تولید ناخالص داخلی چیست و چگونه محاسبه میشود؟

تولید ناخالص داخلی (Gross Domestic Product)، ارزش پولی تمام کالاها و خدمات نهایی است که در داخل مرزهای جغرافیایی یک کشور و در یک دوره زمانی مشخص (معمولا یک سال یا یک فصل) تولید میشود. در این شاخص فقط کالاها و خدمات نهایی محاسبه میشوند تا از دوبارهشماری کالاهای واسطهای جلوگیری شود. تولید باید قابلارزشگذاری باشد؛ یعنی در بازار رسمی قیمت داشته باشد یا بتوان برای آن قیمت ضمنی برآورد کرد، مانند اجاره ضمنی خانههای شخصی یا برخی خدمات دولتی که بهجای قیمت بازار با هزینه تولید ارزشگذاری میشوند. همچنین فقط تولید همان سال یا فصل وارد محاسبه میشود؛ بههمین دلیل معاملات دستدوم، خریدوفروش داراییهای مالی یا انتقال مالکیت سهام، تولید جدید محسوب نمیشوند و تنها کارمزد خدمات واسطهای در GDP ثبت میشود.
شاخص GDP، یک شاخص جغرافیامحور است؛ یعنی تولید داخل کشور را بدون توجه به ملیت تولیدکننده اندازهگیری میکند. به همین دلیل، تولید یک شرکت خارجی در داخل کشور جزو GDP همان کشور ثبت میشود. در ایران و اغلب اقتصادها، آمار GDP بهصورت فصلی و سالانه توسط نهادهای آمار رسمی مانند مرکز آمار و بانک مرکزی منتشر میشود و مبنای اصلی تحلیل رشد اقتصادی، سیاستگذاری مالی و مقایسه عملکرد اقتصادها در سطح بینالمللی قرار میگیرد.
- پیشنهاد میشود در این خصوص مقاله اقتصاد چیست؟ را بخوانید.
تاریخچه محاسبه تولید ناخالص داخلی (GDP)
شاخص تولید ناخالص داخلی (GDP) در دهه ۱۹۳۰ و در پاسخ به نیاز دولتها برای سنجش دقیق وضعیت اقتصاد ملی شکل گرفت. در دوران رکود بزرگ، نبود یک نظام آماری منسجم، امکان ارزیابی ظرفیت تولید، درآمد و مخارج را دشوار کرده بود. در سال ۱۹۳۷، سایمون کوزنتس، اقتصاددان دفتر ملی تحقیقات اقتصادی آمریکا، گزارشی تاریخی به کنگره ارائه کرد که برای نخستینبار چارچوب مفهومی GDP و GNP را تعریف و مبنای حسابهای ملی مدرن را ایجاد کرد.
با آغاز جنگ جهانی دوم و ضرورت برنامهریزی برای مخارج جنگ و تخصیص منابع، اهمیت این شاخص افزایش یافت و پس از پایان جنگ، در کنفرانس برتونوودز ۱۹۴۴ بهعنوان معیار رسمی اندازهگیری عملکرد اقتصادی کشورها پذیرفته شد. از آن زمان، GDP به شاخص اصلی مقایسه رشد اقتصادی در جهان تبدیل شده و کشورها دادههای آن را بهصورت استاندارد و هماهنگ منتشر میکنند؛ تغییری که در سال ۱۹۹۱ با جایگزینی GNP توسط GDP در نظام آماری آمریکا تکمیل شد.
عناصر کلیدی تولید ناخالص داخلی
تولید ناخالص داخلی (GDP) بر اساس استانداردهای حسابهای ملی از چهار جزء اصلی تشکیل میشود و مجموع عملکرد این اجزا تصویر روشنی از میزان فعالیت اقتصادی یک کشور ارائه میدهد. تولید ناخالص داخلی بر اساس حسابهای ملی با فرمول زیر محاسبه میشود:
GDP = C + I + G + (X − M)
در این چارچوب، هر یک از اجزای زیر جایگاه مشخصی در فرمول دارند و در کنار هم سطح فعالیت اقتصادی یک کشور را نشان میدهند:
مصرف (C)
مصرف خانوارها معادل C در فرمول است و شامل هزینه برای کالاهای بادوام، غیربادوام و خدمات میشود. این جزء بزرگترین سهم GDP را دارد و تغییرات آن مستقیما بیانگر وضعیت تقاضای داخلی و رفتار مصرفکنندگان است.
سرمایهگذاری (I)
سرمایهگذاری معادل I بوده و شامل خرید ماشینآلات، تجهیزات، ساختوسازهای تولیدی و مسکونی و تغییر موجودی انبارها میشود. این بخش ظرفیت تولید آینده اقتصاد را شکل میدهد و بهشدت به شرایط چرخه تجاری حساس است.
مخارج دولت (G)
مخارج دولت معادل G است و فقط هزینههای دولت برای کالاها و خدمات و سرمایهگذاریهای عمرانی را در بر میگیرد. پرداختهای انتقالی در این بخش لحاظ نمیشوند، زیرا به تولید جدید منجر نمیشوند.
صادرات خالص (X − M)
صادرات خالص برابر X − M است؛ صادرات به GDP افزوده میشود چون حاصل تولید داخلی است و واردات کسر میشود زیرا در داخل کشور تولید نشدهاند. تراز این بخش میتواند نقش تقویتکننده یا محدودکننده رشد اقتصادی را ایفا کند.
نرخ رشد GDP چیست؟
تولید ناخالص داخلی (GDP) به صورت فصلی و سالانه محاسبه میشود. از این شاخص برای نمایش رشد اقتصادی استفاده میشود. برای سنجش وضعیت اقتصادی و روند آن طی دورههای زمانی مختلف، میزان تغییرات تولید ناخالص داخلی در هر فصل نسبت به فصلهای پیشین و تغییرات سالانه آن محاسبه میشود. نرخهای به دست آمده تغییرات GDP را نسبت به دورههای قبل نشان میدهد.
اهمیت درک تولید ناخالص داخلی
نگرانی اصلی بیشتر مردم این است که چرا باید به تولید ناخالص داخلی هر کشور اهمیت دهند؟ چندین دلیل کلیدی وجود دارد که چرا باید به تولید ناخالص داخلی کشورها توجه داشت که در ادامه آورده شده است:
شناخت اقتصاد: تولید ناخالص داخلی یا (GDP) افراد را قادر میسازد تا قدرت و عملکرد کلی اقتصاد کشور خود را ارزیابی کنند و به آنان کمک میکند تا تصمیمات آگاهانهای در مورد کسب و کار، شغل و امور مالی خود بگیرند. وقتی اقتصاد یک کشور سالم است، عموماً افراد آن رفاه بالایی دارند.
تدوین سیاست اقتصادی: دولتها، اقتصاددانان و سیاستگذاران برای تدوین سیاستهای اقتصادی بر برآوردهای تولید ناخالص داخلی تکیه میکنند. تولید ناخالص داخلی یا (GDP) به آنها بینشی در مورد اندازه و عملکرد اقتصاد میدهد، بنابراین به آنها اجازه میدهد تا اثرات متغیرهایی مانند سیاستهای مالی موجود را تجزیه و تحلیل کرده و تعیین کنند که برای تحریک رشد اقتصادی چه کاری باید انجام شود؟
پیشبینی اقتصاد: افراد میتوانند از نرخ رشد تولید ناخالص داخلی برای پیش بینی روندهای اقتصادی آینده در کشور خود استفاده کنند و بنابراین تصمیمات مالی آگاهانه بگیرند. تولید ناخالص داخلی یا (GDP) اطلاعات ارزشمندی را به سرمایهگذاران بالقوه ارائه میدهد که میتوانند از آن برای پیشبینی رشد یا رکود اقتصادی یک کشور، روندهای آتی در هزینههای مصرف کننده و نرخ تورم استفاده کنند.
تفاوت تولید خالص و ناخالص داخلی چیست؟
علت اینکه از واژه ناخالص در کنار تولیدات داخلی و ملی استفاده میشود، این است که استهلاک یا کاهش ارزش داراییها از ارزش آن کسر نشده است. بنابراین برای بیان تفاوت میان تولید ناخالص و خالص داخلی باید گفت که در محاسبه تولید خالص داخلی کاهش ارزش داراییهای ثابت همچون ساختمان و… نیز لحاظ میشود. این شاخص با کسر کردن استهلاک کالا و داراییها از GDP به دست میآید. به طور کلی تولید ناخالص داخلی (GDP) شاخصی رایجتر و محبوبتری نسبت به تولید خالص داخلی (NDP) است. علت آن هم دشواری و پیچیدگی محاسبه استهلاک داراییها و کالاها است.
انواع تولید ناخالص داخلی
برای تحلیل دقیق وضعیت اقتصادی یک کشور، تولید ناخالص داخلی در قالب سه نوع اصلی، گزارش میشود که هر کدام بعد متفاوتی از فعالیت اقتصادی را نشان میدهند:
۱) GDP اسمی (Nominal GDP): تولید ناخالص داخلی اسمی، ارزش کالاها و خدمات نهایی را بر اساس قیمتهای جاری همان سال اندازهگیری میکند. این شاخص تحتتاثیر مستقیم تورم یا کاهش قیمتها قرار میگیرد و بههمین دلیل تنها نشاندهنده ارزش پولی تولیدات در دوره موردنظر و نه تغییرات واقعی تولید است. GDP اسمی برای تحلیل اندازه اقتصادی در لحظه و مقایسه ارزش جاری بخشهای مختلف اقتصاد استفاده میشود.
۲) GDP حقیقی (Real GDP): تولید ناخالص داخلی حقیقی، ارزش کالاها و خدمات تولیدشده را با استفاده از قیمتهای ثابت سال پایه محاسبه میکند و اثر تورم را حذف میکند. این شاخص نشان میدهد رشد اقتصادی واقعی ناشی از افزایش تولید است یا صرفا افزایش قیمتها در آن لحاظ شده است. اقتصاددانان برای تحلیل روند بلندمدت اقتصاد، چرخههای تجاری و نرخ رشد واقعی از GDP حقیقی استفاده میکنند، زیرا تغییرات کمیِ تولید را با دقت بیشتری منعکس میکند.
۳) GDP سرانه (GDP per Capita): تولید ناخالص داخلی سرانه از تقسیم کل GDP یک کشور بر جمعیت آن به دست میآید و بهعنوان یکی از مهمترین شاخصهای ارزیابی سطح زندگی و بهرهوری متوسط افراد شناخته میشود. GDP سرانه میتواند بهصورت اسمی، حقیقی یا بر اساس برابری قدرت خرید (PPP) گزارش شود. این شاخص نشان میدهد ارزش تولید ایجادشده به ازای هر فرد چقدر است و مقایسه آن میان کشورها تصویری مناسب از رفاه اقتصادی نسبی ارائه میدهد.
تفاوت GDP اسمی و GDP حقیقی
تولید ناخالص داخلی اسمی ارزیابی تولید اقتصادی با لحاظ قیمتهای جاری در محاسبه آن است. برای محاسبه GDP حقیقی اما مقدار کالاها و خدمات ضرب در قیمتی ثابت در یک سال پایه میشود. قیمتهای ثابت هر چند سال یکبار بهروز میشود. برای از بین نرفتن مفهوم قیمتها طی گذر زمان، سال پایه که قیمتها بر اساس آن تعیین میشود، عمدتا پس از چند سال تغییر میکند.
| شاخص | تعریف | کاربرد اصلی | نکته کلیدی |
|---|---|---|---|
| GDP اسمی | ارزش تولید بر اساس قیمتهای جاری همان سال | سنجش ارزش اسمی فعالیت اقتصادی | تحت تاثیر مستقیم تورم قرار میگیرد |
| GDP حقیقی | ارزش تولید بر اساس قیمتهای ثابت سال پایه | مقایسه رشد اقتصادی در دورههای زمانی | با حذف اثر تورم، شاخص دقیقتری برای رشد واقعی است |
بر اساس دو شاخص اسمی و حقیقی GDP امکان ایجاد شاخصی دیگر تحت عنوان شاخص ضمنی قیمت GDP ایجاد میشود که نقش تعدیلکننده دارد. این شاخص به منظور تحلیل دقیقتر قیمتها در این نماگرها محاسبه میشود. در واقع این شاخص از تقسیم GDP اسمی بر GDP حقیقی به دست میآید. از آنجا که در هر دو شاخص اسمی و حقیقی مقدار کالا و خدمات یکسان است، در نتیجه با تعدیل قیمتها در GDP اسمی از طریق شاخص ضمنی به GDP حقیقی میرسیم.
تولید ناخالص داخلی سرانه
در کشور برای اینکه میزان درآمد سرانه یا درآمد هر فرد در جامعه مشخص شود، رقم به دست آمده GDP را تقسیم بر تعداد جمعیت کشور میکنند. در این شرایط مشخص میشود که هر یک از افراد جامعه چه مقدار درآمد در دوره مشخص داشتند. بسیاری معتقدند که ارقام به دست آمده برای درآمد سرانه تولید ناخالص داخلی کشورها عمدتا چندان قابلیت قیاس با یکدیگر را ندارند. علت آن است که استاندارد و میزان قیمتها در کشورها با یکدیگر متفاوت است.
نحوه محاسبه GDP یا تولید ناخالص داخلی
برای محاسبه GDP یا تولید ناخالص داخلی از سه روش استفاده میشود.
روش تولید و یا ارزش افزوده
در این روش ارزش پولی هزینههای تولید و خدمات (هزینههای واسطهای یا نهادههای تولید) از ارزش نهایی آن کسر و رقم باقیمانده به عنوان ارزش افزوده در نظر گرفته میشود. از مجموع ارزش افزوده کالاها و خدمات ارائه شده در یک کشور، GDP به دست میآید. در یک اقتصاد باید جمع ارزش افزودهها با جمع ارزش نهایی کالاهای تولید و خدماتی یکسان باشد.
روش درآمدها
GDP در این روش از مجموع ارزش پولی درآمدها در یک کشور محاسبه میشود. در این روش درآمد ماحصل از حقوق و دستمزد، درآمد ماحصل از اجاره یک دارایی همچون ملک، سود حاصل از سرمایهگذاریهایی نظیر سهام و سود شرکتها و بنگاههای اقتصادی با یکدیگر جمع و برای دوره مشخصی محاسبه میشود.
روش مخارج
در این روش کل مخارج یا هزینهها بر روی کالاهای تولیدی و یا ارائه خدمات در یک دوره زمانی مشخص محاسبه میشود. این مخارج شامل هزینههای خانوارها (مصرف)، سرمایهگذاری، خریدهای دولت و خالص صادرات است. مجموع اینها برای محاسبه GDP به روش مخارج مورد استفاده قرار میگیرد.
فرمول تولید ناخالص داخلی بر اساس درآمد و مخارج
بر اساس مواردی که در بخش قبل گفته شد، فرمول تولید ناخالص داخلی GDP به روش مخارج و درآمدها براساس ذیل است:
مصارف شخصی + سرمایهگذاریها + خریدهای (مصارف) دولتی + خالص صادرات = (مخارج) GDP
حقوق و دستمزدها + اجارههای دریافتی (دارایی همچون ملک) + سود سرمایهگذاریها + سود شرکتها = (درآمدها) GDP
عوامل موثر بر GDP
رشد اقتصادی با میزان ارزش و مقدار تولید و خدمات نمایش داده میشود. عوامل متعددی در میزان GDP یا ارزش فعالیتهای اقتصادی کشور اثرگذار است که در ادامه این گزارش به بررسی آنها پرداخته شده است.
سیاستهای اقتصادی
یکی از مهمترین عوامل موثر بر تولید ناخالص داخلی، نحوه سیاستگذاریهای اقتصادی است که بر روی پارامترهای مهمی همچون میزان نقدینگی و تورم، میزان بیکاری و… اثرگذار است. این پارامترهای اقتصادی بر GDP اثرگذار هستند. هرچه میزان رشد نقدینگی در کشور بیشتر شود، با یک سیاستگذاری درست و بهینه، نقدینگی بیشتر به بخش تولید هدایت و منجر به رشد تولید خواهد شد.
در شرایطی که با ناکارآمدی، رشد نقدینگی منجر به تورم افسارگسیخته شود، رشد بیش از اندازه قیمتها نسبت به قبل که نشان از وضعیت تورمی دارد، در کوتاه مدت منجر به رشد انگیزه برای تولید و خدمات بیشتر خواهد شد. در صورت تداوم و رشد بیش از اندازه تورم، به دلیل عدم کشش قیمتی، تقاضا برای کالا و خدمات کمتر و در نتیجه کاهش تولید را در پیش خواهد داشت. بنابراین از آنجا که پارامترهای مهم اقتصاد کلان، بر میزان تولید و خدمات اثر بسیاری دارد، نحوه سیاستگذاریها برای کنترل هر یک از پارامترها از سطح اهمیت بالایی برخوردار است.
میتوانید برای کسب اطلاعات بیشتر در این خصوص گزارشهای ذیل را مطالعه کنید:
میزان تقاضا و مصرف
سیاستگذاریهای اقتصادی که از سوی دولت و بانک مرکزی اعمال میشوند، میزان تقاضا و عرضه را کنترل میکند. هر چه میزان تقاضا در جامعه بیشتر شود، عرضه کالا و خدمات بیشتر و GDP افزایش خواهد یافت. برای مثال رشد پایه پولی از سوی بانک مرکزی و سیاستهایی از قبیل کاهش نرخ بهره، باعث رشد نقدینگی و رشد نقدینگی منجر به افزایش تقاضا و در نتیجه رشد تولید خواهد شد. بنابراین میزان مصرف یا همان تقاضا و عرضه از جمله عوامل موثر بر تولید و ارائه خدمات است.
جمعیت و وضعیت نیروی کار
نیروی کار که از سوی خانوارها به سمت بنگاههای اقتصادی هدایت میشود، به عنوان یکی از مهمترین نهادههای تولید در نظر گرفته میشود. رشد تولید با کاهش نرخ بیکاری همراه است. در مقابل با نیروی کار بیشتر سطح تولید و خدمات بیشتر خواهد شد. هرچه نرخ اشتغال در جامعه بالا رود، سطح رفاه افراد بیشتر و میزان تقاضا و مصرف بیشتر خواهد شد، البته این در شرایط تورمی مانند ایران، که حداقل دستمزد متناسب با تورم سالانه رشد نمیکند، اندکی متفاوت است و الزاما منجر به مصرف بیشتر نخواهد شد.
از طرفی رشد یا افت جمعیت در صورتی که با رشد اقتصادی همگام نشود، منجر به رشد نرخ بیکاری و در نتیجه کاهش تولید خواهد شد.
میزان سرمایه و تجارت
هرچه میزان سرمایهگذاری در بخش مولد جامعه و نرخ پسانداز بیشتر شود، تولید و خدمات نیز افزایش خواهد یافت. البته سرمایهگذاریها و ذخایر در صورتی منجر به رشد تولید خواهد شد که در بخش غیرمولد یا داراییهایی همچون مسکن، طلا و… نباشد. میزان صادرات و واردات در یک کشور نیز بر GDP اثر بسیاری دارد. گرچه کشور ایران از جهت مواد اولیه و نهادههای تولید به واردات وابسته است، اما هرچه واردات کالای نهایی به کشور بیشتر شود، میزان تولیدات داخلی کاهش خواهد یافت. بنابراین یکی از وظایف سیاستگذاران کشور کنترل میزان واردات به کشور است. از طرفی رشد صادرات منجر به رشد درآمدها، کاهش مازاد عرضه و در نتیجه رشد تولید خواهد شد.
فناوری و تکنولوژی
هرچه سطح فناوری و تکنولوژی در کشور ارتقا یابد، میزان تولید و در نتیجه GDP بیشتر خواهد شد. کشورهای پیشرفته با جدیدترین و بهروزترین دانش و فناوری ساخت، تولید بیشتری نسبت به کشورهایی با فناوری قدیمیتر دارند.
ذخایر منابع طبیعی
منابع طبیعی و محیطی از این جهت اهمیت بالایی دارد که در واقع هرچه میزان ذخایر منابع طبیعی و بهرهبرداری از آن با فناوری و تکنولوژیهای روز بیشتر باشد، سطح تولید در کشور افزایش خواهد یافت. این موضوع از جهت بینیازی به واردات مواد اولیه از درجه اهمیت بالایی برخوردار است. البته این در شرایطی میسر است که زیرساختهای مناسبی برای افزایش بهرهبرداری از ذخایر کشور وجود داشته باشد.
وضعیت بازارها در کشور
میزان دادوستد در بازارهای داخلی و البته خارجی بر میزان تولیدات کشور اثرگذار است. رشد دادوستدها و رونق در برخی بازارها در کشور همچون بازار سرمایه منجر به رشد تولید خواهد شد. از طرفی رشد دادوستد در برخی بازارها همچون مسکن، ارز و طلا که عمدتا داراییمحور هستند، به مرور زمان از میزان تولید و خدمات میکاهد. علت این امر آن است که به ویژه در شرایط تورمی، تولیدکنندگان به جای تولید بیشتر، گرایش بیشتری به سرمایهگذاری در بازارهای داراییمحور به منظور حفظ ارزش پول خواهند داشت، بنابراین از حجم تولید کاسته میشود. بازارهای خارجی نیز از جهت میزان صادرات و واردات حائز اهمیت هستند.
مقایسه GDP و GNP و GNI
GDP ارزش پولی فعالیتهای اقتصادی (میزان تولید و خدمات) داخل کشور است که به آن تولید ناخالص داخلی گفته میشود. GNP یا تولید ناخالص ملی که در کشورهای دیگر به ویژه آمریکا بسیار پر کاربرد است، به ارزش پولی فعالیتهای اقتصادی (تولید و خدمات) شهروندان یک کشور، ارزش فعالیتهای اقتصادی شهروندان ملی مقیم در سایر کشورها نیز اضافه میشود. به زبان سادهتر برای محاسبه GNP، به ارزش پولی فعالیتهای اقتصادی شهروندان (افراد با یک ملیت) در داخل کشور، ارزش پولی فعالیتهای اقتصادی توسط شهروندان کشور حتی اگر در سایر کشورها مقیم باشند، افزوده خواهد شد.
| شاخص | مبنای محاسبه | موارد دربرگیرنده | موارد حذفی | کاربرد |
|---|---|---|---|---|
| GDP | محل تولید داخل کشور | ارزش کالاها و خدمات تولیدشده در مرزهای جغرافیایی کشور | تولید شهروندان در خارج | سنجش اندازه و عملکرد اقتصاد داخلی |
| GNP | ملیت تولیدکنندگان | تولید شهروندان داخل و خارج کشور | تولید اتباع خارجی در داخل | سنجش تولید منسوب به شهروندان یک کشور |
| GNI | درآمد نهایی شهروندان | کل درآمد کسبشده توسط اتباع داخل و خارج | درآمد عوامل خارجی مقیم کشور | سنجش ثروت و درآمد ملی واقعی |
برای محاسبه GNI که به آن درآمد ناخالص ملی نیز گفته میشود، کل درآمد افراد خارجی مقیم کشور از GNP کسر و درآمدهای شهروندان کشور مقیم در سایر کشورها به GNP اضافه میشود. برای مثال فرض کنید رقم GDP ده هزار میلیارد ریال است که 1000 میلیارد ریال آن به افراد خارجی مقیم ایران اختصاص دارد. از طرفی ارزش ریالی درآمدهای فردی ایرانی در کشوری همچون آلمان 2000 میلیارد ریال است، بنابراین 1000 میلیارد از ده هزار میلیارد کسر و 2000 میلیارد به باقیمانده که 9000 میلیارد ریال است، اضافه خواهد شد. در اینصورت ارزش ریالی GNI کشور 11000 میلیارد ریال خواهد بود. GNI برای نمایش ثروت افراد یک کشور محاسبه میشود.
کشورهای با بیشترین تولید ناخالص داخلی
بر اساس تازهترین برآوردهای صندوق بینالمللی پول، ایالات متحده، چین، ژاپن، آلمان و هند همچنان پنج اقتصاد بزرگ جهان در سال ۲۰۲۵ بودند. این ارقام ماهیت پیشبینیشده داشتند، زیرا دادههای واقعی تولید ناخالص داخلی همواره با یک تا دو سال تأخیر منتشر میشوند و برای سال ۲۰۲۵ آمار قطعی در دسترس نبود.
- ایالات متحده آمریکا با GDP برآوردی حدود ۲۹٫۵ تریلیون دلار، بزرگترین اقتصاد جهان باقی ماند.
- چین با حدود ۱۸٫۱ تریلیون دلار در جایگاه دوم قرار گرفت.
- ژاپن با حدود ۴٫۵ تریلیون دلار در رتبه سوم ایستاد.
- آلمان با حدود ۴٫۷ تریلیون دلار رتبه چهارم را به خود اختصاص داد.
- هند نیز با تولید ناخالص داخلی حدود ۴٫۲ تریلیون دلار جایگاه پنجم اقتصاد جهان را حفظ کرد.
این ارقام نشان داد که وزن اقتصاد جهانی همچنان میان آمریکا و چین متمرکز بود، در حالی که هند با رشد اقتصادی سریعتر، جایگاه خود را در میان اقتصادهای بزرگ تثبیت کرده بود.
انتقادات بر شاخص GDP
بسیاری معتقدند که شاخص GDP معیار مناسبی برای سنجش اقتصاد و سطح رفاه اقتصادی افراد جامعه نیست. یکی از دلایل این افراد آن است که در محاسبه GDP ارزش کلیه محصولات و خدمات یک کشور، لحاظ نمیشود. در واقع ارزش آن دسته از محصولات و خدمات غیررسمی و ثبت نشده همانند کسب و کارهای خانگی، برخی آنلاینشاپها و… در محاسبه GDP محاسبه نمیشود. علت بعدی آن است که در محاسبه GDP تنها ارزش کالاهای نهایی لحاظ میشود و ارزش کالاها و خدمات واسطهای، هزینهها و تراکنشهای میان کسب و کارها لحاظ نمیشود.
دلیل بعدی آن است که در محاسبه GDP کلیه فعالیتهایی انجام شده در داخل مرزهای کشور لحاظ میشود، این در صورتی است که برخی فعالیتها توسط افراد یا شرکتهای خارجی انجام میشود. در این میان ممکن است درآمد ماحصل این فعالیتها به خارج از کشور منتقل شود. یکی دیگر از نقدهایی که بر محاسبه GDP میشود، آن است که خسارات به تولید که ممکن است علل طبیعی همچون سیل و زلزله داشته باشد، در محاسبه GDP لحاظ نمیشود. همچنین از آنجا که معیار محاسبه GDP ارزش کالاهای نهایی است، در نتیجه ارزش مبادلات کالاهای دست دوم در GDP لحاظ نمیشود.
بنابراین ایرادات وارد شده به تولید ناخالص داخلی شامل موارد ذیل هستند:
- کسب و کارهای خانگی و کسب و کارهای غیررسمی و ثبت نشده در آن محاسبه نمیشود
- معضل قاچاق کالا در نظر گرفته نمیشود
- اطلاعات و آمارهای کل تولیدات کشور در دسترس نیست
- درآمد ماحصل از خرید و فروش کالاهای دست دوم در آن محاسبه نمیشود
- خروج سرمایه و درآمدهای ماحصل افراد خارجی از کشور
تفاوت درآمد دولت و تولید ناخالص داخلی چیست؟
تفاوت تولید ناخالص داخلی با درآمدهای دولت برای بسیاری از افراد اشتباه گرفته شود. در این خصوص باید گفت که تولید ناخالص داخلی در واقع ارزش تولیدات و خدمات کل یک کشور است اما کل این ارزش جزو درآمدهای دولت محسوب نمیشود. در واقع درآمد دولت از تولیدات تنها به اندازه مالیات است.
آیا بالا بودن GDP خوب است؟
بسیاری از افراد بر این باورند که رشد GDP به معنای واقعی رشد اقتصاد در یک کشور نیست. دلایل این امر در بخش انتقاداتی که به شاخص GDP وارد است، آورده شده است. نکتهای که در اینجا باید مورد توجه قرار گیرد، در نظر گرفتن روند پایداری برای رشد و توسعه اقتصادی است. هر زمان روند رشد GDP که در واقع رشد اقتصادی کشور را نشان میدهد، صعودی و پایدار باشد، نشان از توسعه و پیشرفت یک اقتصاد طی یک دوره زمانی مشخص دارد. برعکس این موضوع روند نزولی آن، نشاندهنده افول یک اقتصاد است. بنابراین رشد اقتصادی تنها برای یک یا دو سال چندان قابل اتکا نیست. باید دید در بازه زمانی بلند مدت این روند به چه صورت است.
آمار تولید ناخالص داخلی ایران
نمودار ذیل از سایت بانک مرکزی استخراج شده است. در این نمودار ارزش ریالی محصولات ناخالص داخلی ایران بر اساس قیمتهای جاری و ثابت از سال 1400 تا 1402 به صورت فصلی جمعآوری شده است. تورم و رشد قیمتها نسبت به سال پایه طی چند سال اخیر در تولید داخلی حقیقی و اسمی مشاهده میشود.

جمعبندی
محاسبه تولید ناخالص داخلی یک کشور شامل تمام مصارف خصوصی و عمومی، هزینههای دولتی، سرمایهگذاریها و تراز تجاری خارجی میشود. هر سیاستگذار، اقتصاددان، سرمایهگذار، کارمند و کسبوکاری باید با تولید ناخالص داخلی کشور خود بهروز بماند، زیرا بینشهای مفیدی را در مورد سلامت و مسیر اقتصاد کشور به آنها ارائه میدهد. بنابراین در این مقاله تولید ناخالص داخلی به صورت مفصل تشریح شده است.
سوالات متداول
تولید ناخالص داخلی gdp یک کشور نشاندهنده ارزش نهایی تمام محصولات و خدماتی است که یک کشور در یک سال تولید میکند.
GDP به 3 روش تولید و یا ارزش افزوده، درآمدها و مخارج محاسبه میشود.
روند رشد GDP در واقع رشد اقتصادی کشور را نشان میدهد، اگر صعودی و پایدار باشد، نشان از توسعه و پیشرفت یک اقتصاد طی یک دوره زمانی مشخص را دارد.
از تقسیم تولید ناخالص داخلی یک کشور به جمعیت آن کشور، درآمد سرانه به دست میآید.
GDP ارزش کل تولید و خدمات یک کشور است، اما فقط بخش کوچکی از آن، یعنی مالیاتها بهعنوان درآمد دولت محسوب میشود.



