آموزش مالی و اقتصادی

روانشناسی بازار چیست؟

روانشناسی بازار به احساسات، باورها و الگوهای رفتاری جمعی فعالان بازارهای مالی گفته می‌شود که در یک بازه‌ زمانی مشخص، جهت حرکت قیمت‌ها را تعیین می‌کنند. روانشناسی بازار، در واقع به‌دنبال پاسخی برای این پرسش هستیم که چرا قیمت‌ها همیشه بر اساس ارزش‌گذاری منطقی و تحلیل بنیادی تغییر نمی‌کنند و چگونه احساسات انسان‌ها باعث شکل‌گیری روندها، حباب‌ها و سقوط‌ها می‌شوند.

در روانشناسی بازارهای مالی، ابتدا الگوهای رفتاری سرمایه‌گذاران توصیف می‌شود و سپس بر اساس این الگوها پیش‌بینی می‌شود که بازار در شرایط مختلف رونق، رکود و نااطمینانی چه واکنشی نشان می‌دهد. ترس، طمع، امید، ناامیدی، شایعات، اخبار رسانه‌ای و شرایط اقتصادی از جمله عواملی هستند که در شکل‌گیری چرخه‌ی روانشناسی بازار نقش ایفا می‌کنند.

اهمیت و کاربردهای روانشناسی بازار

درک روانشناسی بازار جزء کلیدی سرمایه‌گذاری موفق است. با شناخت نقش احساسات، شناسایی احساسات سرمایه‌گذاران، اخبار و رویدادها و سوگیری‌ها در سرمایه‌گذاری، افراد می‌توانند تصمیمات آگاهانه بگیرند. با آگاه ماندن و کنترل احساسات، سرمایه‌گذاران می‌توانند با اطمینان در بازار سرمایه‌گذاری کنند. همچنین آگاهی از احساسات کلی بازار، می‌تواند به افراد یا کسب‌وکارها کمک کند تا با استفاده از پیش‌بینی‌های خود، در مورد مسیر سرمایه‌گذاری ایده‌آل خود تصمیم بگیرند. از آنجایی که اکثر شرکت‌کنندگان در بازار انسان هستند (برخلاف هوش مصنوعی یا اتوماسیون)، می‌توان به رفتار جمعیت برای شناسایی تکامل و جهت روندها نگاه کرد.

به عنوان مثال، بررسی چگونگی تغییر بازارها با رفتار و نگرش در گذشته ممکن است به شناسایی تغییراتی که ممکن است در آینده رخ دهد، کمک کند. در حالی که روانشناسی بازار و احساسات یک علم دقیق نیست، اما در کنار سایر شاخص‌ها می‌تواند بینشی در مورد تغییرات و میزان عرضه و تقاضا ارائه دهد که این امر قاعدتا به افزایش یا کاهش قیمت‌ها کمک می‌کند و به کسب‌و‌کارها یا افراد اجازه می‌دهد تا در قیمت‌های پایین سرمایه‌گذاری کنند و زمانی که ارزش سرمایه‌گذاری بالاتر رفت، آن را بفروشند. بسیاری از معامله‌گران از دیگر تحلیلگران یا متخصصان معتبر در معاملات پیروی می‌کنند.

بنابراین درک روانشناسی بازار بسیار مهم است، زیرا به توضیح اینکه چرا بازارها می‌توانند رفتارهای غیرمنطقی مانند نوسانات شدید یا نوسانات ناگهانی قیمت از خود نشان دهند، کمک می‌کند. حتی زمانی که عوامل بنیادی اقتصادی خلاف آن را پیشنهاد می‌کنند، این موضوع بسیار مهم است. با تجزیه و تحلیل عوامل روانی بر بازار، معامله‌گران و سرمایه‌گذاران می‌توانند حرکات بازار را بهتر پیش‌بینی کنند و تصمیمات آگاهانه‌تری بگیرند که در نهایت منجر به استراتژی‌های معاملاتی موثرتر و شیوه‌های مدیریت ریسک می‌شود.

مالی رفتاری و روانشناسی بازار

دانش مالی رفتاری حوزه‌ای است که بینش‌های روانشناسی را در مطالعه بازارهای مالی ادغام می‌کند، با هدف توضیح این‌که چرا و چگونه مردم اغلب تصمیمات سرمایه‌گذاری غیرمنطقی می‌گیرند. این دانش، تئوری مالی سنتی را فرض می‌کند که همه شرکت‌کنندگان در بازار منطقی هستند و تنها بر اساس اطلاعات موجود تصمیم می‌گیرند. در عوض، امور مالی رفتاری تصدیق می‌کند که سوگیری‌های شناختی و عوامل احساسی به طور قابل‌توجهی بر رفتار سرمایه‌گذار و نتایج بازار تاثیر می‌گذارند.

در این دانش مفاهیمی مانند لنگر انداختن (تکیه شدید به اطلاعات اولیه) و رفتار گله (پیروی از جمعیت) برای درک این‌که چرا بازارها ممکن است از منطق مورد انتظار منحرف شوند، مطرح هستند. با بررسی این الگوهای رفتاری، چارچوبی برای درک ناهنجاری‌های رفتاری بازار، مانند واکنش‌های بیش از حد به اخبار یا تشکیل حباب‌های سوداگرانه ایجاد می‌شود و استراتژی‌هایی را برای سرمایه‌گذاران ارائه می‌کند تا تاثیر سوگیری‌های روان‌شناختی بر تصمیم‌گیری خود را کاهش دهند.

محرک‌های روانشناسی بازار

احساسات نقش مهمی در سرمایه‌گذاری دارند و اغلب می‌توانند منجر به رفتار غیرمنطقی شوند. ترس و طمع دو مورد از رایج‌ترین احساساتی هستند که بر رفتار سرمایه‌گذاران تاثیر می‌گذارند. مهم است که این احساسات شناسایی و کنترل شوند تا افراد بتوانند تصمیمات سرمایه‌گذاری منطقی بگیرند. مفاهیم اصلی در روانشناسی بازار حول درک چگونگی تاثیر احساسات و رفتار جمعی بر بازارهای مالی می‌چرخد. در ادامه هر کدام از محرک‌های ایجاد رفتارهای غیرمنطقی و هیجانی در بازار تشریح شده‌اند:

اعتماد سرمایه‌گذاران: وقتی سرمایه‌گذاران نسبت به اقتصاد احساس مثبتی داشته باشند، در تصمیمات سرمایه‌گذاری خود خوش‌بین و مطمئن هستند. این احساسات مثبت می‌تواند قیمت‌ها را افزایش دهد، زیرا افراد بیشتری تمایل به خرید دارند و در نتیجه بازاری صعودی ایجاد می‌شود. برعکس، اگر سرمایه‌گذاران اعتماد خود را از دست بدهند، ممکن است از سرمایه‌گذاری‌های خود خارج شوند و در نتیجه حرکت بازارها نزولی خواهد شد.

ترس و طمع: ترس و طمع احساسات قدرتمندی هستند که بر روانشناسی بازار مالی تاثیر می‌گذارند. در زمان عدم اطمینان یا اخبار منفی، ترس می‌تواند باعث وحشت سرمایه‌گذاران شود و این امر منجر به فروش دارایی‌های آنان خواهد شد. در نتیجه قیمت‌ها نزولی می‌شوند. از سوی دیگر، حرص و طمع می‌تواند باعث نشاط غیرمنطقی و خرید بیش از حد شده و قیمت‌ها را به سطوح ناپایدار برساند.

سوگیری‌های مالی رفتاری: همان‌طور که گفته شد در دانش مالی رفتاری، سرمایه‌گذاران در معرض سوگیری‌های شناختی مختلفی هستند که بر فرآیند تصمیم‌گیری آن‌ها تاثیر می‌گذارد. برخی از رایج‌ترین سوگیری‌ها عبارت‌اند از:

  • بیزاری از ضررترس از ضرر اغلب بر میل به سود غلبه و باعث می‌شود تا افراد سرمایه‌گذاری‌های برنده را پیش از موعد بفروشند.
  • لنگر انداختن: این سوگیری زمانی رخ می‌دهد که سرمایه‌گذاران بر روی یک بخش خاص از اطلاعات، مانند قیمت گذشته سهام، پافشاری و اصرار دارند و بر اساس آن نقطه مرجع به جای شرایط فعلی بازار، تصمیم می‌گیرند.
  • سوگیری اخیر: سرمایه‌گذاران ممکن است به رویدادها یا روندهای اخیر اهمیت زیادی بدهند و معتقد باشند که گذشته نزدیک به عملکرد آینده ادامه خواهد داد.
  • ذهنیت گله: رفتار گله یک سوگیری و پدیده رایج در بازارها است. این رفتار عمیقا در روانشناسی ریشه دارد، جایی که افراد تمایل دارند از دیگران در زمانی که مطمئن نیستند، تقلید کنند، با این فرض که اعمال اکثریت باید درست باشد.

احساسات بازار: احساسات بازار به نگرش یا روحیه کلی سرمایه‌گذاران نسبت به بازار اشاره دارد و می‌تواند تحت تاثیر شاخص‌های اقتصادی، رویدادهای ژئوپلیتیکی یا اخبار خاص شرکت قرار گیرد. احساسات مثبت می‌تواند یک روند صعودی ایجاد کند، در حالی که احساسات منفی می‌تواند منجر به یک بازار نزولی شود.

تفاوت روانشناسی بازار و روانشناسی معامله‌گری

این دو مفهوم به یکدیگر نزدیک هستند؛ اما نباید با هم خلط شوند و باید در دو سطح متفاوت تحلیل شوند. روانشناسی بازار (Market Psychology) بر احساسات و رفتار جمعی فعالان بازار تمرکز دارد و فضای کلی حاکم بر بازار را توصیف می‌کند. در این سطح، تحلیل‌گر بررسی می‌کند که بازار در یک مقطع زمانی مشخص در فاز ترس، طمع، امید یا ناامیدی قرار دارد و این فضای احساسی چگونه به روندهای صعودی، روندهای نزولی، حباب‌های قیمتی یا سقوط‌های ناگهانی منجر می‌شود.

این در حالی است که روانشناسی معامله‌گری (Trader Psychology) بر ذهن و احساسات یک فرد معامله‌گر تمرکز دارد و نشان می‌دهد که ترس، طمع، امید، حس انتقام از بازار، اعتمادبه‌نفس بیش از حد و سایر سوگیری‌ها چگونه باعث می‌شوند معامله‌گر برخلاف استراتژی خود عمل کند. در این سطح بررسی می‌شود که چرا شخص حد ضرر را جابه‌جا می‌کند، چرا در اوج هیجان می‌خرد و در اوج ترس می‌فروشد و چرا نتایج معاملات با کیفیت تحلیل او هم‌خوانی ندارد.

موضوعروان‌شناسی بازارروان‌شناسی معامله‌گری
سطح تحلیلجمعی (رفتار کل بازار)فردی (رفتار یک معامله‌گر)
تمرکز اصلیاحساسات عمومی مانند ترس، طمع، امید و ناامیدیاحساسات فردی مانند FOMO، طمع، اضطراب، انتقام از بازار
کارکرد تحلیلتشخیص فازهای احساسی بازار و تاثیر آنها بر روندهااصلاح رفتار معاملاتی و افزایش انضباط شخصی
پیامد رفتاریایجاد روندهای قیمتی، حباب‌ها و سقوط‌هاعمل نکردن به استراتژی، اشتباهات تکرارشونده
ابزارهای مرتبطتحلیل سنتیمنت، حجم معاملات، رفتار جمعیژورنال معاملاتی، مدیریت ریسک، تکنیک‌های کنترل احساسات
هدف نهاییفهم جهت‌گیری کلی بازاربهبود تصمیم‌گیری فرد و عملکرد معاملاتی

روانشناسی بازار و چرخه‌های رونق و رکود

چرخه‌های رونق و رکود اغلب با تغییرات روانشناسی بازار مرتبط است. در طول دوره رونق، خوش‌بینی و ریسک‌پذیری غالب است که منجر به افزایش سریع قیمت دارایی می‌شود. این دوره از سرخوشی اغلب در حباب بازار به اوج خود می‌رسد. در نهایت، حباب با ترس، وحشت و سقوط بازار می‌ترکد. درک این الگوهای روان‌شناختی می‌تواند به سرمایه‌گذاران کمک کند تا تشخیص دهند که چه زمانی بازارها اشباع خرید یا فروش شده‌اند و به آن‌ها اجازه می‌دهد تا استراتژی‌های خود را بر این اساس تنظیم کنند.

استراتژی‌های لازم برای استفاده از روانشناسی بازار

استراتژی‌های مختلفی برای استفاده از تاثیرات مالی رفتاری و روان‌شناسی بازار وجود دارد که سرمایه‌گذاران ممکن است هنگام در نظر گرفتن عوامل روانی در بازار استفاده کنند:

سرمایه‌گذاری خلاف جهت: در این حالت سرمایه‌گذاران با روانشناسی بازار و شناسایی احساسات معامله‌گران خلاف جهت حرکت بازار معامله می‌کنند. به عنوان مثال، در زمان ترس در بازار، این سرمایه‌گذاران ممکن است که سهامی خریداری کنند که دیگران با وحشت می‌فروشند. برعکس، زمانی که بازار با طمع و خوش‌بینی هدایت می‌شود، این سرمایه‌گذاران ممکن است سهامی که بسیار مورد توجه قرار گرفته را بفروشند و پیش‌بینی اصلاح کنند.

سرمایه‌گذاری ارزشی: سرمایه‌گذاران می‌توانند با سرمایه‌گذاری در دارایی‌هایی که به دلیل واکنش بیش از حد بازیگران بازار به نظر می‌رسد کمتر از ارزش خود معامله می‌شوند، سرمایه‌گذاری کنند. به عنوان مثال، بازار ممکن است به اخبار بد واکنش نشان دهد و باعث کاهش قیمت‌ها شود. در این حالت معامله‌گران می‌توانند با انتخاب سرمایه‌گذاری که به طور غیرمنطقی پایین‌تر ارزش‌گذاری شدند منتظر بازگشت آن‌ها به ارزش بازار معقول شوند و از این استراتژی سود ببرند.

استفاده از تحلیل تکنیکال: تحلیل تکنیکال روشی محبوب است که توسط معامله‌گران برای سنجش احساسات بازار استفاده می‌شود. با تحلیل حرکات تاریخی قیمت، حجم معاملات و سایر شاخص‌ها، تحلیلگران تکنیکال می‌توانند الگوهایی را شناسایی کنند که منعکس‌کننده وضعیت احساسی بازار هستند. ابزارهایی مانند شاخص نوسان (VIX) که میزان ترس در بازار را اندازه‌گیری می‌کند، می‌تواند به معامله‌گران کمک کند تا تغییرات در احساسات بازار را پیش‌بینی و موقعیت خود را بر این اساس تنظیم کنند.

آیا احساسات بازار می‌تواند حباب ایجاد کند؟

در پاسخ به پرسش فوق باید گفت که بله، احساسات بازار می‌تواند منجر به ایجاد حباب در بازار شود. وقتی طمع و خوش‌بینی در بازار غالب باشد، سرمایه‌گذاران ممکن است قیمت دارایی‌ها را بسیار بالاتر از ارزش ذاتی خود برسانند. این شور و نشاط می‌تواند منجر به ایجاد حباب شود که در نهایت با ایجاد ترس می‌ترکد و منجر به کاهش سریع قیمت‌ها می‌شود. حباب دات کام و بحران بازار مسکن نمونه‌هایی از حباب‌های بازار هستند که توسط روانشناسی بازار هدایت شدند.

رسانه‌ها چه نقشی در روانشناسی بازار دارند؟

رسانه‌های خبری با تاثیرگذاری بر ادراک و احساسات عمومی نقش مهمی در شکل‌گیری روانشناسی بازار دارند. قرار گرفتن مداوم در معرض اخبار در مورد شرایط اقتصادی، رویدادهای سیاسی یا درآمدهای شرکتی می‌تواند احساساتی مانند ترس یا طمع را در بین سرمایه‌گذاران تقویت کند. اخبار و شایعات رسانه‌ای بر رفتار سرمایه‌گذاران تاثیر و منجر به نوسانات بازار می‌شود. رسانه‌ها با تاثیرگذاری بر ادراکات و احساسات عمومی در مورد بازارهای مالی، نقشی محوری در شکل‌گیری روانشناسی بازار ایفا می‌کنند.

از طریق پوشش خبری، گزارش‌ها و تفسیرهای مالی، رسانه‌ها می‌توانند روندهای بازار را تقویت کنند، بر احساسات سرمایه‌گذاران تاثیر بگذارند و رفتار بازار را هدایت کنند. اخبار مثبت یا هیجان‌انگیز می‌تواند در میان معامله‌گران خوش‌بینی ایجاد کند و به خریدهای هیجانی منجر شود، در حالی که گزارش‌های منفی یا عناوین هیجان‌انگیز می‌توانند باعث ترس و فروش سنگین و هیجانی شوند. رسانه‌ها، خواه با برجسته کردن موفقیت‌ها یا تمرکز بر بحران‌ها، می‌توانند اذهان عمومی را منحرف کند و بر تصمیم‌های سرمایه‌گذاران تاثیر بگذارد.

علاوه بر این، تکرار مکرر روایت‌ها یا روندهای خاص می‌تواند رفتار گله را تقویت کند، زیرا سرمایه‌گذاران اغلب به آنچه که به عنوان احساسات غالب بازار می‌دانند واکنش نشان می‌دهند. رسانه‌ها با روایت حول شاخص‌های اقتصادی، درآمد شرکت‌ها و رویدادهای ژئوپلیتیکی، به روحیه و روان‌شناسی کلی بازار کمک می‌کنند که اغلب منجر به نوسانات کوتاه‌مدت و تاثیرگذاری بر استراتژی‌های سرمایه‌گذاری بلندمدت می‌شود.

چگونه می‌توان رفتار غیرمنطقی بازار را شناسایی و کنترل کرد؟

رفتار غیرمنطقی بازار اغلب به صورت حرکات شدید قیمتی که توسط عوامل بنیادی توجیه نمی‌شود، ظاهر می‌شود. شاخص‌هایی مانند افزایش سریع قیمت‌ها، فروش‌های سنگین و هیجانی و حجم غیرعادی و بالای معاملات می‌توانند نشانه‌ای از رفتار غیرمنطقی باشند. ابزارهای تجزیه و تحلیل تکنیکال، مانند شاخص قدرت نسبی (RSI) یا شاخص نوسان (VIX)، می‌توانند به سرمایه‌گذاران کمک کنند تا با برجسته کردن زمانی که بازارها به واسطه رفتارهای هیجانی اشباع خرید یا فروش می‌شوند، این شرایط را تشخیص دهند. در ادامه مواردی که در مقابله با رفتارهای غیرمنطقی در روانشناسی بازار به کمک افراد می‌آید، آورده شده است:

تاب‌آوری عاطفی: معامله‌گران موفق توانایی بی‌نظیری برای عبور از هیجانات همراه با نوسانات بازار دارند. آن‌ها می‌دانند که واکنش‌های احساسی، مانند ترس و طمع، می‌تواند قضاوت نادرستی داشته باشد و منجر به تصمیم‌گیری غیرمنطقی شود. در عوض، آن‌ها با افزایش انعطاف‌پذیری عاطفی و حفظ خونسردی، حتی در مواجهه با ناملایمات می‌توانند استراتژی‌های معاملاتی خود را با وضوح و دقت اجرا کنند.

انضباط و صبر: صبر تنها یک فضیلت نیست، بلکه سنگ بنای موفقیت در معاملات است. معامله‌گران موفق در پایبندی به برنامه‌ها و استراتژی‌های معاملاتی خود نظم و انضباط را نشان می‌دهند و در برابر وسوسه انحراف از اصول تعیین شده مقاومت می‌کنند. آن‌ها می‌دانند که اقدامات منظم نتایج برتری نسبت به واکنش‌های هیجانی و احساسی دارد. آن‌ها از طریق برنامه‌ریزی دقیق و صبر تزلزل‌ناپذیر، از فرصت‌ها بهره می‌برند و در عین حال ریسک را به حداقل می‌رسانند.

مدیریت ریسک: معامله‌گران زیرک در روانشناسی بازار از انواع تکنیک‌های مدیریت ریسک، مانند تنظیم دستورات حد سود و ضرر و تنوع بخشیدن به پرتفوی خود، برای کاهش زیان‌های احتمالی استفاده می‌کنند. آن‌ها درک می‌کنند که حفظ سرمایه مهم است و مدیریت ریسک را بیش از هر چیز در اولویت قرار می‌دهند. آن‌ها با اجرای نسبت‌های ریسک به ریوارد و اجتناب از اهرم بیش از حد، از سرمایه‌گذاری خود در برابر رکودهای پیش‌بینی نشده بازار محافظت می‌کنند.

یادگیری مستمر و سازگاری: بازارهای مالی به طور مداوم در پاسخ به عوامل اقتصادی، سیاسی و اجتماعی در حال تحول هستند. معامله‌گران موفق با آگاهی از اهمیت یادگیری مستمر، خود را در تجزیه و تحلیل بازار، روندهای اقتصادی و فناوری‌های نوظهور غوطه‌ور می‌کنند. با چابک ماندن و سازگاری، آن‌ها می‌توانند به سرعت استراتژی‌های خود را برای سرمایه‌گذاری در بازارهای در حال تحول تنظیم کنند.

تاب‌آوری روانی: مسیر موفقیت در معاملات مملو از چالش‌ها و شکست است. معامله‌گران موفق انعطاف‌پذیری روان‌شناختی قابل‌توجهی از خود نشان می‌دهند و با عزم و اراده‌ای دوباره از زیان‌ها و شکست‌ها به سمت موفقیت پیش می‌روند. آن‌ها شکست‌ها را نه به عنوان موانعی غیرقابل عبور، بلکه به عنوان تجربیات یادگیری ارزشمندی می‌بینند که به رشد و توسعه آن‌ها کمک می‌کند. آن‌ها با انعطاف‌پذیری، استقامت ذهنی خود را پرورش می‌دهند تا در برابر ناملایمات قوی‌تر و عاقل‌تر ظاهر شوند.

جمع‌بندی

روانشناسی بازار به بررسی چگونگی تاثیر احساسات و باورهای انسانی بر بازارهای مالی می‌پردازد. درک روانشناسی بازارهای مالی می‌تواند به سرمایه‌گذاران کمک کند تا حرکات بازار را پیش‌بینی کنند و تصمیمات آگاهانه سرمایه‌گذاری بگیرند. عواملی مانند اعتماد سرمایه‌گذار، ترس و احساسات بازار نقش مهمی در شکل‌دهی روندها و قیمت‌های بازار دارند. با تجزیه و تحلیل روانشناسی بازار، سرمایه‌گذاران می‌توانند بینشی در مورد رفتار بازار به دست آورند و به طور بالقوه فرصت‌ها را شناسایی کنند. باید به یاد داشت که در پشت اعداد و نمودارها، افرادی هستند که بر اساس احساسات و باورهای خود تصمیم می‌گیرند.

سوالات متداول

روانشناسی بازار چیست و چه کاربردی دارد؟

روانشناسی بازار به ما می‌آموزد که یکی از سه رکن اصلی موفقیت در بازارهای مالی، شناخت و مدیریت احساسات فردی و جمعی است. این دانش نشان می‌دهد که احساساتی مانند ترس، طمع و رفتار گله‌ای چگونه بر شکل‌گیری روندها و چرخه‌های بازار تاثیر می‌گذارند و چرا کنترل این احساسات برای موفقیت در سرمایه‌گذاری ضروری به‌حساب می‌آید.

روانشناسی بازار چطور می‌تواند به نفع معامله‌گرها باشد؟

آگاهی از روانشناسی بازار و شناخت خود به‌عنوان یک سرمایه‌گذار به معامله‌گر کمک می‌کند بررسی کند آیا در مدیریت سرمایه‌ی خود حرفه‌ای عمل می‌کند یا تحت تاثیر هیجانات تصمیم می‌گیرد. معامله‌گر با شناخت سوگیری‌های ذهنی خود و درک احساسات غالب بازار می‌تواند خطاهای رفتاری خود را اصلاح کند، زمان بهتری برای ورود و خروج انتخاب کند و کیفیت تصمیم‌های معاملاتی خود را بهبود دهد.

روانشناسی بازار در کدام بازارها کاربرد دارد؟

روانشناسی بازار در تمام بازارهایی که انسان در آن تصمیم‌گیری مالی انجام می‌دهد کاربرد دارد. از سهام و اوراق بهادار گرفته تا بازار ارز، فارکس، ارزهای دیجیتال، طلا و حتی بازار مسکن، در همه‌ی این بازارها احساسات و رفتارهای انسانی در کنار داده‌های اقتصادی به شکل‌گیری قیمت‌ها و روندها منجر می‌شوند و به همین دلیل روانشناسی بازار در همه‌ی آن‌ها اهمیت پیدا می‌کند.

امتیاز خود را ثبت کنید
نمایش بیشتر

لیلا لامعی

علاقه به علم اقتصاد، من را به سمت یادگیری و کسب مهارت در زمینه تولید محتوای تحلیلی در حوزه‌های اقتصادی به ویژه حوزه بازار سرمایه سوق داد. در این بین با اخذ مدرک MBA مدیریت مالی و کسب سابقه حضور بیش از 8 سال در نهادها و رسانه‌های مطرح اقتصادی سعی بر ایجاد محتوای با کیفیت و کاربردی دارم.

مقاله‌های مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا