سوآپ نکول اعتباری (CDS) چیست؟ نحوه عملکرد و روشهای تسویه آن

سرمایهگذاران با استفاده از سوآپ نکول اعتباری (CDS) ریسک داراییهای با درآمد ثابت را به دیگران منتقل میکنند. خریدار این پیمان، هزینههای دورهای را برای حفاظت از سرمایه خود به فروشنده پرداخت میکند. فروشنده متعهد میشود در صورت پرداختنشدن وام از سوی وامگیرنده، زیانهای مالی را جبران کند. معاملهگران از این ابزار برای مدیریت بدهیها و کسب سود از نوسانهای بازار استفاده میکنند.
طرفها و مولفههای اصلی قرارداد سوآپ نکول اعتباری
در پیمان تبادل افول اعتبار سه بخش اصلی وجود دارد که هر یک نقش مشخصی در ساختار قرارداد ایفا میکنند. در ادامه هر یک از این بخشها ذکر شدهاند.
نهاد مرجع یا وامگیرنده پایه اصلی قرارداد CDS را شکل میدهد و وضعیت اعتباری آن مبنای توافق میان طرفین قرار میگیرد.
خریدار و فروشنده حمایت دو طرف اصلی قرارداد هستند. خریدار حمایت برای دوری از ریسک نکول، هزینهای را به فروشنده پرداخت میکند و این نقش را معمولا بانکها و شرکتهای مالی بزرگ بر عهده دارند. در مقابل، فروشنده حمایت ریسک را میپذیرد و در صورت وقوع رویداد اعتباری متعهد به جبران زیان میشود. شرکتهای بیمه و بانکهای سرمایهگذاری اغلب در جایگاه فروشنده حمایت فعالیت میکنند.
دارایی مرجع به اوراق بدهی یا وامی گفته میشود که موضوع پوشش اعتباری قرار دارد و مبنای محاسبه تعهدات طرفین است. خریدار مبالغ مشخصی را به عنوان کارمزد به فروشنده پرداخت میکند و این پرداختها تا پایان مدت قرارداد یا تا زمان وقوع رویداد اعتباری ادامه مییابد.
نحوه عملکرد تبادل افول اعتبار (CDS)
در قرارداد سوآپ نکول اعتباری، خریدار حمایت به طور منظم مبالغی را به فروشنده واگذار می کند که از نظر ماهیت شباهت زیادی به حق بیمه های رایج دارند و پرداخت آن ها تا پایان مدت پیمان یا تا زمان بروز یک رویداد اعتباری ادامه می یابد. رویداد اعتباری عامل اصلی برای اجرای تعهدات فروشنده به شمار می رود و طرف های قرارداد در ابتدای معامله بر سر نوع و مصداق این حوادث توافق می کنند.
ورشکستگی نهاد وام گیرنده یکی از مهم ترین محرکهای این قرارداد است و عدم پرداخت بدهی در زمان تعیین شده نیز باعث فعالشدن ضمانت فروشنده میشود. علاوه بر این، تسریع تعهدات که به معنای الزام به بازپرداخت زودتر از زمان پیش بینی شده است، به عنوان یک رویداد اعتباری تلقی میشود. بازسازی بدهی و ایجاد تغییر در ساختار وامها میتواند منجر به تسویه حساب شود و مداخله دولت در امور مالی شرکت وامگیرنده نیز بر اجرای این پیمان اثر میگذارد. تکذیب قرارداد یا بروز اختلاف در اعتبار آن از دیگر عوامل محرک به شمار میرود و حتی توقف موقت یا استمهال در بازپرداخت وام نیز میتواند اجرای تعهد فروشنده را فعال کند.
روشهای تسویه در تبادل افول اعتبار
پس از وقوع حادثه اعتباری، طرفهای قرارداد سوآپ نکول اعتباری از دو روش اصلی برای تسویه استفاده میکنند؛ تسویه فیزیکی و تسویه نقدی که در ادامه به هر یک پرداخته شده است.
در روش تسویه فیزیکی، خریدار حمایت اوراق بدهی واقعی را به فروشنده تحویل میدهد و فروشنده در مقابل، ارزش اسمی کامل بدهی را به خریدار پرداخت میکند.
در روش تسویه نقدی، فروشنده تنها مبلغ خسارت ناشی از کاهش ارزش دارایی مرجع را جبران میکند و نیازی به انتقال فیزیکی اوراق وجود ندارد. معاملهگران میزان این پرداخت نقدی را بر اساس قیمتهای کشفشده در حراجهای اعتباری و شرایط بازار تعیین میکنند.
با گسترش معاملات سوداگرانه، کاربرد روش تسویه نقدی افزایش یافته و این شیوه بهویژه در بازارهایی با نقدشوندگی پایین کارایی بیشتری دارد. در گذشته، بازارهای مالی بیشتر از روش تسویه فیزیکی برای پایان دادن به این قراردادها استفاده میکردند.
کاربردها و اهداف معامله در تبادل افول اعتبار (CDS)
معاملهگران این پیمانها را با سه هدف اصلی در بازارهای مالی به کار میبرند:
پوشش ریسک
پوشش ریسک یکی از مهمترین کاربردهای سوآپ نکول اعتباری است و بهعنوان ابزاری کلیدی برای حفاظت از سرمایه در برابر پرداختنشدن بدهیها شناخته میشود. بانکها و صندوقهای سرمایهگذاری از این روش برای مدیریت خطر نکول وامها استفاده میکنند و از طریق آن میتوانند بدون در اختیار داشتن مستقیم اوراق بدهی، تنوع بیشتری در داراییهای خود ایجاد کنند. این قراردادها امکان میدهند پوشش ریسک برای دورهای کوتاهتر از عمر واقعی وام انجام شود، بهطوری که دارنده اوراق دهساله گاهی تنها برای پنج سال ریسک را به دیگران واگذار میکند.
سفتهبازی
سفتهبازی هدف دوم این معاملات است و به سرمایهگذاران اجازه میدهد از تغییرات ارزش بازار این مشتقات درآمد کسب کنند. در این حالت، سرمایهگذاران با تشخیص درست کیفیت اعتباری شرکتها میتوانند به سودهای قابل توجهی دست یابند و حتی برخی افراد بدون داشتن دارایی پایه، تنها بر اساس احتمال ورشکستگی نهادها اقدام به معامله میکنند. همچنین، فروشندگان این پیمانها گاهی تعهدات خود را به دیگران منتقل میکنند تا ریسکهای پیشرو را به نهادهای دیگر واگذار کنند.
آربیتراژ
آربیتراژ هدف سوم این معاملات است و به معاملهگران کمک میکند از اختلاف قیمتها در بازارهای مختلف بهره ببرند. در این روش، خرید اوراق قرضه و همزمان استفاده از این پیمانها میتواند سودهای تقریبا قطعی ایجاد کند. در نهایت، این سازوکارها نقدشوندگی بازار را افزایش داده و ورود و خروج از موقعیتهای معاملاتی را سادهتر میکنند.
مزایا و معایب تبادل افول اعتبار
سوآپ نکول اعتباری ابزاری کارآمد برای مدیریت خطر نپرداختن بدهیها به شمار میرود و سرمایهگذاران از طریق آن ریسک اوراق قرضه خود را پوشش میدهند. این قراردادها امکان دسترسی به بازارهای اعتباری را بدون نیاز به خرید مستقیم دارایی فراهم میکنند و به سرمایهگذاران اجازه میدهند سبد داراییهای خود را متنوع کنند. بازار این مشتقات معمولا نقدشوندگی بالایی دارد و معاملهگران میتوانند به سرعت وارد موقعیتهای جدید شده یا از آنها خارج شوند. این ابزار فرصتهای متعددی برای سودآوری از نوسانهای بازار فراهم میکند و طرفها میتوانند پیمانها را برای پوشش ریسکهای خاص طراحی کنند.
با این حال، ریسک طرف مقابل یکی از چالشهای اصلی است؛ اگر فروشنده توانایی مالی نداشته باشد، خریدار ممکن است خسارتی دریافت نکند. ساختار پیچیده این قراردادها درک آنها را برای افراد تازهوارد دشوار میکند و بسیاری از معاملات شفافیت کافی ندارند. بازار این مشتقات نسبت به سایر بخشهای مالی نظارت کمتری دارد و نقدشوندگی آن در زمان بحرانهای مالی به شدت کاهش مییابد. همچنین، این ابزارها گاهی احساس امنیت کاذب ایجاد میکنند و وابستگی بیش از حد به رتبهبندیهای اعتباری میتواند خطرهای پنهانی به همراه داشته باشد.
ریسک طرف مقابل در تبادل افول اعتبار (CDS)
ریسک طرف مقابل به معنای ناتوانی یکی از طرفین قرارداد در انجام تعهدات خود است و زمانی رخ میدهد که فروشنده حمایت نتواند خسارتهای خریدار را جبران کند. در چنین شرایطی، خریدار با وجود پرداخت کارمزدها، همچنان در معرض ریسک اعتباری وام قرار میگیرد. بحران مالی سال ۲۰۰۸ نمونههای بزرگی از این ریسک را نشان داد؛ موسساتی مانند لمان برادرز و ایآیجی در آن زمان قادر به انجام تعهدات خود نبودند.
برای مدیریت این خطر، سرمایهگذاران سلامت مالی طرف مقابل را به دقت بررسی میکنند و قراردادهای خود را میان چندین شرکت و بانک مختلف تقسیم میکنند. همچنین، بهکارگیری توافقنامههای وثیقه راهکار دیگری برای تضمین امنیت معامله محسوب میشود و نهادهای قانونی نیز با وضع مقررات جدید تلاش میکنند ریسکهای بزرگ ناشی از ناتوانی طرف مقابل را کاهش دهند.
وضعیت بازار و مقررات قانونی در تبادل افول اعتبار
نهادهای ناظر در بازارهای مالی استفاده از سوآپ نکول اعتباری را قانونی میدانند و کمیسیون بورس و اوراق بهادار در کنار کمیسیون معاملات آتی کالا بر این بازار نظارت میکنند. قانون داد-فرانک چارچوبهای مشخصی برای این پیمانهای مالی تعیین میکند، اما بسیاری از معاملهگران این قراردادها را در بازارهای خارج از بورس انجام میدهند و طرفهای قرارداد آنها را بهصورت سفارشی تنظیم میکنند. کارگزاران رسمی در این بازارها اعتبار پیمانها را تایید نمیکنند و افراد در این فضا به سفتهبازیهای گسترده میپردازند.
حجم بازار این ابزارها در ایالات متحده در سال ۲۰۲۳ از ۴.۳ تریلیون دلار گذشت و گزارشهای ابتدای سال ۲۰۲۴ ارزش مشتقات اعتباری را ۴.۷ تریلیون دلار نشان میدهند که از این مبلغ، سرمایهگذاران ۳.۲ تریلیون دلار را به سوآپ نکول اعتباری اختصاص دادند. دفتر کنترل ارز در سال ۲۰۲۱ حجم این بازار را ۳.۶ تریلیون دلار اعلام کرده بود. رشد روزافزون بدهیها در سطح جهان، نیاز به قوانین نظارتی را افزایش داده و قوانین جدید تلاش میکنند از بروز بحرانهای سیستمی در نظام مالی جلوگیری کنند.
چالشهای فقهی در تبادل افول اعتبار (CDS)
برخی کارشناسان به بررسی موضوع ربوی بودن این پیمانها میپردازند و منتقدان تفاوت میان مبالغ ثابت و جبران خسارت را مشابه ربا میدانند. پاسخ به این شبهه بر تفاوت ماهیت سوآپ با قرارداد قرض تکیه دارد؛ در این معاملات، طرفها قصدی برای دریافت یا پرداخت وام ندارند و فروشنده تنها خسارتهای احتمالی را تضمین میکند. در قراردادهای ربوی، میزان بازپرداخت بر اساس زمان تعیین میشود، اما در سوآپ نکول اعتباری، بزرگی رویداد اعتباری مقدار زیان را مشخص میکند و زمان در محاسبه مقدار نهایی خسارت نقشی ندارد.
جمعبندی
سوآپهای نکول اعتباری ابزارهای کلیدی برای کاهش ریسک نکول داراییهای زیربنایی و محصولات با درآمد ثابت هستند. با گسترش سریع بازار بدهی و وجود فضای متلاطم در اقتصاد جهانی، اهمیت پوشش ریسک این بدهیها دوچندان شده است. یکی از نگرانیهای جدی برای آینده، توانایی فروشندگان این پیمانها در پوشش ریسکهای خودشان است؛ زیرا ناتوانی آنها در انجام تعهدات میتواند بحرانهای سیستمی ایجاد کند.
سرمایهگذاران باید این ابزارها را با احتیاط به کار بگیرند، پیچیدگیهای آن را درک کنند و همواره ریسک طرف مقابل را بر پایه دادههای معتبر ارزیابی نمایند. آینده این بازار به تعادل میان نوآوریهای مالی و نظارتهای قانونی دقیق برای جلوگیری از تکرار تلخ تاریخ بستگی دارد. این قراردادها مانند یک چتر نجات در صنعت هوانوردی مالی عمل میکنند؛ اگر به درستی طراحی و بازرسی شوند، در لحظه سقوط جان سرمایهگذار را نجات میدهند، اما اگر بدون نظارت و بیش از ظرفیت فروخته شوند، در لحظه حادثه هیچکدام باز نخواهند شد.



