رفاه اجتماعی چیست؟ بررسی انواع و اهداف آن

رفاه اجتماعی به وضعیتی مطلوب در زمینههای اقتصادی، سیاسی و اجتماعی اشاره دارد و هدف آن حفظ کرامت انسان و ارتقای تواناییهای شهروندان است. بر همین اساس نظام رفاهی مجموعهای سازمانیافته از قوانین و خدمات است که برای پاسخ به نیازهای مادی و معنوی افراد به کار گرفته میشود. مهمترین اقدام در برقراری رفاه اجتماعی، بررسی چگونگی تأمین سعادت و بهزیستی همگانی است. برقراری پیوندهای اجتماعی موثر و ایجاد حس تعلق به جامعه، بخش مهمی از این مفهوم را تشکیل میدهد. علاوه بر این، رفاه اجتماعی میتواند قدرت خرید مردم را افزایش داده و به بهبود بهرهوری اقتصادی کشور کمک کند.
در این مقاله برای پاسخ به این سوال که رفاه اجتماعی یعنی چه، به تعریف رفاه اجتماعی، تاریخچه، انواع و ابعاد، شاخصها و معیارها، اهداف و چالشها و همچنین بررسی این مفهوم در ایران و سازمانهای مربوطه آن پرداخته شده است.
تاریخچه رفاه اجتماعی در جهان و ایران
مفهوم رفاه اجتماعی در سده هجدهم دگرگون شد و اندیشههای فیلسوفانی مانند بنتام و هیوم نقش مهمی در شکلگیری آن ایفا کردند. جوامع سنتی در ابتدا بر حمایتهای فردی، خانوادگی و گروههای محلی تمرکز داشتند و نظامهای رسمی برای پاسخ به نیازهای اجتماعی شکل نگرفته بود. با ظهور محیطهای صنعتی، توجه نظامهای حمایتی به سمت حقوق کارگران، شرایط کاری و امنیت شغلی معطوف شد. در این دوره، دولتهای مدرن به تدریج وظایف رفاهی خانوادهها و ساختارهای سنتی را بر عهده گرفتند. از دهه ۱۹۷۰ میلادی، تعریف رفاه اجتماعی از تمرکز صرف بر جنبههای مادی به سمت رضایت درونی و کیفیت زندگی تغییر کرد.
در ایران، تاریخچه رفاه اجتماعی نشاندهنده گذار از فعالیتهای خیریه و حمایتی به سمت ساختارهای قانونی و نهادی است. وزارت بهداری و رفاه اجتماعی در سال ۱۳۵۵ برای هماهنگی خدمات و ادغام وظایف مختلف تشکیل شد و مسیر نهادینه کردن خدمات رفاهی هموار شد. در سال ۱۳۸۳، مجلس شورای اسلامی قانون ساختار نظام جامع رفاه را به تصویب رساند که بستر لازم را برای فعالیت وزارت رفاه و تامین اجتماعی و تحقق عدالت اجتماعی فراهم کرد. این روند تاریخی نشان میدهد که رفاه اجتماعی به تدریج از یک مفهوم حمایتی سنتی به یک نظام سازمانیافته و قانونی با اهداف اقتصادی، اجتماعی و انسانی تبدیل شده است.
ابعاد رفاه اجتماعی
رفاه اجتماعی مفهومی چندبعدی است که کارشناسان برای تحلیل و بهبود وضعیت زندگی انسانها، آن را به بخشهای مختلف تقسیم میکنند. هدف از این تقسیمبندی، بررسی دقیقتر نیازهای زیستی، حقوقی، اجتماعی و اقتصادی افراد و همچنین شناسایی حوزههایی است که دولت و نهادهای اجتماعی میتوانند در آنها نقش موثری ایفا کنند. علاوه بر این، توجه به ابعاد عاطفی، جسمی و شغلی زندگی افراد نشان میدهد که رفاه اجتماعی تنها محدود به درآمد و خدمات مادی نیست و جنبههای روانی، حرفهای و ارتباطی انسانها نیز اهمیت دارند. در ادامه به معرفی ابعاد این مفهوم پرداخته شده است.
بعد زیستی: این بعد بر سلامت جسمی و روانی افراد و افزایش امید به زندگی تمرکز دارد. دسترسی به خدمات بهداشتی و درمانی، تغذیه مناسب، محیط زندگی سالم و مراقبتهای روانی از مهمترین شاخصهای این بعد هستند.
بعد حقوقی: بعد حقوقی شامل حمایت قانونی از گروههای آسیبپذیر مانند کودکان، زنان و سالمندان است. هدف از این بعد، تضمین حقوق شهروندی، ایجاد برابری فرصتها و جلوگیری از تبعیض یا سواستفاده است.
بعد اجتماعی: این بعد به امنیت اجتماعی، اشتغال، مشارکت جمعی و ایجاد حس تعلق به جامعه میپردازد. فعالیتهای اجتماعی، شبکههای حمایتی و فرصتهای مشارکت شهروندان، نقش مهمی در ارتقای رفاه اجتماعی دارند.
بعد اقتصادی: بعد اقتصادی بر تحلیل فقر، عدالت اقتصادی، تامین مسکن و افزایش قدرت خرید افراد تمرکز دارد. این بعد نشان میدهد که رفاه اقتصادی پایهای برای تحقق سایر ابعاد رفاه است و نقش مهمی در بهبود کیفیت زندگی و کاهش نابرابریها ایفا میکند.
انواع رفاه اجتماعی
در این بخش به معرفی انواع رفاه اجتماعی در زندگی فردی و جمعی پرداخته شده است.
نظام حداقلی: این رویکرد رفاه اجتماعی، دخالت دولت را تنها در زمانهای بحرانی و برای حمایت از نیازمندان ضروری میداند و سایر فعالیتها بر عهده بازار و خانوادهها قرار دارد.
نظام مشارکتی: در این الگو از رفاه اجتماعی، تامین منابع مالی و خدمات رفاهی از طریق همکاری افراد و جامعه انجام میشود و نقش دولت بیشتر هماهنگکننده و تسهیلکننده است.
نظام نهادی: در نظام نهادی، خدمات رفاهی به عنوان یک حق عمومی در اختیار همه شهروندان قرار میگیرد و دولت موظف است زیرساختها و منابع لازم برای تحقق این حق را فراهم کند.
رفاه عاطفی و جسمی: این نوع رفاه اجتماعی به سلامت روانی، رضایت از زندگی، روابط بینفردی و توانایی حفظ تعادل روانی و جسمانی افراد توجه دارد و تاثیر مستقیمی بر کیفیت زندگی روزمره دارد.
رفاه شغلی: رفاه شغلی به توانایی افراد برای پیگیری اهداف حرفهای خود در محیطی حمایتی و ایمن مربوط میشود و شامل شرایط کاری، امنیت شغلی و فرصتهای پیشرفت حرفهای است.
معیارهای رفاه اجتماعی چیست؟
سنجش رفاه اجتماعی به بررسی ابزارها و شاخصهایی میپردازد که کیفیت زندگی و توانمندی شهروندان را مشخص میکنند و امکان تحلیل دقیق وضعیت اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و زیستی جامعه را فراهم میکنند. در ادامه به معرفی رایجترین شاخصهای این مفهوم پرداخته شده است.
شاخص سلامت و بهداشت: میزان دسترسی به خدمات درمانی، وضعیت بهداشت، تغذیه و امید به زندگی که سلامت جسمی و روانی افراد و کیفیت زندگی آنان را نشان میدهد.
شاخص قدرت خرید و معیشت: توانایی افراد برای تامین نیازهای اقتصادی خود، توزیع عادلانه ثروت و دسترسی به مسکن که وضعیت معیشتی و رفاه اقتصادی شهروندان را مشخص میکند.
شاخص نابرابری اقتصادی: شاخصهایی مانند جینی و شاخص فلاکت که میزان نابرابری و سختیهای مالی در جامعه را اندازهگیری میکنند.
شاخص آموزش و فرصتهای فرهنگی: سطح دسترسی به آموزش، برابری جنسیتی و فرصتهای فرهنگی که توانمندی افراد برای مشارکت اجتماعی و فرهنگی و توسعه مهارتها را نشان میدهد.
شاخص توسعه انسانی: شاخص توسعه انسانی و شاخص رفاه جهانی که جایگاه کشورها را در سطح بینالمللی و میزان تحقق رفاه اجتماعی نشان میدهد.
شاخص سرمایه اجتماعی: میزان اعتماد میان مردم و کیفیت روابط اجتماعی که پیوندهای جمعی و حس تعلق به جامعه را تقویت میکند.
شاخص محیط زیست: کیفیت هوا و آب و حفاظت از محیط زیست و منابع طبیعی که سلامت همگانی و رفاه پایدار جامعه را تحت تاثیر قرار میدهد.
اهداف و وظایف نظام رفاه اجتماعی
نظامهای رفاهی با هدف تامین امنیت همهجانبه و ایجاد امید به آینده در میان مردم فعالیت میکنند. حفظ کرامت انسان و ارتقای تواناییهای فردی و جمعی، هدف اصلی این ساختار به شمار میرود. دولتها مسئولیت تامین معاش مادی شهروندان و گسترش عدالت اجتماعی برای همه اعضای جامعه را بر عهده دارند. این نظام از گروههای آسیبپذیر مانند کودکان بیسرپرست، مادران و افراد دارای معلولیت حمایت میکند و به مدیریت خطرهای زندگی مانند بیکاری، پیری و بیماری میپردازد. برنامههای رفاهی با هدف کاهش فقر، توزیع عادلانه ثروت و برابری فرصتها طراحی و اجرا میشوند. همچنین پیشگیری از آسیبهایی مانند اعتیاد و خشونت به حفظ پایداری و سلامت جامعه کمک میکند. نظارت بر قراردادهای کاری و حل اختلاف میان کارگر و کارفرما نیز بخشی از وظایف نهادهای رفاهی است.
نهادها و سازمانهای متولی رفاه اجتماعی در ایران
وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی سیاستها و برنامههای اصلی حوزه رفاه اجتماعی را در کشور مدیریت میکند. این وزارتخانه بر اجرای قانون کار نظارت دارد و از حقوق نیروی انسانی حمایت میکند. شورای عالی کار نیز مسئول تعیین حداقل دستمزد سالانه کارگران است و بازوهای اجرایی در استانها به شکایات کارگری رسیدگی میکنند و اختلافات کاری را حل و فصل میکنند.
سازمان تامین اجتماعی و صندوقهای بازنشستگی خدمات بیمهای و حمایتی را به افراد تحت پوشش ارائه میدهند. سازمان بهزیستی وظیفه حمایت از گروههای آسیبپذیر و توانبخشی معلولان را بر عهده دارد. کمیته امداد امام خمینی کمکهای مادی و معنوی را به خانوادههای کمدرآمد و یتیمان ارائه میکند. علاوه بر این، موسسات خصوصی، خیریهها و گروههای مذهبی نیز در تامین خدمات اجتماعی نقش مکمل دارند و به بهبود رفاه جمعی کمک میکنند.
چالشها و موانع رفاه اجتماعی
پیچیدگی زیاد قوانین کار یکی از دشواریهای اساسی در مسیر تامین حقوق شهروندان است و باعث میشود کارگران و کارفرمایان در فهم و اجرای حقوق خود دچار مشکل شوند. همچنین برخی افراد و شرکتها برای استفاده از سامانههای الکترونیکی و دسترسی به خدمات رفاهی با محدودیت و سختی مواجه میشوند. ایجاد توازن میان منافع کارگران و کارفرمایان نیز یکی از دغدغههای مهم نهادهای نظارتی به شمار میرود و نیازمند سیاستگذاری هوشمند و انعطافپذیر است.
نابرابری در دسترسی به فرصتها، تفاوتهای فرهنگی و جغرافیایی و روشهای صرفا اقتصادی در گذشته، طراحی و اجرای الگوهای رفاهی یکپارچه و موثر را با مشکل مواجه میکنند. انزوای اجتماعی و تنهایی بر سلامت روان افراد و کیفیت پیوندهای جمعی تاثیر منفی دارد و خستگی جسمی و کمبود انرژی نیز تمایل مردم را برای مشارکت در فعالیتهای اجتماعی کاهش میدهد. علاوه بر این، مدیریت سختگیرانه در محیط کار میتواند رشد حرفهای و خلاقیت نیروهای انسانی را محدود کند و مانعی برای توسعه توانمندیها و رفاه شغلی ایجاد نماید.
چشمانداز آینده و راهکارهای ارتقای رفاه اجتماعی
سیاستگذاران برای بهبود کیفیت زندگی شهروندان بر گسترش مددکاری اجتماعی و افزایش مشارکت نهادهای مردمی تأکید دارند. ایران در چشمانداز بیست ساله خود به دنبال کسب جایگاه نخست اقتصادی و علمی در منطقه است و برنامههای توسعه به گونهای طراحی شدهاند که نرخ بیکاری و تورم به محدوده تکرقمی کاهش یابد. نظام رفاهی با کاهش تفاوتهای منطقهای و تمرکز بر نواحی محروم، تلاش میکند فقر را به حداقل برساند و دسترسی عادلانه به خدمات را تضمین کند.
اجرای طرحهایی مانند پزشک خانواده و وکیل خانواده سلامت جسمی و روانی جامعه را ارتقا میدهد و دولتها کمکهای مستقیم را به سمت ایجاد اشتغال و توانمندسازی افراد هدایت میکنند. پوشش کامل بیمههای اجتماعی برای روستاییان و عشایر امنیت معیشتی پایدار ایجاد میکند و بیمههای درمانی برای ارائه خدمات مشاورهای میزان آسیبهای جمعی را کاهش میدهند. برنامههای جامع توانمندسازی نقش زنان سرپرست خانوار را تقویت کرده و آموزش مهارتهای شغلی برای دهکهای پایین درآمد فرصتهای برابری ایجاد میکند. علاوه بر این، نهادها بخشی از جریمههای رانندگی را برای تامین خدمات نوجوانان و جوانان به کار میگیرند و تقویت سرمایه اجتماعی و اعتماد عمومی، موفقیت برنامههای توسعه را تضمین میکند.
جمعبندی
رفاه اجتماعی مفهومی چندبعدی است که کیفیت زندگی و عدالت اجتماعی را در جامعه نشان میدهد. دولتها با ارائه خدمات سازمانیافته، امنیت و آرامش شهروندان را تضمین میکنند و با پاسخ به نیازهای مادی و معنوی، بستر لازم برای تعالی انسان را فراهم میسازند. دستیابی به توسعه پایدار وابسته به اجرای دقیق و کارآمد سیاستهای رفاهی است و برنامههای موفق میتوانند میزان فقر را کاهش داده و فرصتهای برابر برای همه فراهم کنند. نظامهای سلامت و بیمههای همگانی نقش کلیدی در پایداری، شادی و ارتقای کیفیت زندگی مردم دارند. تحقق این اهداف، مسئولیتپذیری جمعی را تقویت کرده و کرامت انسانی را ارتقا میدهد و در نهایت هماهنگی میان نهادهای دولتی و مردمی موفقیت این نظام را تضمین میکند.



