خلق پول چیست و چگونه منجر به تورم میشود؟

خلق پول در اقتصاد مدرن در ترازنامه بانکها شکل میگیرد و نه در چاپخانه اسکناس، زیرا بخش غالب پول موجود بهصورت اعتبار بانکی ایجاد میشود. در ایران، رشد سریع نقدینگی و تغییر ترکیب آن به نفع پول سیال، فشار تورمی پایداری را ایجاد کرده است که ریشه آن در رفتار شبکه بانکی نهفته است. این مقاله بر مکانیسم خلق پول بانکی، فرمول خلق پول و نقش ضریب فزاینده تمرکز میکند و نشان میدهد چگونه سلطه مالی دولت و ناترازی بانکها، کارایی سیاست پولی را تضعیف میکند و کنترل نقدینگی را دشوار میسازد.
خلق پول به این معناست که بانک با تصویب یک وام، همزمان یک سپرده جدید ایجاد میکند و پول اعتباری را وارد اقتصاد میسازد، بدون آنکه جابهجایی اسکناس رخ دهد. در این چارچوب، عدد حساب نیز پول محسوب میشود، زیرا بهطور کامل برای پرداخت، تسویه و مبادله پذیرفته میشود. اهمیت این فرآیند در ایران از آنجا ناشی میشود که بانکها صرفا واسطه سپرده نیستند، بلکه با وامدهی، سپرده میآفرینند و سپس ذخایر موردنیاز را تامین میکنند.
ریشهها و خاستگاه تاریخی مفهوم خلق پول
در روایت کلاسیک اقتصاد پولی، بانکها بهعنوان واسطه میان پساندازکنندگان و سرمایهگذاران تعریف میشدند و فرض بر این بود که سپرده مقدم بر وام است. بر این اساس، خلق پول عمدتا از مسیر ضریب تکاثری و بهصورت مکانیکی توضیح داده میشد و نقش بانکها به انتقال منابع محدود میماند. با پیشرفت مطالعات پولی و شواهد نهادی، این نگاه دگرگون شد و روشن گردید که در عمل، وامدهی میتواند مقدم بر جذب سپرده باشد؛ یعنی بانک با تصمیم اعتباری خود ابتدا وام میدهد، سپرده میسازد و سپس ذخایر لازم را از بازار بینبانکی یا بانک مرکزی تامین میکند. این چرخش تحلیلی، تفسیر ساده ضریب تکاثری را تعدیل کرد و اهمیت انتظارات، ریسک اعتباری و تنظیمگری بانکی را در فهم خلق پول برجسته ساخت.
در اقتصاد مدرن، خلق پول بیش از آنکه به تکثیر مکانیکی پول پرقدرت شباهت داشته باشد، یک فرآیند اعتباری هدایتشونده تلقی میشود که با نرخ بهره، ارزیابی ریسک و قواعد نظارتی جهتدهی میگردد. در این چارچوب، بانک مرکزی عمدتا بر قیمت پول تمرکز میکند و از مسیر نرخهای کلیدی و ابزارهای بازارمحور، رفتار اعتباردهی بانکها را تحت تاثیر قرار میدهد. اگر اعتبار سیاستگذار پولی تضعیف شود یا هماهنگی سیاست پولی و مالی از دست برود، انتظارات تورمی میتواند از کنترل خارج شود و خلق پول بانکی به چرخهای خودتقویتگر تبدیل شود که تورم را تشدید میکند. این تحول مفهومی نشان میدهد ریشههای خلق پول مدرن نهفقط در حسابداری پولی، بلکه در اعتماد نهادی و چارچوب حکمرانی اقتصادی نهفته است.
ویژگیها و روششناسی خلق پول
خلق پول بانکی یک فرآیند صرفا مکانیکی نیست، بلکه پدیدهای نهادی و رفتاری است که باید همزمان از چند زاویه علمی بررسی شود. در اقتصاد مدرن، فهم دقیق خلق پول مستلزم توجه به ترازنامه بانکها، قیود نظارتی، ریسک اعتباری و نحوه مداخله سیاست پولی است؛ هر یک از این ابعاد، دامنه و پیامدهای خلق پول را تعیین میکند:
مکانیسم ترازنامهای: خلق پول بدون جابهجایی اسکناس رخ میدهد، زیرا بانک با تصویب یک وام، دارایی تسهیلات اعطایی را ثبت میکند و همزمان بدهی سپرده مشتری را افزایش میدهد. این اقدام در لحظه، پول اعتباری جدید ایجاد میکند و تنها در مرحله بعد، هنگام تسویههای بینبانکی، نیاز بانک به ذخایر آشکار میشود.
نظام ذخیره جزئی: در نظام ذخیره جزئی، بانکها موظفاند تنها بخشی از سپردهها را بهصورت ذخیره نگه دارند و مابقی را به وام تبدیل کنند. این ساختار امکان تکثیر پول اعتباری را فراهم میسازد و باعث میشود یک واحد پایه پولی، در شبکه بانکی چندین برابر شود. به همین دلیل، حجم نقدینگی بیش از آنکه تابع پول فیزیکی باشد، به رفتار وامدهی بانکها وابسته میماند.
قیود ذخیره و نقدینگی: قدرت خلق پول به نسبت ذخیره قانونی، میزان ذخایر اضافی و تمایل مردم به نگهداری اسکناس در برابر سپرده وابسته است. این متغیرها باعث میشوند ضریب فزاینده پولی عددی ثابت و مکانیکی نباشد، بلکه به شرایط اقتصادی و انتظارات فعالان تغییر کند. در نتیجه، حتی با پایه پولی ثابت، ظرفیت خلق پول میتواند افزایش یا کاهش یابد.
قیود سرمایه و ریسک: خلق پول بانکها با محدودیتهای سرمایهای و ریسک اعتباری نیز مقید میشود. کفایت سرمایه، کیفیت داراییها و احتمال نکول تسهیلات تعیین میکند بانک تا چه اندازه میتواند ترازنامه خود را گسترش دهد و در چه نقطهای ناچار به انقباض اعتباری میشود. در اقتصادهایی با مطالبات غیرجاری بالا، این قیود بهجای مهار خلق پول، گاه به بیثباتی مالی منجر میشوند.
سیاست پولی و انتظارات: نرخهای بازار بینبانکی، عملیات بازار باز و اعتبار سیاستگذار پولی تعیین میکند خلق پول به رشد اقتصادی پایدار منجر شود یا به تورم مزمن بینجامد. اگر انتظارات تورمی مهار نشود، وامدهی بانکی حتی در چارچوبهای نظارتی نیز میتواند به افزایش سرعت گردش پول و فشار قیمتی منتهی شود. از این منظر، خلق پول تابعی از اعتماد به سیاست پولی و کارایی ابزارهای آن باقی میماند.
مکانیسم خلق پول
خلق پول بانکی یک فرآیند مرحلهای و ترازنامهمحور است که از تصمیم اعتباری بانک آغاز میشود و از طریق شبکه پرداخت و تسویه بینبانکی به اقتصاد کلان منتقل میشود. در اقتصاد مدرن، این فرآیند بهطور رسمی توسط نهادهای پولی از جمله بانک مرکزی و نهادهای ناظر تایید و تنظیم میشود:
1) تصمیم وامدهی و ایجاد سپرده: فرآیند خلق پول با تصویب یک وام و نه با جذب سپرده آغاز میشود. بانک پس از ارزیابی اعتبار مشتری، مبلغ وام را در حساب او ثبت میکند. این ثبت حسابداری بهطور همزمان دارایی بانک (وام) و بدهی آن (سپرده مشتری) را افزایش میدهد و در همان لحظه، پول اعتباری جدیدی ایجاد میشود که قابلیت پرداخت و انتقال دارد.
2) خرجکرد و انتقال سپرده در شبکه بانکی: وامگیرنده با استفاده از سپرده ایجادشده، پرداخت انجام میدهد و این پرداخت معمولا به حساب فردی در بانک دیگر واریز میشود. در این مرحله، سپرده از یک بانک به بانک دیگر منتقل میشود، اما پول از بین نمیرود؛ فقط مالکیت آن تغییر میکند و حجم نقدینگی در سطح کل اقتصاد ثابت میماند.
3) تسویه بینبانکی و جابهجایی ذخایر: پس از انتقال سپرده، بانکها باید پرداختهای متقابل را در سیستم تسویه بینبانکی صاف کنند. این تسویه از طریق ذخایر بانکها نزد بانک مرکزی انجام میشود. اگر بانکی بیش از دریافتی خود پرداخت کرده باشد، باید ذخایر لازم را برای تسویه فراهم کند.
4) تامین ذخایر از بازار بینبانکی یا بانک مرکزی: در صورتی که بانک برای تسویه ذخایر کافی نداشته باشد، از بازار بینبانکی استقراض میکند یا در نهایت از امکانات بانک مرکزی استفاده میکند. این مرحله نشان میدهد که ذخایر نقش «قید پسینی» دارند؛ یعنی پس از خلق پول اعتباری تامین میشوند، نه پیششرط وامدهی.
5) اعمال قیود نظارتی و پولی: در انتهای فرآیند، بانک باید نسبتهای نظارتی مانند ذخیره قانونی، کفایت سرمایه و محدودیتهای رشد ترازنامه را رعایت کند. در این چارچوب، سیاست پولی و اعتبار نهاد ناظر تعیین میکند که خلق پول بانکی به رشد سالم اعتبار منجر شود یا به افزایش ریسک و فشار تورمی تبدیل شود.
انواع خلق پول
خلق پول یک فرآیند یکنواخت و تککاناله نیست و بسته به نهاد خالق پول، منبع تحریک و جهت علیت، اشکال متفاوتی پیدا میکند. تفکیک انواع خلق پول به فهم دقیقتر نقش بانک مرکزی، شبکه بانکی و نیروهای درونزای اقتصاد در گسترش نقدینگی کمک میکند:
خلق پول بانک مرکزی
خلق پول بانک مرکزی از مسیر تغییرات پایه پولی و ذخایر بانکی رخ میدهد و مستقیما به چارچوب سیاست پولی و پیوند آن با سیاست مالی وابسته میماند. ابزارهایی مانند اعطای اعتبار به بانکها، عملیات بازار باز و تامین مالی کسری بودجه دولت، میتوانند حجم پول پرقدرت را افزایش دهند. اثر این نوع خلق پول زمانی تشدید میشود که بهواسطه ضریب فزاینده بانکی به نقدینگی تبدیل شود و در صورت ضعف انضباط مالی، زمینهساز فشار تورمی پایدار شود.
خلق پول بانکی
خلق پول بانکی از طریق اعطای تسهیلات و ایجاد همزمان سپرده بانکی انجام میشود و مستقیماً حجم پول اعتباری را افزایش میدهد. در این فرآیند، بانکها صرفا واسطه منابع موجود نیستند، بلکه با تصمیم وامدهی خود پول جدید میآفرینند. دامنه این نوع خلق پول به کیفیت داراییها، کفایت سرمایه، ریسک نکول و میزان اثربخشی نظارت بانکی وابسته است و در صورت ضعف تنظیمگری، میتواند به رشد نامتوازن نقدینگی منجر شود.
خلق پول درونزا
خلق پول درونزا زمانی شکل میگیرد که تقاضای اعتبار از سوی دولت، بنگاهها یا خانوارها و فشارهای تامین مالی، جهت حرکت نقدینگی را تعیین کند و بانک مرکزی ناچار به ایفای نقش تطبیقی شود. در این حالت، عرضه پول متغیری برونزا و دستوری نیست، بلکه حاصل برهمکنش نیازهای اعتباری و رفتار شبکه بانکی است. این نوع خلق پول معمولا در اقتصادهایی با سلطه مالی و ناترازی بانکی برجستهتر است و کنترل آن بدون اصلاحات نهادی و مالی دشوار میماند.
اهمیت و کاربردهای خلق پول در سیاستگذاری و سرمایهگذاری
خلق پول تنها یک متغیر پولی نیست، بلکه مسیری اثرگذار بر رشد، تورم، توزیع درآمد و تصمیمهای سرمایهگذاری است. کاهش همپوشانی مفهومی و تمرکز بر جهت و کیفیت اعتبار اجازه میدهد کاربردهای سیاستی و سرمایهگذاری خلق پول بهصورت شفافتر دیده شود:
راهبری رشد و ثبات کلان: اگر خلق پول بانکی به تامین مالی تولید، سرمایهگذاری مولد و افزایش ظرفیت عرضه منجر شود، میتواند رشد اقتصادی را همراهی کند و فشار تورمی را محدود نگه دارد. در این مسیر، افزایش اعتبار با افزایش واقعی تولید هممسیر میشود و پیامد آن در اشتغال و بهرهوری بهصورت پایدار ظاهر میشود. تجربه بینالمللی نشان میدهد این کارکرد توسعهای تنها زمانی محقق میشود که خلق پول با انضباط مالی، ارزیابی دقیق ریسک و تنظیمگری موثر همراه باشد.
تورم ساختاری و بیثباتی: در مقابل، زمانی که خلق پول به تامین مالی داراییهای غیرمولد، سفتهبازی یا پوشش زیان بانکها منحرف شود، به تورم مزمن و بیثباتی کلان میانجامد. در این سناریو، نقدینگی بدون پشتوانه تولیدی افزایش مییابد، انتظارات تورمی تشدید میشود و چرخهای خودتقویتگر از افزایش قیمتها شکل میگیرد که مهار آن هزینهبر و دشوار است.
طراحی سیاستگذاری مالی پولی: برای سیاستگذار، تمایز میان خلق پول مولد و غیرمولد مبنای طراحی ابزارهاست. همراستاسازی سیاست پولی با انضباط مالی، تقویت تنظیمگری بانکی و جهتدهی اعتبارات میتواند خلق پول را از «کمیتمحور» به «بهرهوریمحور» منتقل کند. در غیاب این همراستایی، ابزارهای تکنیکی پولی بهتنهایی اثرگذاری پایدار نخواهند داشت.
سیگنالهای سرمایهگذاری و تخصیص دارایی: برای سرمایهگذار، مسیر خلق پول سیگنال کلیدی تغییر موازنه بازده و ریسک است. خلق پول غیرمولد معمولا به نفع داراییهای ضدتورمی و به زیان درآمد ثابت واقعی عمل میکند، زیرا بازده اسمی ممکن است افزایش یابد اما بازده واقعی تضعیف میشود. در مقابل، خلق پول مولد میتواند افق بازده بلندمدت را به نفع سرمایهگذاری مولد و بازار سرمایه متوازنتر کند.
پیامدهای توزیعی: خلق پول اثرات توزیعی مهمی دارد. هدایت اعتبار به سمت داراییها و بازارهای غیرمولد، انتقال ثروت از دارندگان درآمد ثابت به داراییداران را تشدید میکند. سیاستگذاری مبتنی بر کیفیت اعتبار میتواند این انتقال نابرابر را محدود و ثبات اجتماعی اقتصادی را تقویت کند.
چالشها و معایب خلق پول
چالشها و معایب خلق پول را باید فراتر از فهرستهای کلی و بر اساس علت، پیامد و معنای اقتصادی بررسی کرد، زیرا پیامدها به کیفیت اعتبار، مقصد پول و انتظارات وابستهاند:
اعتبار کمبازده: علت زمانی شکل میگیرد که خلق پول به پروژههای کمبازده یا غیرمولد هدایت شود؛ پیامد آن تضعیف بازپرداخت و ناقصماندن محو پول است که فشار تورمی پایدار ایجاد میکند؛ معنای اقتصادی این وضعیت آن است که پول جدید بدون افزایش ظرفیت عرضه وارد اقتصاد شده و تورم ساختاری را تشدید میکند. بانک جهانی بر اهمیت کیفیت اعتبار در مهار تورم تاکید دارد.
پوشش زیان بانکی: علت زمانی بروز میکند که بانکها برای تداوم تعهدات کوتاهمدت یا جبران زیانهای انباشته، ترازنامه را منبسط کنند؛ پیامد آن شکلگیری ریسک اخلاقی، تضعیف نظم بازار و تشدید ناترازی است؛ معنای اقتصادی این فرآیند اجتماعیسازی زیانها و انتقال هزینه به سطح عمومی قیمتهاست که کارایی تخصیص اعتبار را کاهش میدهد.
سیالشدن نقدینگی: علت با افزایش سهم «پول» سیال نسبت به شبهپول پدید میآید؛ پیامد آن افزایش سرعت گردش پول است که فشار تقاضا را سریعتر به قیمتها منتقل میکند؛ معنای اقتصادی این تغییر ترکیب، تشدید تورم کالایی و دارایی با رشد پایه پولی محدود و افزایش هزینه مهار تورم است.
بیثباتی انتظارات: علت زمانی فعال میشود که آینده قیمتها پرریسک ادراک شود؛ پیامد آن ترجیح نقدشوندگی بالا، خروج از سپردههای مدتدار و حرکت به سوی داراییهای حافظ ارزش است؛ معنای اقتصادی این چرخه تضعیف کانال انتقال سیاست پولی و قفلشدن انتظارات تورمی است، موضوعی که صندوق بینالمللی پول بر آن تاکید کرده است.
آینده و چشمانداز خلق پول در ایران
در سناریوی محتمل، آینده خلق پول در ایران بهطور مستقیم به اصلاح رابطه دولت با شبکه بانکی گره خورده است و اتکای صرف به ابزارهای تکنیکی سیاست پولی کفایت نمیکند. تجربه سالهای اخیر نشان میدهد اگر محدودسازی رشد ترازنامه بانکها با انضباط مالی دولت و حل ناترازی بانکها همراه نشود، فشارهای درونزا از مسیر اضافهبرداشت، خطوط اعتباری و تمدید اعتبارات بازمیگردد و هدفگذاریهای کوتاهمدت را خنثی میکند. در چنین وضعیتی، سیاست پولی ناچار به واکنش تطبیقی میشود و مهار پایدار نقدینگی به تعویق میافتد.
در سناریوی خوشبینانه، تقویت تنظیمگری بانکی، افزایش شفافیت ترازنامهها و کاهش سلطه مالی میتواند کیفیت اعتبار را بهبود دهد و مسیر خلق پول را از «کمیتمحور» به «بهرهوریمحور» تغییر دهد. در این چارچوب، اعمال موثر استانداردهای کفایت سرمایه، مدیریت مطالبات غیرجاری و همراستاسازی سیاست پولی و مالی، امکان میدهد خلق پول بانکی به تامین مالی تولید و سرمایهگذاری مولد نزدیکتر شود و فشار تورمی مزمن تعدیل شود. تحقق این چشمانداز مستلزم بازسازی اعتبار سیاستگذار پولی و پذیرش اصلاحات نهادی است تا خلق پول به جای تشدید بیثباتی، به پشتیبان رشد پایدار تبدیل شود.
جمعبندی
خلق پول موتور اصلی گسترش نقدینگی در اقتصاد مدرن است و در ایران نیز عمدتا در شبکه بانکی رخ میدهد و نه در اسکناس رخ میدهد. وقتی خلق پول به ناترازی بانکها و تامین مالی کسری بودجه گره میخورد، ضریب فزاینده رفتاری میشود و کنترل نقدینگی پرهزینه میشود. توصیه سیاستی روشن است و بر سه ستون میایستد: انضباط مالی دولت، حل ناترازی بانکها و تنظیمگری سختگیرانه بر رشد ترازنامه، تا خلق پول به جای تورم مزمن به سمت تامین مالی تولید هدایت شود.
سوالات متداول
خلق پول به زبان ساده یعنی بانک با تایید وام، یک سپرده جدید در حساب وامگیرنده ثبت میکند و پول قابل پرداخت میسازد وسپس برای تسویه بینبانکی ذخایر لازم را تامین میکند.
بانکها با وامدهی سپرده ایجاد میکنند و بعد ذخایر لازم را از بازار بینبانکی یا بانک مرکزی تامین میکنند. به همین دلیل سپرده همیشه نقطه شروع نیست و تصمیم اعتباردهی نقطه شروع میشود.
فرمول خلق پول در سطح کلان، نسبت نقدینگی به پایه پولی را نشان میدهد و ضریب فزاینده میسازد. این ضریب ثابت نیست و به نرخ ذخیره، رفتار مردم در نگهداری نقد و رفتار احتیاطی بانکها وابسته میماند.
خلق پول در ایران وقتی به تامین مالی کسری بودجه و ناترازی بانکها متصل میشود، به رشد نقدینگی و فشار تورمی تبدیل میشود. گزارشهای رسمی و بینالمللی به نقش محدودسازی ترازنامه و تنظیمگری برای مهار این فشار اشاره میکنند.
راههای خلق پول هم از مسیر بانک مرکزی و پایه پولی فعال میشود و هم از مسیر شبکه بانکی و وامدهی فعال میشود. در عمل، کیفیت تنظیمگری و انضباط مالی تعیین میکند کدام کانال غالب میشود.



