آموزش بورس

ارزش‌گذاری با مدل تنزیل سود نقدی سهام (DDM) به چه صورت است؟

مقاله پیش رو به یکی از مدل‌های ارزش‌گذاری سهام شرکت‌ها به نام «مدل تنزیل سود نقدی سهام» پرداخته است. در دنیای گسترده و پویای مالی، سرمایه‌گذاران به طور مداوم به دنبال روش‌های قابل اعتماد برای ارزیابی ارزش واقعی سهام و ارزش‌گذاری آن هستند. روش‌های ارزش‌گذاری به دو دسته شامل روش‌های نسبی و روش‌های مطلق تقسیم می‌شوند. در روش‌های نسبی، تحلیلگران با استفاده نسبت‌هایی نظیر p/e، p/s و p/b ارزش ذاتی سهام را محاسبه می‌کنند. در روش‌های مطلق اما بر اساس سه رویکرد ارزش‌گذاری خالص ارزش دارایی‌ها (NAV)، تنزیل سود نقدی (DDM) و تنزیل جریانات نقدی (DCF) ارزش ذاتی سهام برآورد می‌شود. در میان این مدل‌ها، مدل تنزیل سود سهام (DDM) به‌عنوان ابزاری برای تخمین ارزش ذاتی سهام بر اساس سود سهام مورد انتظار آتی آن‌ها، استفاده می‌شود. سرمایه‌گذاران می‌توانند با بررسی مدل DDM، درک عمیق‌تری از سازوکار آن شرکت به دست آورند و از پتانسیل آن برای اتخاذ تصمیمات سرمایه‌گذاری آگاهانه استفاده کنند. هدف این مقاله، بررسی مدل ارزش‌گذاری DDM، اصول اساسی، کاربردهای عملی و محدودیت‌های آن است.

ارزش‌گذاری تنزیل سود سهام (DDM) چیست؟

DDM که مخفف Dividend discount model است، به‌عنوان یکی از روش های ارزش‌ گذاری مطلق سهام شناخته می‌شود. تئوری مالی بیان می‌کند که ارزش یک سهم، ارزش تمام جریان‌های نقدی آتی است که با یک نرخ تنزیل، تعدیل شده است. از سود سهام تقسیمی می‌توان برای اندازه‌گیری جریان‌های نقدی برگشتی به سهامدار استفاده کرد. نکته مهمی که باید در نظر داشت، این است که زمانی می‌توان از این روش استفاده کرد که شرکت‌ها سودآور بوده و سیاست‌های شرکت به نحوی باشد که سالانه و مداوم سودی را میان سهامداران تقسیم کنند.

اجزای اصلی مدل ارزش‌گذاری تنزیل سود نقدی سهام (DDM)

برای درک DDM، دانستن اجزای اصلی آن ضروری است که در ادامه توضیح داده شده است:

سود سهام تقسیمی (DPS): سود نقدی سهام از اصلی‌ترین اجزای DDM است. در حقیقت سود سهام، پرداخت‌های نقدی انجام شده توسط یک شرکت به سهامداران خود است که به‌عنوان سود تقسیمی یا توزیعی نیز شناخته می‌شود. DDM هم سود سهام فعلی و هم سود سهام مورد انتظار آینده را در نظر می‌گیرد. برآورد سود سهام آتی مستلزم تحلیل دقیق پرداخت‌های سود سهام، نرخ رشد و سیاست‌های سود سهام شرکت است.

نرخ بازده مورد نیاز (Required Rate of Return): نرخ بازده مورد نیاز (Required Rate of Return)، حداقل بازدهی است که سرمایه‌گذاران انتظار دارند برای تحمل ریسک سرمایه‌گذاری در یک سهام خاص دریافت کنند. عواملی مانند نرخ بدون ریسک، ریسک سیستماتیک شرکت (بتا) که نوسانات یک اوراق بهادار یا پرتفوی در مقایسه با کل بازار را اندازه می‌گیرد و صرف ریسک سهام که یک پیش‌بینی بلندمدت از عملکرد بهتر بازار سهام نسبت به ابزارهای بدهی بدون ریسک است، را در نظر می‌گیرد. نرخ بازده مورد نیاز به‌عنوان نرخ تنزیل در DDM عمل ‌می‌کند و هزینه فرصت سرمایه‌گذاری در سهام را نشان می‌دهد. (RRR) حداقل مقدار سود (بازدهی) است که یک سرمایه‌گذار برای پذیرفتن ریسک سرمایه‌گذاری در سهام یا نوع دیگری از اوراق بهادار دنبال یا دریافت ‌می‌کند.

چه زمانی از ارزش‌گذاری به روش DDM استفاده می‌شود؟

روش DDM بر این فرض است که ارزش ذاتی یک سهم تابع مستقیم جریان‌های نقدی