آموزش مالی و اقتصادی

بهره ‌وری چیست و چه نقشی در اقتصاد دارد؟

بهره ‌وری در اقتصاد به نسبت ستانده به نهاده اطلاق می‌شود و نشان می‌دهد یک اقتصاد با ترکیبی مشخص از منابع محدود نیروی کار، سرمایه، انرژی، مواد و فناوری چه میزان ارزش واقعی خلق می‌کند. بهره ‌وری صرفا به معنای تولید بیشتر نیست، بلکه به معنای استفاده هوشمندانه و هدفمند از منابع برای دستیابی به بیشترین خروجی ممکن است. اقتصادی بهره‌ور است که بتواند هم اتلاف منابع را کاهش دهد و هم تولید را در مسیری هم‌راستا با نیازهای واقعی جامعه سامان دهد.

در سطح کلان، بهره ‌وری یکی از بنیادی‌ترین توضیح‌دهنده‌های تفاوت در سطح رفاه، قدرت رقابتی و پایداری رشد اقتصادی میان کشورها است. کشورهایی که رشد آن‌ها بر پایه بهبود بهره ‌وری شکل می‌گیرد، بدون اتکا به افزایش بی‌رویه نیروی کار یا مصرف منابع طبیعی، قادرند رشد پایدار، افزایش درآمد سرانه و ثبات اقتصادی ایجاد کنند. در مقابل، اقتصادهایی که رشدشان عمدتا از محل تزریق منابع یا شوک‌های موقتی حاصل می‌شود، حتی با وفور نهاده‌ها نیز با ضعف بهره ‌وری، در چرخه رشد شکننده و ناپایدار گرفتار می‌شوند. از این رو، بهره ‌وری نه یک شاخص فرعی، بلکه هسته سخت عملکرد اقتصاد و شرط لازم برای تبدیل ظرفیت‌های بالقوه به رفاه بالفعل است.

ریشه‌ها و تکامل مفهوم بهره ‌وری

مفهوم بهره ‌وری نخستین‌بار به‌صورت نظام‌مند با انقلاب صنعتی وارد تحلیل اقتصادی شد؛ دوره‌ای که تمرکز از افزایش صرف نیروی کار به افزایش بازدهی تولید از طریق ماشین‌آلات، تقسیم کار و سازمان‌دهی صنعتی تغییر یافت. در اقتصاد کلاسیک و سپس اقتصاد نئوکلاسیک، بهره ‌وری عمدتا به‌عنوان نسبت ساده تولید به نهاده‌ها فهم می‌شد و پیشرفت فنی اغلب به‌صورت یک عامل برون‌زا در مدل‌ها لحاظ شد. با این حال، تجربه تاریخی نشان داد که انباشت سرمایه و افزایش ساعات کار، بدون بهبود کیفیت فناوری و سازمان تولید، تنها به رشد کوتاه‌مدت منجر می‌شود و به‌سرعت با بازده نزولی مواجه خواهد شد.

در قرن بیست‌ویکم، مفهوم بهره ‌وری دچار تعمیق مفهومی شد و از یک نسبت حسابداری به یک سازوکار ساختاری رشد اقتصادی ارتقا یافت. بهره ‌وری امروز به‌طور مستقیم با دانش، نوآوری فناورانه، سرمایه انسانی، کیفیت مدیریت بنگاه‌ها و کارآمدی نهادهای اقتصادی پیوند خورده است. شواهد اقتصادهای پیشرو نشان می‌دهد که رشد پایدار و بلندمدت عمدتا از مسیر افزایش بهره ‌وری کل عوامل تولید حاصل می‌شود، نه از گسترش کمی نهاده‌ها. به بیان دقیق‌تر، اقتصادهایی که توانسته‌اند نوآوری را نهادینه کنند، فناوری‌های دیجیتال را در فرآیند تولید جذب نمایند و ساختارهای نهادی مشوق رقابت و یادگیری ایجاد کنند، بهره ‌وری را به موتور اصلی رشد خود تبدیل کرده‌اند؛ مسیری که تفاوت میان توسعه پایدار و رشد فرساینده را رقم می‌زند.

انواع بهره ‌وری در اقتصاد

بهره ‌وری در اقتصاد بسته به نوع نهاده‌ای که در کانون سنجش قرار می‌گیرد، به اشکال مختلفی اندازه‌گیری می‌شود. این تفکیک به تحلیل‌گران کمک می‌کند منشا رشد یا افت عملکرد اقتصادی را دقیق‌تر شناسایی کرده و سیاست‌های هدفمندتری طراحی کنند. مهم‌ترین انواع بهره ‌وری در ادبیات اقتصادی عبارت‌اند از:

بهره ‌وری نیروی کار

بهره ‌وری نیروی کار معمولا به‌صورت تولید ناخالص داخلی واقعی یا ارزش افزوده به‌ازای هر ساعت کار سنجیده می‌شود و یکی از رایج‌ترین شاخص‌های مقایسه عملکرد اقتصادها است. افزایش این شاخص الزاما به معنای فشار بیشتر بر نیروی کار نیست، بلکه اغلب از سه مسیر اصلی انباشت سرمایه فیزیکی کارآمد (ماشین‌آلات و تجهیزات بهتر)، ارتقای سرمایه انسانی از طریق آموزش و مهارت‌آموزی، و جذب و به‌کارگیری فناوری‌های نوین حاصل می‌شود. در اقتصادهای پیشرفته، رشد درآمد سرانه عمدتا با رشد بهره ‌وری نیروی کار همبستگی مستقیم دارد.

بهره ‌وری کل عوامل تولید (TFP)

بهره ‌وری کل عوامل تولید بخشی از رشد اقتصادی را اندازه‌گیری می‌کند که با افزایش مقدار نیروی کار و سرمایه قابل توضیح نیست و به عواملی مانند نوآوری فناورانه، کیفیت مدیریت، سازمان‌دهی تولید، یادگیری بنگاه‌ها و کارآمدی نهادها نسبت داده می‌شود. به همین دلیل، TFP اغلب به‌عنوان شاخص کیفیت رشد شناخته می‌شود؛ چنان‌که در تحلیل‌های نهادهایی مانند صندوق بین‌المللی پول، پایداری رشد اقتصادی بدون بهبود TFP ناممکن تلقی می‌شود. کاهش این شاخص معمولا نشانه ضعف ساختاری اقتصاد است، حتی اگر رشد کوتاه‌مدت مشاهده شود.

بهره ‌وری سرمایه

بهره ‌وری سرمایه نشان می‌دهد هر واحد سرمایه فیزیکی شامل ماشین‌آلات، تجهیزات، ساختمان‌ها و زیرساخت‌ها تا چه حد به تولید ارزش کمک کرده است. سطح بالای این شاخص به معنای انتخاب درست نوع سرمایه، زمان‌بندی مناسب سرمایه‌گذاری و استفاده موثر از ظرفیت‌هاست. در مقابل، بهره ‌وری پایین سرمایه معمولا نشانه سرمایه‌گذاری ناکارآمد، فناوری‌های منسوخ یا سوءمدیریت دارایی‌های فیزیکی است؛ وضعیتی که می‌تواند حتی با نرخ بالای تشکیل سرمایه نیز به رشد ضعیف منجر شود.

بهره ‌وری مواد و انرژی

بهره ‌وری مواد و انرژی میزان کارایی استفاده از نهاده‌های فیزیکی و انرژی را در فرآیند تولید می‌سنجد و نقشی دوگانه در اقتصاد ایفا می‌کند: از یک‌سو مستقیما بر هزینه تمام‌شده و رقابت‌پذیری بنگاه‌ها اثر می‌گذارد و از سوی دیگر با پایداری زیست‌محیطی گره خورده است. اقتصادهایی که قادرند با مصرف کمتر انرژی و مواد اولیه، ارزش بیشتری تولید کنند، هم در برابر شوک‌های قیمتی مقاوم‌ترند و هم مسیر رشد کم‌کربن و پایدار‌تری را دنبال می‌کنند؛ موضوعی که در دهه‌های اخیر به یکی از محورهای اصلی سیاست‌گذاری صنعتی تبدیل شده است.

فرمول‌های پایه اندازه‌گیری بهره ‌وری

اندازه‌گیری بهره ‌وری در اقتصاد بر مجموعه‌ای از روابط ساده اما تحلیلی استوار است که امکان مقایسه عملکرد در طول زمان و میان بخش‌ها را فراهم می‌کند. در ساده‌ترین بیان، بهره ‌وری نشان می‌دهد یک سیستم اقتصادی با چه میزان ورودی، چه مقدار خروجی واقعی تولید می‌کند و آیا استفاده از منابع در مسیر بهینه قرار دارد یا نه. این فرمول‌ها مبنای محاسبات سیاست‌گذاری، ارزیابی عملکرد بنگاه‌ها و تحلیل رشد اقتصادی در سطح کلان هستند. فرمول پایه بهره ‌وری کل:

ورودی (Input) ÷ خروجی (Output) = بهره ‌وری

در این رابطه، خروجی معمولا به‌صورت تولید واقعی یا ارزش افزوده و ورودی به‌صورت ترکیبی از نهاده‌ها مانند نیروی کار، سرمایه، انرژی و مواد اولیه تعریف می‌شود. افزایش این نسبت زمانی رخ می‌دهد که یا تولید بیشتر با همان منابع حاصل شود، یا همان سطح تولید با منابع کمتری به دست آید.

در عمل، برای تحلیل روندها، شاخص‌های بهره ‌وری نسبت به یک سال پایه نرمال می‌شوند (Index = 100) تا مقایسه تغییرات در طول زمان ممکن شود.

برای مثال، فرض کنید سال ۱۳۹۵ به‌عنوان سال پایه انتخاب شده و شاخص بهره ‌وری نیروی کار برابر ۱۰۰ باشد. اگر در سال ۱۴۰۲ تولید ناخالص داخلی واقعی اقتصاد ۱۲ درصد افزایش یافته، اما مجموع ساعات کار تنها ۵ درصد رشد کرده باشد، شاخص بهره ‌وری نیروی کار به حدود ۱۰۷ می‌رسد. این بدان معناست که بخش قابل‌توجهی از رشد تولید ناشی از بهبود کارایی نیروی کار بوده و نه صرفا افزایش حجم کار است. اگر هم‌زمان شاخص TFP افزایش نیافته باشد، می‌توان نتیجه گرفت که رشد بیشتر از مسیر انباشت سرمایه یا شوک‌های موقتی حاصل شده و از منظر پایداری، کیفیت بالایی نداشته است.

عوامل کلیدی اثرگذار بر بهره ‌وری

بهره ‌وری نتیجه برهم‌کنش هم‌زمان منابع انسانی، سرمایه، فناوری و کیفیت حکمرانی است و هیچ‌یک از این عوامل به‌تنهایی تضمین‌کننده رشد پایدار بهره ‌وری نیست:

سرمایه انسانی: آموزش، مهارت، سلامت و تجربه نیروی کار تعیین‌کننده‌ترین مؤلفه بهره ‌وری هستند، زیرا کیفیت تصمیم‌گیری و نحوه استفاده از سایر نهاده‌ها را شکل می‌دهند. با این حال، سرمایه انسانی زمانی بیشترین بازده را ایجاد می‌کند که با نیازهای فناوری و ساختار تولید تطابق داشته باشد؛ در غیر این صورت، حتی نیروی کار تحصیل‌کرده نیز با بازدهی محدود مواجه می‌شود.

سرمایه فیزیکی و زیرساخت: ماشین‌آلات، تجهیزات، شبکه‌های لجستیک و دسترسی پایدار به انرژی، ظرفیت تولید را افزایش می‌دهند و امکان مقیاس‌پذیری فعالیت‌های اقتصادی را فراهم می‌کنند. اما اگر این سرمایه‌ها با مهارت نیروی انسانی و نظام نگهداشت مؤثر همراه نباشند، به‌سرعت مستهلک می‌شوند و اثر آن‌ها بر بهره ‌وری پایدار نخواهد بود.

فناوری و نوآوری: فناوری شیوه‌های کاراتر تولید از اتوماسیون صنعتی و هوش مصنوعی تا دیجیتالی‌سازی زنجیره تامین و داده‌محوری را معرفی می‌کند. آنچه بهره ‌وری را در بلندمدت تثبیت می‌کند، صرف خرید فناوری نیست، بلکه توان جذب، بومی‌سازی و ترکیب آن با دانش سازمانی است که فاصله میان استفاده مقطعی و جهش پایدار بهره ‌وری را تعیین می‌کند.

نهادها و محیط کسب‌وکار: کیفیت حکمرانی، ثبات سیاستی، رقابت سالم و کاهش عدم‌قطعیت‌های حقوقی و اقتصادی، انگیزه سرمایه‌گذاری مولد را افزایش می‌دهند. تجربه کشورهای موفق نشان می‌دهد بدون نهادهای کارآمد، بازده سرمایه و نیروی کار کاهش می‌یابد.

مدیریت و سازمان‌دهی: شیوه مدیریت بنگاه‌ها و سازمان‌دهی فرآیندها، حلقه اتصال نهاده‌ها به خروجی است. بهبود فرآیند، حذف اتلاف، استانداردسازی عملیات و به‌کارگیری تفکر ناب، بهره ‌وری عملیاتی را افزایش می‌دهد و امکان می‌دهد اثر سرمایه انسانی و فناوری به‌طور کامل در عملکرد اقتصادی منعکس شود.

وضعیت بهره ‌وری در ایران

داده‌های رسمی حاکی از آن است که سهم بهره ‌وری در رشد اقتصادی ایران طی دهه‌های اخیر نوسانی و ناپایدار بوده و بخش عمده رشد تولید بیشتر از مسیر انباشت نهاده‌ها، به‌ویژه سرمایه فیزیکی و منابع طبیعی، حاصل شده است. تجربه تاریخی اقتصاد ایران نشان می‌دهد که جهش‌های مقطعی بهره ‌وری اغلب با شوک‌های قیمتی، تغییرات چرخه‌ای یا افزایش ناگهانی ظرفیت‌های بلااستفاده همراه بوده‌اند، نه اصلاحات ساختاری پایدار.

مسئله اصلی بهره ‌وری در ایران، تداوم‌پذیری رشد و تبدیل بهبودهای کوتاه‌مدت به مسیر بلندمدت است. محدودیت‌های نهادی، نااطمینانی سیاستی، ضعف محیط کسب‌وکار و گسست میان سرمایه انسانی، فناوری و مدیریت بنگاه‌ها باعث شده است اثر افزایش بهره ‌وری به‌سرعت مستهلک شود. در چنین شرایطی، حتی رشد مثبت TFP نیز نمی‌تواند شکاف تاریخی میان اقتصاد ایران و کشورهای با درآمد متوسط رو به بالا را جبران کند. بدون اصلاح هم‌زمان نهادها، تقویت رقابت، ثبات کلان و پیوند دادن سرمایه انسانی با فناوری و مدیریت کارآمد، بهره ‌وری همچنان متغیری ناپایدار باقی می‌ماند و توان تبدیل شدن به موتور اصلی رشد اقتصادی را از دست می‌دهد.

راهکارهای سیاستی برای ارتقای بهره ‌وری

ارتقای پایدار بهره ‌وری نیازمند بسته‌ای هماهنگ از سیاست‌های آموزشی، نهادی و فناورانه است که هم‌زمان انگیزه سرمایه‌گذاری مولد را تقویت کند و کارایی استفاده از منابع را بالا ببرد:

پیوند آموزش با نیاز فناوری و بازار کار: بازطراحی نظام آموزش و مهارتاموزی با تمرکز بر تقاضای واقعی بنگاه‌ها، شکاف مهارتی را کاهش می‌دهد و بازده سرمایه انسانی را افزایش می‌کند. آموزش‌های عمومی بدون اتصال به فناوری‌های مورد استفاده و نیازهای شغلی، اثر محدودی بر بهره ‌وری خواهند داشت.

ثبات مقررات و کاهش ریسک برای سرمایه‌گذاری مولد: ثبات سیاستی، پیش‌بینی‌پذیری مقررات و کاهش تغییرات ناگهانی، افق تصمیم‌گیری بنگاه‌ها را بلندتر می‌کند. هرچه ریسک غیرقابل‌محاسبه کمتر شود، سرمایه به سمت فعالیت‌های مولد با ارزش افزوده بالاتر هدایت می‌شود و بهره ‌وری به‌طور ساختاری بهبود می‌یابد.

دیجیتالی‌سازی فرآیندها و داده‌محوری تصمیم‌ها: دیجیتالی‌سازی دولت و بنگاه‌ها، شفافیت و سرعت تصمیم‌گیری را افزایش می‌دهد و اتلاف منابع را کاهش می‌دهد. استفاده نظام‌مند از داده برای سیاست‌گذاری و مدیریت بنگاه، امکان شناسایی گلوگاه‌ها و بهبود مستمر بهره ‌وری را فراهم می‌کند.

تقویت رقابت و حذف انحصارهای ناکارا: رقابت سالم، بنگاه‌ها را وادار می‌کند با هزینه کمتر و کیفیت بالاتر تولید کنند. حذف امتیازهای انحصاری ناکارا و تسهیل ورود بنگاه‌های جدید، فشار بهره ‌وری را افزایش می‌دهد و نوآوری را به یک ضرورت اقتصادی تبدیل می‌کند.

تمرکز بر بهره ‌وری سبز و انرژی: افزایش کارایی انرژی و مواد اولیه، هم هزینه تولید را کاهش می‌دهد و هم تاب‌آوری اقتصادی را بالا می‌برد. بهره ‌وری سبز با کاهش شدت انرژی و آلودگی، امکان رشد اقتصادی سازگار با محدودیت‌های زیست‌محیطی را فراهم می‌کند و مسیر توسعه پایدار را هموار می‌سازد.

جمع‌بندی

بهره ‌وری، تفاوت میان رشد زودگذر و رفاه پایدار را رقم می‌زند. اقتصادهایی که بهره ‌وری را محور سیاست‌گذاری می‌گذارند، با منابع کمتر ارزش بیشتری می‌سازند. برای ایران، مسیر روشن است سرمایه انسانی مهارت‌محور، فناوری جذب‌شده، نهادهای باثبات و مدیریت فرآیندمحور. بدون این چهارگانه، هیچ بسته تحریک اقتصادی پایدار نمی‌ماند.


سوالات متداول

بهره ‌وری چیست؟

نسبت خروجی به ورودی است که میزان خلق ارزش با منابع موجود را نشان می‌دهد و با کارایی و اثربخشی محقق می‌شود.

بهره ‌وری چگونه سنجیده می‌شود؟

این شاخص با نسبت خروجی به ورودی و در سطح کلان با شاخص‌هایی مانند TFP و سال پایه برای مقایسه زمانی سنجیده می‌شود.

چرا بهره ‌وری برای رفاه مهم است؟

زیرا دستمزد واقعی را افزایش می‌دهد، قیمت‌ها را می‌کاهد و رشد پایدار را ممکن می‌کند.

نقش فناوری چیست؟

فناوری روش تولید را بهبود می‌دهد، اتلاف را کم می‌کند و بازده نهاده‌ها را بالا می‌برد.

امتیاز خود را ثبت کنید
نمایش بیشتر

هانا پاکمند

علاقه به علم اقتصاد، من را به سمت یادگیری و کسب مهارت در زمینه تحلیل مالی و اقتصادی بازارها سوق داد. در این بین با کسب مهارت‌های مرتبط با تحلیل شرکت‌ها و به طور کلی بازارهای مالی سعی بر ایجاد محتوای تحلیلی با کیفیت دارم.

مقاله‌های مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا