آموزش مالی و اقتصادی

صندوق توسعه ملی چیست؟ بررسی اهداف، ساختار و تفاوت با حساب ذخیره ارزی

صندوق توسعه ملی، نهادی عمومی است که با هدف تبدیل درآمدهای نفتی و گازی به دارایی‌های مولد و بین‌نسلی و مقابله با بیماری هلندی در اقتصاد طراحی شد، اما کیفیت قواعد حکمرانی، نحوه برداشت‌ها و ضعف استقلال نهادی، مسیر عملکرد آن را به‌تدریج از هدف اولیه منحرف کرد و آن را به یکی از گره‌های اصلی سیاست مالی ایران بدل ساخت. ایده صندوق‌های ثروت ملی بر کاهش نوسانات بودجه‌ای، تفکیک ثروت از درآمد و حفظ سهم نسل‌های آینده از منابع طبیعی استوار است، اما در تجربه ایران، فشارهای مزمن بودجه‌ای، برداشت‌های تکلیفی و اختلاط ماموریت‌های توسعه‌ای و تثبیتی، کارکرد پایدار این نهاد را تضعیف کرد و ظرفیت آن برای ایفای نقش ضدچرخه‌ای را محدود ساخت.

صندوق توسعه ملی ایران براساس ماده ۸۴ قانون برنامه پنجم توسعه با ماموریت تبدیل بخشی از عواید نفت، گاز و میعانات به سرمایه‌های بازده‌زا، حفظ حقوق بین‌نسلی و کاهش وابستگی بودجه جاری به نفت تاسیس شد. فلسفه این نهاد، جداسازی درآمد ملی از ثروت ملی است؛ به این معنا که فروش دارایی‌های طبیعی نباید به مصرف روزمره دولت برسد، بلکه باید در قالب سرمایه‌گذاری‌های مولد و هدفمند، ثبات اقتصاد کلان را تقویت کند. با این حال، فاصله میان طراحی حقوقی و اجرای نهادی، صندوق را در عمل به ابزاری در معرض مداخلات سیاستی تبدیل کرده است؛ وضعیتی که اصلاح آن مستلزم بازتعریف قواعد برداشت، تقویت استقلال نهادی و شفاف‌سازی ماموریت‌ها باقی می‌ماند.

ریشه‌های تاریخی؛ از حساب ذخیره ارزی تا صندوق توسعه ملی

نخستین صورت‌بندی نهادی برای مدیریت درآمدهای نفتی در ایران با ایجاد «حساب ذخیره ارزی» ذیل ماده ۶۰ قانون برنامه سوم توسعه شکل گرفت؛ دوره‌ای که افت شدید قیمت نفت در اواخر دهه ۱۳۷۰، آسیب‌پذیری بودجه دولت را آشکار کرد. حساب ذخیره ارزی با هدف هموارسازی نوسانات درآمد نفت، کاهش شوک‌های بودجه‌ای و پشتیبانی از سرمایه‌گذاری بخش غیردولتی طراحی شد، اما در عمل، ضعف قواعد انضباطی، مجوزهای گسترده برداشت و استفاده از منابع برای پوشش هزینه‌های جاری، کارکرد تثبیتی آن را تضعیف کرد و به فرسایش اعتماد نهادی انجامید. به‌تدریج، این حساب از یک ابزار ضدچرخه‌ای به منبع جبران کسری‌ها تبدیل شد و فاصله میان هدف قانونی و عملکرد اجرایی آن افزایش یافت.

در واکنش به این تجربه، سیاست‌گذار با تغییر نگاه از نفت به‌عنوان منبع درآمدی به نفت به‌مثابه ثروت بین‌نسلی، صندوق توسعه ملی را براساس ماده ۸۴ قانون برنامه پنجم توسعه تاسیس کرد. هدف از این تغییر، قاعده‌مندکردن واریز منابع، تقویت استقلال نهادی و تمرکز بر سرمایه‌گذاری مولد با بازده بلندمدت بود تا خطاهای حساب ذخیره ارزی تکرار نشود. با این حال، تجربه عملکردی صندوق نشان داد که طراحی حقوقی به‌تنهایی کفایت نمی‌کند؛ فشارهای بودجه‌ای، برداشت‌های تکلیفی و تمرکز تسهیلات بر بنگاه‌ها و نهادهای عمومی، بازده منابع را کاهش داد و فاصله میان ماموریت بین‌نسلی صندوق و اجرای عملی آن را افزایش داد. این روند نشان می‌دهد که پایداری قواعد، محدودیت‌های سخت بر برداشت و اولویت واقعی بخش خصوصی، شرط لازم موفقیت صندوق‌های ثروت ملی باقی می‌ماند.

اهداف و ماموریت‌های صندوق توسعه ملی

پیش از بررسی ابزارها و سازوکارهای اجرایی، باید اهداف بنیادین صندوق توسعه ملی روشن شود؛ اهدافی که نقش قطب‌نما را دارند و جهت تصمیم‌گیری، تخصیص منابع و ارزیابی عملکرد صندوق را تعیین می‌کنند:

حفظ ثروت بین‌نسلی: منابع نفت و گاز دارایی‌هایی پایان‌پذیر هستند و مصرف آن‌ها در بودجه جاری به معنای انتقال هزینه به نسل‌های آینده تلقی می‌شود. ماموریت نخست صندوق توسعه ملی، تبدیل این دارایی‌های طبیعی به سرمایه‌های مولد و بازده‌زا است تا سهم نسل‌های آینده از ثروت ملی حفظ شود و فروش منابع تجدیدناپذیر به مصرف کوتاه‌مدت نرسد.

کاهش وابستگی بودجه به نفت: انتقال بخشی از عواید نفتی به صندوق، سازوکاری برای جداکردن درآمدهای ناپایدار از هزینه‌های جاری دولت فراهم می‌کند. این هدف به کاهش آسیب‌پذیری بودجه در برابر نوسانات قیمت نفت می‌انجامد و انضباط مالی را تقویت می‌کند، مشروط بر آنکه برداشت‌های تکلیفی و خارج از قاعده محدود بماند.

تقویت سرمایه‌گذاری مولد و بخش خصوصی: صندوق توسعه ملی ماموریت دارد منابع ارزی خود را در قالب تسهیلات به بخش خصوصی، تعاونی و بنگاه‌های عمومی غیردولتی اختصاص دهد؛ آن‌هم صرفا برای طرح‌هایی با توجیه فنی، مالی و اقتصادی و نرخ بازده قابل قبول. هدف از این رویکرد، تبدیل درآمد نفتی به موتور رشد پایدار، اشتغال‌زا و صادرات‌محور است.

تقویت ثبات اقتصاد کلان: با جداسازی شوک‌های نفتی از بودجه عمومی و هدایت آن‌ها به یک نهاد پس‌انداز و سرمایه‌گذاری، نوسان‌پذیری اقتصاد کلان کاهش می‌یابد. این ماموریت، از تشدید چرخه‌های رونق و رکود ناشی از نفت جلوگیری می‌کند و امکان سیاست‌گذاری باثبات‌تر پولی و مالی را فراهم می‌سازد.

ساختار حقوقی و نهادی صندوق توسعه ملی

کارآمدی هر صندوق ثروت ملی به کیفیت حکمرانی، شفافیت نهادی و تفکیک دقیق وظایف وابسته است؛ ساختاری که اگر به‌درستی عمل نکند، حتی اهداف درست را نیز به نتایج ناپایدار تبدیل می‌کند:

هیئت امنا: هیئت امنا بالاترین رکن سیاست‌گذاری و راهبری صندوق توسعه ملی است و مسئول تعیین خط‌مشی‌ها، تصویب برنامه‌های راهبردی، نظام‌نامه‌ها، بودجه سالانه و انتصاب یا عزل اعضای هیئت عامل محسوب می‌شود. این رکن باید با صیانت از ماموریت قانونی صندوق، مانع انحراف منابع به سمت تامین هزینه‌های جاری دولت شود و انضباط ماموریتی و قاعده‌مندی تصمیم‌ها را تضمین کند.

هیئت عامل: هیئت عامل بازوی اجرایی و مدیریتی صندوق است که وظیفه تخصیص منابع، انعقاد قراردادهای عاملیت با بانک‌ها، مدیریت سرمایه‌گذاری‌ها و اجرای مصوبات هیئت امنا را برعهده دارد. کارآمدی این رکن به حرفه‌ای‌بودن، تمام‌وقت‌بودن و استقلال عملیاتی اعضا وابسته است؛ به‌گونه‌ای که تصمیم‌های تخصیصی صرفا بر مبنای توجیه اقتصادی و نرخ بازده مورد انتظار اتخاذ شود.

هیئت نظارت: هیئت نظارت نقش ناظر عالی بر عملکرد صندوق را ایفا می‌کند و مامور بررسی انطباق عملیات با اساسنامه، قوانین و اهداف مصوب است. ارائه گزارش‌های منظم به هیئت امنا و نهادهای قانونی، بررسی صورت‌های مالی و شناسایی انحراف‌های احتمالی از ماموریت صندوق، از وظایف اصلی این رکن محسوب می‌شود و نقش کلیدی در تقویت شفافیت و پاسخ‌گویی نهادی دارد.

منابع و مصارف صندوق توسعه ملی

تفکیک شفاف میان منابع و مصارف مرز ماموریتی صندوق توسعه ملی را تعیین می‌کند و از لغزش آن به ابزار تامین مالی کوتاه‌مدت دولت جلوگیری می‌سازد:

منابع صندوق توسعه ملی

منابع صندوق عمدتا از سهمی معین و قانونی از عواید صادرات نفت خام، گاز، میعانات گازی و فرآورده‌های نفتی تامین می‌شود که مطابق قوانین برنامه‌ای به‌صورت منظم به حساب صندوق واریز می‌گردد. علاوه بر آن، بازپرداخت اصل و سود تسهیلات اعطایی، سود حاصل از سرمایه‌گذاری‌های مالی داخلی و خارجی و درآمد سپرده‌گذاری ارزی نزد بانک مرکزی نیز به‌عنوان منابع تکمیلی صندوق محسوب می‌شوند.

مصارف مجاز صندوق توسعه ملی

مصارف قانونی صندوق به اعطای تسهیلات ارزی به پروژه‌های تولیدی، صنعتی، کشاورزی و خدماتی دارای توجیه فنی، اقتصادی و مالی محدود می‌شود که عمدتا از طریق بانک‌های عامل انجام می‌گیرد. همچنین سرمایه‌گذاری مالی در بازارهای پولی و مالی با هدف حفظ ارزش دارایی‌ها و کسب بازدهی متناسب، و حمایت از صادرات کالا و خدمات فنی و مهندسی، در چارچوب اساسنامه و با رعایت نرخ بازده مورد انتظار مجاز تلقی می‌شود.

مصارف ممنوع صندوق توسعه ملی

استفاده از منابع صندوق برای تامین هزینه‌های جاری دولت، جبران کسری بودجه عمومی یا بازپرداخت بدهی‌های دولت، به‌صراحت در اساسنامه ممنوع اعلام شده است. هرگونه انحراف از این قاعده، نقض ماموریت بین‌نسلی صندوق تلقی می‌شود و کارکرد آن را از نهاد ثروت‌ساز به ابزار تثبیت کوتاه‌مدت بودجه‌ای تنزل می‌دهد.

تفاوت صندوق توسعه ملی و حساب ذخیره ارزی

با وجود آن‌که حساب ذخیره ارزی و صندوق توسعه ملی هر دو با هدف مدیریت درآمدهای نفتی ایجاد شدند، اما از حیث فلسفه وجودی، افق زمانی و نقش اقتصادی تفاوت‌های بنیادین دارند. حساب ذخیره ارزی در ابتدا به‌عنوان ابزاری بودجه‌ای طراحی شد تا نوسانات کوتاه‌مدت قیمت نفت را هموار کند و در سال‌های افت درآمد نفتی، امکان تداوم مخارج دولت را فراهم سازد. این سازوکار، ماهیتی حسابداری و وابسته به دولت داشت و در عمل به‌دلیل برداشت‌های مکرر برای هزینه‌های جاری، از هدف تثبیتی خود فاصله گرفت و کارکرد توسعه‌ای پایداری ایجاد نکرد.

شاخصحساب ذخیره ارزیصندوق توسعه ملی
ماهیت نهادیحساب دولتی وابسته به بودجهصندوق ثروت ملی با ماموریت مستقل
افق زمانیکوتاه‌مدتبلندمدت و بین‌نسلی
کارکرد غالبتثبیت بودجه و هموارسازی شوک‌هاسرمایه‌گذاری مولد و ثروت‌سازی
استقلال نهادیضعیف و محدودطراحی‌شده، اما در عمل آسیب‌پذیر
برداشت برای هزینه جاریدر عمل رایج شدقانوناً ممنوع اعلام شده است

در مقابل، صندوق توسعه ملی با الگوگیری از صندوق‌های ثروت ملی و با افق بلندمدت طراحی شد تا درآمدهای نفتی را از منبع بودجه‌ای به ثروت بین‌نسلی تبدیل کند. در این چارچوب، منابع صندوق باید به سرمایه‌گذاری‌های مولد با بازده اقتصادی اختصاص یابد و از مصرف روزمره مصون بماند. هرچند قانون‌گذار تلاش کرد استقلال نهادی و قاعده‌مندی بیشتری برای صندوق پیش‌بینی کند، اما تجربه اجرا نشان می‌دهد که فشارهای بودجه‌ای و برداشت‌های تکلیفی، این استقلال طراحی‌شده را آسیب‌پذیر کرده و فاصله میان ماموریت قانونی و عملکرد عملی را افزایش داده است.

چالش‌های ساختاری صندوق توسعه ملی

چالش‌ها زمانی به وضعیت مزمن تبدیل می‌شوند که قواعد حکمرانی سست بماند، استثناها به قاعده بدل شود و سازوکارهای پاسخ‌گویی نهادی کارکرد بازدارنده خود را از دست بدهد:

غلبه مالی دولت: غلبه نیازهای بودجه‌ای دولت بر منطق بین‌نسلی صندوق، از مهم‌ترین چالش‌های ساختاری صندوق توسعه ملی به‌شمار می‌آید. برداشت‌های تکلیفی و مجوزهای موردی برای استفاده از منابع صندوق در شرایط کسری بودجه، ماموریت ثروت‌سازی بلندمدت را تضعیف می‌کند و عملا صندوق را از نهادی سرمایه‌گذار به ابزاری برای تامین مالی کوتاه‌مدت دولت تبدیل می‌سازد.

ضعف استقلال و شفافیت: اگرچه در طراحی حقوقی صندوق، استقلال نهادی پیش‌بینی شده است، اما فشارهای سیاسی و محدودیت در انتشار به‌موقع و جامع اطلاعات، این استقلال را در عمل آسیب‌پذیر کرده است. گزارش‌دهی ناکافی درباره منابع، مصارف و بازدهی سرمایه‌گذاری‌ها، ارزیابی عمومی و تخصصی عملکرد صندوق را دشوار می‌کند و کیفیت تصمیم‌گیری سیاستی را کاهش می‌دهد.

ناکارایی تخصیص و بازپرداخت: تمرکز بخشی از تسهیلات در میان بنگاه‌ها و نهادهای خاص، افزایش مطالبات معوق و ضعف در ارزیابی ریسک پروژه‌ها، کارایی تخصیص منابع صندوق را کاهش داده است. این وضعیت نه‌تنها نرخ بازده واقعی سرمایه‌گذاری‌ها را پایین می‌آورد، بلکه ظرفیت صندوق برای حمایت پایدار از بخش خصوصی واقعی و پروژه‌های مولد را نیز محدود می‌سازد

آینده صندوق توسعه ملی؛ اصلاح یا فرسایش

مسیر آینده صندوق توسعه ملی به میزان بازگشت سیاست‌گذار به قواعد قانونی و انضباط نهادی گره خورده است. احیای کارکرد بین‌نسلی صندوق مستلزم تثبیت قواعد واریز و برداشت، منع موثر استفاده بودجه‌ای از منابع و تقویت استقلال عملیاتی در برابر فشارهای مالی دولت است. تمرکز بر سرمایه‌گذاری‌های مولد با بازده اقتصادی قابل سنجش، تنوع‌بخشی به سبد دارایی‌ها و ارتقای نظام مدیریت ریسک می‌تواند هم پایداری منابع را افزایش دهد و هم نقش صندوق در کاهش نوسان‌های کلان و حمایت از رشد غیرنفتی را بازتعریف کند.

در مقابل، سناریوی عدم اصلاح با تداوم برداشت‌های تکلیفی و اختلاط ماموریت‌ها، صندوق توسعه ملی را به نهادی شبه‌بودجه‌ای تقلیل می‌دهد که بیش از ثروت‌سازی، به جبران کسری‌ها می‌پردازد. در چنین وضعیتی، فرسایش سرمایه، افت بازدهی و تضعیف اعتبار نهادی اجتناب‌ناپذیر می‌شود و ظرفیت صندوق برای ایفای نقش تثبیت‌گر و توسعه‌ای در اقتصاد ایران به‌تدریج کاهش می‌یابد.

جمع‌بندی

صندوق توسعه ملی زمانی می‌تواند نقش واقعی خود را در اقتصاد ایران ایفا کند که میان درآمد نفتی و ثروت بین‌نسلی تمایزی نهادی و عملی برقرار شود و این تمایز با قواعد پایدار، شفافیت قابل راستی‌آزمایی و استقلال عملیاتی از چرخه بودجه‌ای دولت پشتیبانی گردد. تجربه دو دهه مدیریت درآمدهای نفتی نشان می‌دهد هرگاه برداشت‌های جاری جایگزین سرمایه‌گذاری مولد شده، کارکرد تثبیتی و توسعه‌ای صندوق تضعیف شده و نااطمینانی سیاستی افزایش یافته است. از این‌رو، منع موثر برداشت‌های بودجه‌ای، تقویت پاسخ‌گویی نهادی، بهبود کیفیت تخصیص منابع و تمرکز بر پروژه‌های با بازده اقتصادی قابل سنجش، مهم‌ترین مسیر اصلاحی برای بازگرداندن صندوق توسعه ملی به ماموریت اصلی خود و پشتیبانی از رشد پایدار و غیرنفتی اقتصاد ایران محسوب می‌شود.


سوالات متداول

صندوق توسعه ملی چیست؟

نهادی عمومی و قانونی است که برای تبدیل درآمدهای نفتی به سرمایه‌های مولد و حفظ سهم نسل‌های آینده ایجاد شده و هدف آن کاهش نوسان‌های بودجه‌ای و تقویت ثبات اقتصادی است.

تفاوت صندوق توسعه ملی با حساب ذخیره ارزی چیست؟

حساب ذخیره ارزی ماهیتی کوتاه‌مدت و بودجه‌ای داشت، اما صندوق توسعه ملی با افق بلندمدت و تمرکز بر سرمایه‌گذاری مولد و بین‌نسلی طراحی شده است.

آیا برداشت از صندوق توسعه ملی برای هزینه‌های جاری دولت مجاز است؟

خیر. طبق قانون، استفاده از منابع صندوق برای هزینه‌های جاری و جبران کسری بودجه ممنوع و خلاف ماموریت آن است.

منابع صندوق چگونه مصرف می‌شود؟

در قالب تسهیلات ارزی و سرمایه‌گذاری‌های دارای توجیه اقتصادی و بازده مناسب، عمدتا برای حمایت از بخش خصوصی و پروژه‌های مولد مصرف می‌شود.

چه اصلاحی برای موفقیت صندوق ضروری است؟

پایدارسازی قواعد، تقویت استقلال عملیاتی و شفافیت گزارش‌دهی، مهم‌ترین شرط بازگشت صندوق به ماموریت اصلی خود است.

امتیاز خود را ثبت کنید
نمایش بیشتر

هانا پاکمند

علاقه به علم اقتصاد، من را به سمت یادگیری و کسب مهارت در زمینه تحلیل مالی و اقتصادی بازارها سوق داد. در این بین با کسب مهارت‌های مرتبط با تحلیل شرکت‌ها و به طور کلی بازارهای مالی سعی بر ایجاد محتوای تحلیلی با کیفیت دارم.

مقاله‌های مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا