی این گروه در تغییر احتمالی سیاستهای یارانه انرژی و محدودیتهای صادراتی نهفته است؛ اما در مقایسه با سایر بخشها، دامنه ریسک سیاستی محدودتر ارزیابی میشود.
آروماتیکها
شرکتهایی مانند نوری و بوعلی از خوراک نفتا و میعانات برای تولید بنزن، پارازایلین و دیگر آروماتیکها استفاده میکنند. حاشیه سود این شرکتها در دورههای رونق قیمت فرآوردههای نفتی و بهبود حاشیه کرک اسپرد بالا میرود و در دورههای افت قیمت نفت و ضعیف شدن تقاضا کاهش مییابد.
در سالهای اخیر، توسعه ظرفیت آروماتیکها در چین و کشورهای منطقه، رقابت را تشدید کرده است و فشار بر حاشیه سود دورهای را افزایش داده است. با این حال مقیاس بزرگ، دسترسی به خوراک و موقعیت استراتژیک خلیج فارس، همچنان فرصت سودآوری قابل توجهی برای نوری و بوعلی ایجاد میکند و این شرکتها در دورههای رونق نفت، عملکرد بهتری نسبت به میانگین بازار نشان میدهند.
محصولات خاص و حرکت جهانی به سمت شیمی سبز
برخی شرکتهای شیمیایی مانند صنایع شیمیایی ایران با تولید LAB و مواد اولیه شوینده، در مرز بین بازارهای سنتی و روندهای جدید زیستمحیطی قرار گرفتهاند. تقاضا برای شویندههای سازگار با محیطزیست و مواد زیستتخریبپذیر در حال افزایش است و سیاستهای چرخهای در اروپا و اقتصادهای پیشرو، هدفگذاری برای افزایش سهم مواد بازیافتی و زیستپایه تا حدود یکچهارم بازار تا سال ۲۰۳۰ را دنبال میکنند.
اگر شرکتهای شیمیایی ایرانی بتوانند بهموقع در فناوریهای مرتبط با شیمی سبز، کاتالیستهای کممصرف و بازیافت شیمیایی سرمایهگذاری کنند، فرصت حضور در بازارهای با ارزش افزوده بالاتر را به دست میآورند؛ در غیر این صورت خطر ماندن در بخش کمارزش زنجیره را تجربه میکنند.
گروه محصولات شیمیایی در بورس
در طبقهبندی رسمی بورس، گروه محصولات شیمیایی مجموعهای از شرکتها با ماهیت تولیدی متفاوت را شامل میشود؛ از تولیدکنندگان آروماتیکها مانند نوری و بوعلی گرفته تا تولیدکنندگان پلیمر، LAB، رزین و مواد اولیه شوینده. این گروه برخلاف تقسیمبندی فنی زنجیره پتروشیمی که به زیرگروههایی مانند اوره، آروماتیکها و محصولات خاص تفکیک میشود؛ یک طبقهبندی بازاری و معاملاتی است و شرکتها را بر اساس رفتار قیمتی، ارزش بازار و ساختار معاملاتی کنار هم قرار میدهد.
در این چارچوب، نمادهایی مانند نوری، مارون، پارس، آریا، جم، شکبیر، شیران، زاگرس و شگویا وزن اصلی ارزش بازار را تشکیل میدهند و عمدتا با نسبت قیمت به درآمد تکرقمی یا نزدیک به میانگین بازار معامله میشوند. در مقابل، بخشی از نمادهای کوچکتر این گروه رفتار نوسانیتر و P/Eهای بالاتری دارند و بیشتر تحتتاثیر جریانهای کوتاهمدت و روایتهای بازار قرار میگیرند. این ناهمگونی باعث میشود سرمایهگذاران فعال در این گروه میان سهمهای بنیادمحور و نمادهای پرریسکتر تمایز قائل شوند و استراتژی زمانی و ریسکپذیری خود را بهوضوح مشخص کنند.
تمرکز ارزش بازار و نقش بازیگران بزرگ در چشمانداز صنعت پتروشیمی
با وجود این پراکندگی رفتاری، وزن اصلی ارزش بازار این گروه بر دوش چند شرکت بزرگ قرار دارد و ارزیابی آنها میتواند تصویر دقیقتری از وضعیت و چشمانداز میانمدت صنعت ارائه دهد. در ادامه، چهار شرکت بزرگ این بخش شامل پتروشمی نوری، مارون، پارس و آریا بررسی شده است.
تحلیل بنیادی پتروشیمی نوری
عملکرد ششماهه پتروشیمی نوری نشان میدهد سود خالص شرکت با تحقق ۱۵.۵ همت و ۲۵۸۸ ریال بهازای هر سهم نسبت به دوره مشابه سال قبل ۲۷ درصد رشد داشته است. با وجود افزایش ۸ درصد درآمد تابستان و رشد ۵.۸ درصد مقدار فروش نسبت به بهار، حاشیه سود ناخالص از ۲۶ درصد به ۲۱ درصد کاهش یافته که مهمترین نکته تحلیلی گزارش است.
در تحلیل بنیادی پتروشیمی نوری، سود هر سهم در تابستان ۱۱۷۸ ریال ثبت شده که نسبت به بهار ۱۶ درصد کاهش اما نسبت به سال گذشته ۲۰ درصد افزایش دارد. سهم طی سه ماه اخیر حدود ۷ درصد بازدهی ارائه کرده است. تصویر زیر مقدار P/E و EPS فوروارد نوری را برای سال مالی 1404 نشان میدهد.

تحلیل بنیادی پتروشیمی مارون
عملکرد ششماهه مارون نشان میدهد مجموع تولید شرکت با ۱.۲ میلیون تن و فروش با ۸۴۱ هزار تن در سطح پایدار قرار دارد. در تحلیل بنیادی پتروشیمی مارون، بخش عمده فروش از محصولات اتیلن، پلیپروپیلن، MEG و پلیاتیلن سنگین حاصل شده و مجموع مبلغ فروش دوره به ۳۵۶ همت رسیده است. نسبت حجم تولید به فروش نشان میدهد بخشی از محصولات اصلی در موجودی دوره باقی مانده و احتمال تعدیل نرخ فروش در نیمه دوم را تقویت میکند. ترکیب فروش شرکت همچنان وابستگی بالایی به زنجیره الفین دارد. تصویر زیر مقدار P/E و EPS فوروارد مارون را برای سال مالی ۱۴۰۴ نشان میدهد.

تحلیل بنیادی پتروشیمی پارس
پتروشیمی پارس در نیمه نخست ۱۴۰۴ با وجود رشد ۳۹ درصدی فروش، به دلیل جهش قابلتوجه هزینهها با کاهش ۶ درصدی سود خالص مواجه شده است. در تحلیل بنیادی پارس، بهای تمامشده ۳۷ درصد افزایش یافته و هزینههای اداری با رشد ۱۴۳ درصدی مهمترین عامل فشار بر سودآوری بوده است. همچنین هزینههای مالی بیش از هشت برابر شده و بخشی از سود عملیاتی را خنثی کرده است. نتیجه این روند، کاهش حاشیه سود و محدودتر شدن توان سودسازی شرکت است؛ وضعیتی که در صورت تداوم، میتواند نیمه دوم سال را نیز تحتتاثیر قرار دهد. تصویر زیر برآورد P/E و EPS فوروارد پارس در سال ۱۴۰۴ را نمایش میدهد.

تحلیل بنیادی پتروشیمی آریا
در ششماهه نخست ۱۴۰۴، آریا ساسول فروش ۲۹.۸ هزار میلیارد تومانی ثبت کرده که نسبت به سال قبل ۳۲ درصد رشد نشان میدهد. در تحلیل بنیادی آریا، سود ناخالص شرکت با افزایش ۲۱ درصدی به ۱۰.۳ هزار میلیارد تومان رسیده و سود عملیاتی نیز با رشد ملایم ۴ درصدی به ۶.۹ هزار میلیارد تومان رسیده است. آریا در این دوره ۱.۴ هزار میلیارد تومان مالیات شناسایی کرده که بخش عمده آن تحتتاثیر حذف معافیتهای مالیاتی صنایع شیمیایی بوده است. روند چندساله درآمدی نیز نشان میدهد فروش شرکت در دورههای ۶ماهه، مسیر صعودی و پایدار داشته است. در تصویر زیر میتوان مقادیر فوروارد P/E و EPS آریا را برای سال مالی ۱۴۰۴ مشاهده کرد.

ریسکها و فرصتهای صنعت پتروشیمی
برنامههای رسمی توسعه صنعت پتروشیمی ایران همچنان هدفگذاری افزایش ظرفیت اسمی تا حدود ۱۳۰ میلیون تن در سال را دنبال میکنند، اما دادههای عملکردی نشان میدهد چالش اصلی صنعت نه صرفا کمبود ظرفیت، بلکه ناتوانی در بهرهبرداری کامل از ظرفیت موجود است. در شرایطی که نرخ بهرهبرداری فعلی حدود ۷۸ درصد برآورد میشود، افزودن ظرفیتهای جدید بدون حل ناترازی انرژی، محدودیت برق، کمبود آب صنعتی و ضعف زیرساختهای لجستیکی، میتواند به تشدید شکاف میان ظرفیت اسمی و تولید واقعی منجر شود. بنابراین، طرحهایی مانند توسعه متانول و اوره، تکمیل زنجیره پلیمرها و احداث واحدهای جدید الفینی، تنها زمانی به افزایش پایدار ارزآوری منجر خواهند شد که همزمان با تامین پایدار انرژی و اصلاح زیرساختها پیش بروند.
در سطح جهانی، صنعت پتروشیمی با فشار فزاینده سیاستهای کربنی، مقررات زیستمحیطی و الزامات کاهش شدت انرژی مواجه است. اعمال سازوکارهایی مانند قیمتگذاری کربن، استانداردهای سختگیرانه انرژی و توسعه اقتصاد چرخشی، مزیتهای سنتی مبتنی بر خوراک ارزان را بهتدریج تضعیف میکند. در چنین فضایی، تمرکز ایران بر محصولات پایه انرژیبر، ریسک رقابتپذیری بلندمدت را افزایش میدهد، بهویژه اگر سیاست مشخصی برای شیمی سبز، ارتقای بهرهوری انرژی، بازیافت شیمیایی و استفاده از خوراکهای جایگزین تدوین نشود و سرمایهگذاری در فناوریهای نو به تعویق بیفتد.
در مقابل، فرصت اصلی صنعت پتروشیمی ایران در پنجره زمانی چند سال آینده نهفته است؛ دورهای که میتوان از آن برای تغییر جهت راهبردی استفاده کرد. تکمیل زنجیره ارزش بهویژه در مسیرهای متانول به الفین و پروپیلن، توسعه محصولات پلیمری و شیمیایی با ارزش افزوده بالاتر، افزایش بهرهوری انرژی و تنوعبخشی به بازارهای صادراتی، میتواند بدون افزایش چشمگیر حجم تولید، درآمد ارزی و تابآوری صنعت را تقویت کند. تحقق این مسیر مستلزم کاهش ریسک سیاستی خوراک، شفافسازی مقررات صادراتی و همراستا کردن سیاستهای صنعتی با تحولات جهانی است؛ در غیر این صورت، مزیت خوراک ارزان نیز بهتدریج به یک مزیت فرسوده تبدیل خواهد شد.
جمعبندی تحلیلی و توصیه سرمایهگذاری
صنعت پتروشیمی ایران از نظر منابع گازی، ظرفیت تولید و موقعیت جغرافیایی، پتانسیل تبدیل شدن به بازیگر تراز اول منطقه را دارد، اما شکاف میان ظرفیت و بهرهبرداری، تمرکز صادرات بر محصولات پایه و ناپایداری سیاست خوراک، مانع تحقق کامل این پتانسیل شده است. تکمیل زنجیره ارزش، بهویژه در مسیر متانول به الفین و توسعه زنجیره پروپیلن، تنوعبخشی بازارهای صادراتی و تامین پایدار انرژی، سه محور اصلی عبور از وضعیت فعلی هستند.
در صورت تحقق این اصلاحات، پتروشیمی ایران میتواند از یک صادرکننده مواد اولیه به یک بازیگر تعیینکننده در بازار منطقهای و جهانی تبدیل شود؛ در غیر این صورت، مزیت خوراک ارزان نیز بهتدریج در برابر فشارهای زیستمحیطی و رقابت جهانی تضعیف خواهد شد.
برای سرمایهگذار حرفهای، راهبرد منطقی در افق میانمدت، تشکیل یک سبد متعادل شامل ترکیبی از اورهسازهای صادراتمحور، آروماتیکیهای بزرگ و چند سهم منتخب از گروه محصولات شیمیایی است تا هم از ثبات سودآوری پایه بهره ببرد و هم از فرصتهای دورهای رشد قیمتها در بازار جهانی استفاده کند. شرط موفقیت این راهبرد آن است که ریسک سیاستی خوراک و صادرات، به دقت رصد و در تصمیمگیری لحاظ شود.
سوالات متداول
سهم ایران از ظرفیت جهانی صنعت پتروشیمی بر اساس برآوردهای بهروز حدود ۲٫۵ تا ۳ درصد است. این سهم نشان میدهد با وجود برخورداری از ذخایر بزرگ گاز طبیعی و توسعه قابل توجه ظرفیت اسمی، جایگاه ایران در مقیاس جهانی همچنان محدود مانده و فاصله معناداری میان پتانسیل منابع و حضور موثر در زنجیره ارزش جهانی وجود دارد.
صنعت پتروشیمی به دلیل اتکا به خوراک گاز و میعانات و تولید محصولات دلاری، ماهیتی صادراتمحور دارد و بخش بزرگی از تولید آن راهی بازارهای خارجی میشود. بر اساس دادههای جدید، صادرات پتروشیمی حدود یکسوم صادرات غیرنفتی کشور را تشکیل میدهد و از این منظر، یکی از پایدارترین منابع تامین ارز برای اقتصاد ایران محسوب میشود.
مزیت اصلی پتروشیمیهای ایران در دسترسی به خوراک گاز با قیمت نسبی پایین، موقعیت جغرافیایی مناسب در نزدیکی مسیرهای کشتیرانی و تجربه عملیاتی چند دههای نهفته است. با این حال، ناپایداری فرمول قیمتگذاری خوراک، محدودیتهای انرژی و فشارهای زیستمحیطی جهانی، بخشی از این مزیت را تضعیف کرده و تداوم آن را به اصلاح سیاستها و افزایش بهرهوری انرژی وابسته کرده است.



