آموزش مالی و اقتصادی

سرمایه‌گذاری سبز چیست و چگونه اقتصاد پایدار جهانی را می‌سازد؟

سرمایه‌گذاری سبز به تخصیص منابع مالی به شرکت‌ها، پروژه‌ها و ابزارهایی اطلاق می‌شود که اثر محیط‌زیستی مثبت و قابل اندازه‌گیری ایجاد می‌کنند و هم‌زمان منطق مدیریت ریسک و بازده را حفظ می‌کنند. معیار اصلی در این رویکرد اثر است؛ به این معنا که کاهش انتشار، بهبود بهره‌وری انرژی، مدیریت پایدار آب یا حرکت به‌سوی اقتصاد چرخشی باید به‌صورت شفاف، قابل گزارش و قابل مقایسه تحقق یابد. سرمایه‌گذاری سبز در هم‌پوشانی با سرمایه‌گذاری مسئولانه اجتماعی و چارچوب‌های ESG تعریف می‌شود، اما تمایز آن در تمرکز مستقیم بر خروجی‌های زیست‌محیطی نهفته است؛ خروجی‌هایی که بتوان آن‌ها را در فرآیند تصمیم‌گیری مالی سنجید و در ارزش‌گذاری دارایی‌ها وارد کرد.

این رویکرد یک انتخاب اخلاقی یا ترجیح سلیقه‌ای محسوب نمی‌شود، بلکه پاسخی مالی به ریسک‌های ساختاری اقتصاد جهانی است. با تغییر سیاست‌های کربنی، سخت‌گیرانه‌تر شدن استانداردهای افشا و تحول ترجیحات مصرف‌کنندگان، ساختار هزینه، درآمد و مزیت رقابتی بنگاه‌ها دگرگون می‌شود. سرمایه‌گذاری سبز می‌کوشد این دگرگونی را زودتر از بازار شناسایی کند و پیش از آن‌که ریسک‌های اقلیمی و مقرراتی به‌طور کامل در صورت‌های مالی منعکس شوند، آن‌ها را در قیمت دارایی‌ها لحاظ کند؛ مسیری که در نهایت، پیوند میان بازده مالی و پایداری اقتصاد جهانی را تقویت می‌کند.

ریشه‌ها و خاستگاه تاریخی سرمایه‌گذاری سبز

خاستگاه مدرن سرمایه‌گذاری سبز به هم‌زمانی دو روند ساختاری در اقتصاد جهانی یعنی تشدید نگرانی‌های زیست‌محیطی و بروز شوک‌های انرژی باز می‌گردد. بحران‌های نفتی دهه‌های پایانی قرن بیستم، وابستگی اقتصاد جهانی به سوخت‌های فسیلی را به‌عنوان یک ریسک راهبردی آشکار کرد و هم‌زمان، شواهد علمی درباره تغییرات اقلیمی فشار سیاسی و اجتماعی برای کاهش انتشار را افزایش داد. در ادامه، توافق‌های بین‌المللی اقلیمی و سیاست‌های چندجانبه، چارچوبی مشترک برای کربن‌زدایی ایجاد کردند و مسیر را برای مداخله فعال بازار سرمایه هموار ساختند. نتیجه این فرآیند، ابزارسازی مالی بود؛ به‌طوری‌که بدهی سبز، صندوق‌های موضوعی و سازوکارهای سنجش اثر به‌تدریج به بخشی از معماری مالی جهانی تبدیل شدند.

در دهه اخیر، این روند شتاب بیشتری گرفت؛ زیرا ابعاد سرمایه‌گذاری موردنیاز برای گذار انرژی به سطحی رسید که بدون مشارکت گسترده بازارهای مالی قابل تحقق نبود. هم‌زمان، نبود تعریف‌های دقیق از سبز بودن به یک منبع ریسک و بی‌اعتمادی در بازار تبدیل شد و ضرورت استانداردسازی را برجسته کرد. در پاسخ، چارچوب‌های افشای پایداری و نظام‌های طبقه‌بندی فعالیت‌های سبز توسعه یافتند تا مرز میان فعالیت‌های واقعا هم‌راستا با اهداف اقلیمی و ادعاهای غیرمستند روشن شود. طبقه‌بندی فعالیت‌های پایدار در اتحادیه اروپا نمونه شاخص این تحول است که با اتکا به معیارهای علمی، تلاش می‌کند فعالیت‌های اقتصادی هم‌سو با مسیر خالص صفر را از سایر فعالیت‌ها تفکیک کند و نااطمینانی سرمایه‌گذاران را کاهش دهد.

ویژگی‌ها و معیارهای سرمایه‎گذاری سبز

برای آن‌که یک سرمایه‌گذاری واقعا «سبز» تلقی شود، اتکا به نیت یا برچسب کافی نیست و باید مجموعه‌ای از معیارهای قابل سنجش، قابل گزارش و قابل راستی‌آزمایی رعایت شود. در ادبیات مالی و سیاست‌گذاری، ویژگی‌های کلیدی سرمایه‌گذاری سبز به‌صورت زیر تعریف می‌شوند:

شفافیت هدف محیط‌زیستی: هر پروژه یا شرکت باید هدف محیط‌زیستی مشخص و از پیش تعریف‌شده داشته باشد و این هدف به شاخص نتیجه ترجمه شود. تعیین دامنه اثر، افق زمانی و روش گزارش‌دهی شرط لازم است تا سرمایه‌گذار بتواند ادعای سبز بودن را ارزیابی کند و آن را با پروژه‌های مشابه مقایسه کند.

قابلیت سنجش اثر: اثر محیط‌زیستی باید به شاخص‌های کمی مانند میزان انتشار کربن اجتناب‌شده، مگاوات ظرفیت انرژی پاک ایجادشده، صرفه‌جویی انرژی، کاهش شدت مصرف آب یا کاهش آلودگی تبدیل شود. بدون چنین سنجه‌هایی، سرمایه‌گذاری سبز به یک ادعای کیفی غیرقابل ارزیابی تقلیل می‌یابد.

مدیریت ریسک گذار: پروژه‌های سبز باید ریسک‌های مرتبط با گذار اقتصاد جهانی از ریسک مقرراتی و سیاست‌های کربنی گرفته تا ریسک فناوری و نوسانات بازار انرژی به‌طور شفاف نشان دهند. پوشش سناریوهای مختلف قیمت انرژی و کربن نشان می‌دهد که مدل مالی پروژه در برابر تغییرات ساختاری اقتصاد تاب‌آور است.

انسجام با طبقه‌بندی‌های معتبر: فعالیت سرمایه‌گذاری باید با نظام‌های طبقه‌بندی شناخته‌شده هم‌راستا باشد تا ادعای سبز بودن از منظر سیاست‌گذاری و بازار سرمایه قابل دفاع شود. طبقه‌بندی فعالیت‌های پایدار در اتحادیه اروپا نمونه شاخصی از این چارچوب‌هاست که معیارهای علمی برای هم‌سویی فعالیت‌های اقتصادی با مسیر خالص صفر ارائه می‌دهد.

افشای استانداردشده اطلاعات: شرکت‌ها و نهادهای مالی برای کاهش ابهام بازار به سمت افشای استانداردشده پایداری و اقلیم حرکت می‌کنند تا اطلاعاتی قابل مقایسه در اختیار سرمایه‌گذاران قرار گیرد. اجرای استانداردهای IFRS S1 و IFRS S2 که توسط بنیاد استانداردهای بین‌المللی گزارشگری مالی (IFRS Foundation) تدوین شده‌اند و از دوره‌های گزارشگری سال ۲۰۲۴ لازم‌الاجرا هستند، نقش مهمی در ایجاد زبان مشترک افشا و افزایش اتکاپذیری سرمایه‌گذاری سبز ایفا می‌کند.

کاربردهای سرمایه‎گذاری سبز در سیاست‌گذاری و بازار سرمایه

سرمایه‌گذاری سبز در نقطه تلاقی سیاست‌گذاری عمومی و بازار سرمایه قرار دارد و هم‌زمان می‌تواند جهت تخصیص منابع در اقتصاد کلان را تغییر دهد و ابزار عملی مدیریت ریسک و بازده برای سرمایه‌گذاران فراهم کند. کارکردهای اصلی سرمایه‌گذاری سبز در چند محور کلیدی قابل تفکیک است:

ابزار سیاست صنعتی و توسعه پایدار: در سطح سیاست‌گذاری، سرمایه‌گذاری سبز مسیر هدایت منابع به سمت پروژه‌هایی را هموار می‌کند که کربن‌زدایی، تاب‌آوری اقتصادی و بهره‌وری منابع را تقویت می‌کنند. این جهت‌گیری به تحقق اهداف توسعه پایدار سازمان ملل نزدیک است، به‌ویژه اهداف مرتبط با انرژی پاک، تولید مسئولانه و اقدام اقلیمی، و امکان می‌دهد سیاست صنعتی با ملاحظات زیست‌محیطی هم‌راستا شود.

انتقال ریسک اقلیمی به قیمت دارایی‌ها: یکی از کارکردهای کلیدی سرمایه‌گذاری سبز، وارد کردن اطلاعات مرتبط با ریسک‌های اقلیمی و مقرراتی به فرآیند قیمت‌گذاری دارایی‌ها است. این رویکرد کمک می‌کند ریسک‌هایی که پیش‌تر در صورت‌های مالی منعکس نمی‌شدند، به‌تدریج در ارزش‌گذاری شرکت‌ها لحاظ شوند و تصمیم‌گیری سرمایه‌گذاران واقع‌بینانه‌تر شود.

گسترش مشارکت سرمایه‌گذاران خرد و نهادی: سرمایه‌گذاری سبز با ایجاد ابزارهای متنوع بدهی و صندوقی، امکان مشارکت طیف گسترده‌تری از سرمایه‌گذاران را فراهم می‌کند. این تنوع ابزار، فاصله میان سرمایه‌گذار خرد و پروژه‌های بزرگ زیرساختی را کاهش می‌دهد و نقش بازار سرمایه را در تامین مالی گذار انرژی پررنگ‌تر می‌سازد.

نشانه‌های مقیاس جهانی و خروج از حاشیه: داده‌های جهانی نشان می‌دهد سرمایه‌گذاری سبز به جریان اصلی نزدیک شده است. برآوردهای آژانس بین‌المللی انرژی نشان می‌دهد سرمایه‌گذاری انرژی در سال ۲۰۲۴ رشد قابل‌توجهی داشته است و بخش زیادی از آن به فناوری‌ها و زیرساخت‌های انرژی پاک اختصاص یافته است که نشان می‌دهد سرمایه‌گذاری سبز دیگر یک حوزه حاشیه‌ای محسوب نمی‌شود.

سرمایه‌گذاری سبز در مقایسه با رویکردهای پایداری

معیارهای زیست‌محیطی، اجتماعی و حاکمیتی (ESG) چارچوبی برای ارزیابی ریسک‌های غیرمالی، کیفیت حکمرانی و نحوه مدیریت پیامدهای محیط‌زیستی و اجتماعی در بنگاه‌ها محسوب می‌شود و الزاما به تحقق یک نتیجه محیط‌زیستی مشخص منجر نمی‌شود. تمرکز این رویکرد بر شناسایی و مدیریت ریسک‌هایی است که می‌توانند عملکرد مالی آینده شرکت‌ها را تحت‌تاثیر قرار دهند. در مقابل، سرمایه‌گذاری مسئولانه اجتماعی (SRI) بیشتر بر هم‌سویی سرمایه‌گذاری با ارزش‌ها و ملاحظات اخلاقی سرمایه‌گذار تکیه دارد و معمولا از طریق حذف یا ترجیح صنایع خاص، مانند کنار گذاشتن سوخت‌های فسیلی یا فعالیت‌های مخرب محیط‌زیست، اجرا می‌شود.

معیارسرمایه‌گذاری سبزمعیارهای زیست‌محیطی، اجتماعی و حاکمیتیسرمایه‌گذاری مسئولانه اجتماعیسرمایه‌گذاری اثرگذار
هدف اصلیاثر محیط‌زیستی قابل‌سنجشمدیریت ریسک و بهبود حکمرانیهم‌سویی با ارزش‌ها و ملاحظات اخلاقیاثر اجتماعی یا زیست‌محیطی قابل سنجش
ابزار رایجاوراق سبز، سهام و صندوق‌های سبزرتبه‌بندی و فیلتر شاخص‌هاحذف یا ترجیح صنایع خاصسرمایه‌گذاری پروژه‌محور و خصوصی
معیار موفقیتشاخص اثر و گزارش‌دهیکاهش ریسک و بهبود افشاانطباق با ارزش‌های اعلام‌شدهتحقق اثر و نتیجه قابل پایش
ریسک شاخصسبزشویی و ابهام معیارناهمگنی روش‌های امتیازدهیمحدود شدن دامنه فرصت‌هانقدشوندگی پایین و دشواری ارزیابی
افق زمانیمیان‌مدت تا بلندمدتمتغیرمتغیربلندمدت

سرمایه‌گذاری سبز در این میان، اثر محیط‌زیستی قابل‌سنجش را در مرکز تصمیم‌گیری مالی قرار می‌دهد و از داده‌ها و ابزارهای معیارهای زیست‌محیطی، اجتماعی و حاکمیتی و منطق سرمایه‌گذاری مسئولانه اجتماعی برای انتخاب، پایش و افشای اطلاعات استفاده می‌کند. در عمل، هم‌پوشانی میان این رویکردها بالا است؛ برای نمونه، یک صندوق سبز ممکن است از امتیازهای زیست‌محیطی، اجتماعی و حاکمیتی برای فیلتر اولیه دارایی‌ها استفاده کند و هم‌زمان اصول سرمایه‌گذاری مسئولانه را در حکمرانی پرتفوی به‌کار گیرد.

ابزارهای اصلی در سرمایه‌گذاری سبز

پیش از انتخاب هر ابزار در سرمایه‌گذاری سبز، باید نسبت ریسک به بازده و افق زمانی سرمایه‌گذاری به‌طور شفاف مشخص شود؛ زیرا هر ابزار، سطح متفاوتی از نوسان، نقدشوندگی و وابستگی به سیاست‌گذاری و فناوری دارد:

سهام سبز: سرمایه‌گذاری از طریق خرید سهام شرکت‌هایی انجام می‌شود که بخش قابل‌توجهی از درآمد یا مخارج سرمایه‌ای آن‌ها به گذار انرژی، بهره‌وری منابع یا فناوری‌های پاک اختصاص دارد. این مسیر معمولا نوسان بیشتری دارد و به چرخه‌های فناوری و سیاست‌های حمایتی حساس‌تر است، اما در افق میان‌مدت و بلندمدت می‌تواند بازده بالاتری ایجاد کند.

اوراق قرضه سبز: این اوراق از نوع اوراق با مصرف منابع مشخص هستند و ناشر متعهد می‌شود وجوه حاصل را صرف پروژه‌های زیست‌محیطی کند. چارچوب‌های رایج بازار بدهی سبز بر شفافیت، مدیریت تخصیص منابع و گزارش‌دهی اثر تاکید دارند و به همین دلیل، این ابزار برای سرمایه‌گذارانی با ترجیح ریسک کمتر و جریان درآمدی باثبات مناسب‌تر است.

وام‌ها و قرض‌های سبز: در تامین مالی بانکی، وام‌های سبز با شرط مصرف منابع در فعالیت‌های مشخص زیست‌محیطی و همراه با الزامات گزارش‌دهی اعطا می‌شوند. این ابزار بیشتر برای پروژه‌های بهره‌وری انرژی، نوسازی صنعتی و ساختمان‌های کم‌مصرف کاربرد دارد و نقش مهمی در اتصال سیاست‌های سبز به بخش واقعی اقتصاد ایفا می‌کند.

صندوق‌های سرمایه‌گذاری سبز: صندوق‌های سرمایه‌گذاری و صندوق‌های قابل معامله سبز امکان تنوع‌بخشی پرتفوی و کاهش هزینه تحلیل فردی را فراهم می‌کنند. با این حال، ترکیب دارایی‌ها و معیار «سبز بودن» در میان صندوق‌ها متفاوت است و بررسی دقیق سیاست سرمایه‌گذاری و ترکیب پرتفوی برای جلوگیری از سبزشویی ضرورت دارد.

ابزارهای پیوندخورده به پایداری: در این ابزارها، نرخ بازده یا شرایط قرارداد به تحقق شاخص‌های عملکردی زیست‌محیطی یا پایداری وابسته می‌شود. این ساختار می‌تواند انگیزه بهبود عملکرد ایجاد کند، اما در صورت تعریف ضعیف یا غیرقابل راستی‌آزمایی شاخص‌ها، ریسک سبزشویی و کاهش اعتبار ابزار افزایش می‌یابد.

بازار بدهی سبز و مقیاس جهانی آن

بازار بدهی سبز در سال‌های اخیر رشد کرده است، اما به اوراق سبز محدود نمانده است. اکنون طیفی از ابزارهای بدهی پایدار در این بازار معامله می‌شود. گزارش‌های نهادهای تخصصی بازار مالی سبز نشان می‌دهد حجم تجمیعی ابزارهای بدهی پایدار، تا پایان سال ۲۰۲۴ به حدود ۶.۹ تریلیون دلار رسیده است. در سال ۲۰۲۴ نیز حدود ۱.۰۵ تریلیون دلار از این ابزارها هم‌راستا با معیارهای پایداری قیمت‌گذاری و معامله شده است. این ارقام نشان می‌دهد بازار بدهی سبز از یک حوزه حاشیه‌ای فراتر رفته است.

برآوردهای سازمان همکاری و توسعه اقتصادی نیز این روند را تایید کرده است. بر اساس گزارش این سازمان، شرکت‌ها در سال ۲۰۲۴ حدود ۵۲۲ میلیارد دلار اوراق بدهی پایدار منتشر کرده‌اند. بخش عمومی نیز در همین سال نزدیک به ۴۷۳ میلیارد دلار انتشار انجام داده است. پیام این داده‌ها روشن است و به زیرساخت مالی مربوط می‌شود. سرمایه‌گذاری سبز اکنون بر یک بازار بدهی گسترده تکیه کرده است. اثر واقعی زیست‌محیطی زمانی ایجاد می‌شود که هم‌راستایی پروژه‌ها و کیفیت گزارش‌دهی رعایت شود.

چالش‌ها و معایب سرمایه‌گذاری سبز

سرمایه‌گذاری سبز به‌خودی‌خود مزیت پایدار ایجاد نمی‌کند و اقتصاد سبز با مجموعه‌ای از محدودیت‌ها و نااطمینانی‌های ساختاری همراه است. شناسایی این چالش‌ها پیش از تصمیم‌گیری مالی، برای مدیریت ریسک و پرهیز از خطای تخصیص سرمایه ضرورت دارد:

ابهام مفهومی و نبود استاندارد واحد: با وجود تلاش برای تدوین طبقه‌بندی‌های رسمی، مرز سبز بودن در برخی صنایع انتقالی همچنان روشن نشده است. اختلاف‌نظر درباره جایگاه گاز طبیعی و انرژی هسته‌ای در چارچوب‌های اروپایی نشان می‌دهد که تعریف سرمایه‌گذاری سبز هنوز در همه بخش‌ها اجماعی نیست.

سبزشویی و آسیب به اعتبار سرمایه‌گذاری: برخی ناشران و صندوق‌ها با تغییر نام یا روایت بازاریابی، تصویری سبز از فعالیت‌های خود ارائه می‌دهند، بدون آن‌که اثر محیط‌زیستی قابل‌سنجشی ایجاد شود. در چنین شرایطی، ضعف افشا و گزارش‌دهی می‌تواند اعتماد بازار را تضعیف کند و هزینه اعتباری برای سرمایه‌گذار ایجاد کند.

وابستگی به سیاست‌های حمایتی و مقررات: بسیاری از پروژه‌های سبز به یارانه‌ها، تعرفه‌های خرید تضمینی یا سیاست‌های کربنی متکی هستند. هرگونه تغییر در این سیاست‌ها می‌تواند ساختار هزینه و جریان درآمد پروژه را تغییر دهد و پیش‌بینی‌پذیری بازده را کاهش دهد، به‌ویژه در اقتصادهای نوظهور.

چالش‌های فناوری و زنجیره تامین: نوسان قیمت باتری‌ها، محدودیت دسترسی به مواد معدنی حیاتی و کمبود ظرفیت شبکه‌های انتقال می‌تواند بازده پروژه‌های سبز را تحت‌تاثیر قرار دهد. کمبود سرمایه‌گذاری در زیرساخت شبکه، در بسیاری از گزارش‌های انرژی به‌عنوان یکی از گلوگاه‌های اصلی گذار انرژی شناسایی شده است.

ناهم‌خوانی ترکیب دارایی در صندوق‌ها: برخی صندوق‌های با برچسب سبز، دارایی‌هایی در پرتفوی خود نگه می‌دارند که با تعریف سخت‌گیرانه سرمایه‌گذار از پایداری سازگار نیست. بدون بررسی دقیق ترکیب دارایی‌ها و سیاست سرمایه‌گذاری، احتمال فاصله گرفتن عملکرد واقعی صندوق از انتظار سرمایه‌گذار باقی می‌ماند.

نوسان جریان سرمایه و فشارهای سیاسی: جریان سرمایه به صندوق‌های سبز می‌تواند تحت‌تاثیر فضای سیاسی، مناقشات عمومی و تغییر اولویت‌های دولت‌ها نوسان کند. تجربه بازارهای توسعه‌یافته نشان می‌دهد که تشدید بحث‌های سیاسی یا نگرانی از سبزشویی می‌تواند حتی به خروج مقطعی سرمایه از این صندوق‌ها منجر شود.

آینده و چشم‌انداز سرمایه‌گذاری سبز

در افق میان‌مدت، تداوم سرمایه‌گذاری در گذار انرژی محتمل به نظر می‌رسد، زیرا نیاز واقعی به تامین مالی پروژه‌های کم‌کربن کاهش نیافته است. برآوردهای سازمان بین‌المللی انرژی نشان می‌دهد حجم سرمایه‌گذاری جهانی در انرژی‌های پاک همچنان در سطح بالایی باقی می‌ماند و این تداوم، بازاری بزرگ و پایدار برای ابزارهای تامین مالی سبز ایجاد می‌کند. فشارهای اقلیمی، تعهدات دولتی و ضرورت نوسازی زیرساخت‌های انرژی سبب می‌شود سرمایه‌گذاری سبز نه به‌عنوان یک موج مقطعی، بلکه به‌عنوان بخشی پایدار از معماری مالی جهانی ادامه پیدا کند.

در عین حال، بازار در حال تجربه دو اصلاح ساختاری مهم است. نخست، استانداردهای افشا و گزارش‌دهی به‌تدریج به سمت یک زبان مشترک حرکت می‌کنند و کیفیت داده‌های مرتبط با پایداری را افزایش می‌دهند؛ مسیری که با اجرای استانداردهای جدید گزارشگری پایداری توسط بنیاد استانداردهای بین‌المللی گزارشگری مالی تقویت می‌شود. دوم، مقررات ضدسبزشویی و نظام‌های طبقه‌بندی فعالیت‌های پایدار جدی‌تر می‌شوند و هزینه ادعای بدون پشتوانه را بالا می‌برند؛ رویکردی که در طبقه‌بندی فعالیت‌های پایدار اتحادیه اروپا به‌روشنی دیده می‌شود. در چنین فضایی، چشم‌انداز واقع‌گرایانه آن است که سرمایه‌گذاری سبز به‌جای رشد یکنواخت، وارد چرخه‌هایی از رونق، پالایش و سخت‌گیری شود و در نهایت پروژه‌هایی موفق بمانند که داده اثر قابل اتکا، افشای شفاف و منطق اقتصادی پایدار را هم‌زمان حفظ کنند.

جمع‌بندی

سرمایه‌گذاری سبز زمانی به مزیت پایدار اقتصادی تبدیل می‌شود که سه شرط به‌طور هم‌زمان برقرار بماند. اثر محیط‌زیستی باید قابل‌سنجش و قابل راستی‌آزمایی باشد. افشا و گزارش‌دهی باید امکان مقایسه میان پروژه‌ها و ابزارها را فراهم کند. منطق مالی باید با سناریوهای سیاستی، محدودیت‌های شبکه و مسیر تحول فناوری سازگار بماند. در غیاب هر یک از این شروط، سرمایه‌گذاری سبز به یک برچسب بازاری تقلیل پیدا می‌کند و کارکرد موثر در مدیریت ریسک و بازده از دست می‌دهد. توصیه عملی برای سرمایه‌گذاران حرکت از تمرکز بر عنوان‌ها به ارزیابی شواهد است و این مسیر با بررسی دقیق کیفیت گزارش‌دهی، میزان هم‌راستایی با طبقه‌بندی‌های معتبر و ترکیب واقعی دارایی‌های صندوق‌ها یا پروژه‌ها به نتیجه می‌رسد.


سوالات متداول

سرمایه‌گذاری سبز چیست؟

سرمایه‌گذاری سبز تخصیص سرمایه به پروژه‌ها و شرکت‌هایی است که اثر محیط‌زیستی مثبت و قابل سنجش ایجاد می‌کنند و با افشا و گزارش‌دهی، ادعای خود را قابل ارزیابی می‌کنند.

تفاوت سرمایه‌گذاری سبز با رویکردهای پایداری چیست؟

رویکردهای پایداری بیشتر بر مدیریت ریسک و بهبود حکمرانی تمرکز دارند و الزاما به اثر محیط‌زیستی مشخص منجر نمی‌شوند. در مقابل، سرمایه‌گذاری سبز به تحقق یک نتیجه محیط‌زیستی قابل‌سنجش گره می‌خورد و سنجه اثر را محور ارزیابی قرار می‌دهد.

اوراق قرضه سبز چه تفاوتی با اوراق معمولی دارد؟

اوراق قرضه سبز منابع مالی را به‌طور مشخص به پروژه‌های محیط‌زیستی اختصاص می‌دهد و ناشر را به ارائه گزارش درباره نحوه تخصیص منابع و آثار زیست‌محیطی آن‌ها ملزم می‌کند. در مقابل، اوراق قرضه معمولی چنین محدودیتی در مصرف منابع و الزامی برای گزارش اثر محیط‌زیستی ایجاد نمی‌کند.

چگونه می‌توان سبز واقعی را از سبزشویی تشخیص داد؟

باید سبد دارایی، گزارش تخصیص منابع، گزارش اثر، سازگاری با طبقه‌بندی‌ها و کیفیت افشا بررسی شود. اتکا به نام صندوق یا شعار بازاریابی کافی محسوب نمی‌شود.

آیا سرمایه‌گذاری سبز همیشه بازده بالاتری می‌دهد؟

بازده تضمین‌شده نیست و به سیاست، شبکه، فناوری و چرخه بازار وابسته می‌ماند. داده‌های جریان سرمایه نشان می‌دهد حتی بازارهای توسعه‌یافته دوره‌های خروج سرمایه نیز تجربه می‌کنند.

امتیاز خود را ثبت کنید
نمایش بیشتر

هانا پاکمند

علاقه به علم اقتصاد، من را به سمت یادگیری و کسب مهارت در زمینه تحلیل مالی و اقتصادی بازارها سوق داد. در این بین با کسب مهارت‌های مرتبط با تحلیل شرکت‌ها و به طور کلی بازارهای مالی سعی بر ایجاد محتوای تحلیلی با کیفیت دارم.

مقاله‌های مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا