استراتژی ایچیموکو ichimoku چیست؟ + آموزش کامل هر یک

ایچیموکو یکی از جامعترین و پیچیدهترین اندیکاتورهای تحلیل تکنیکال است که برای پیشبینی روندهای بازار و شناسایی نقاط کلیدی خرید و فروش طراحی شده است. این سیستم که بهعنوان «ابر ایچیموکو» نیز شناخته میشود، شامل پنج جزء اصلی است که هر یک وظیفه خاصی در تجزیه و تحلیل حرکت قیمتها ایفا میکنند. این اجزا تنکنسن (خط قرمز)، کیجنسن (خط آبی)، سنکو A و B (ابر ایچیموکو) و چیکواسپن (خط سبز) هستند. ترکیب آنان به تحلیلگران و معاملهگران کمک میکند تا بهصورت جامعتر و دقیقتری به پیشبینی روندهای بازار و شناسایی سیگنالهای معتبر بپردازند. در این مقاله، بهطور خاص به بررسی بهترین استراتژیهای ایچیموکو پرداخته خواهد شد. با استفاده از این استراتژیها، تحلیلگران قادر خواهند بود نقاط بازگشت قیمت، حمایتها و مقاومتها، همچنین تغییر روندها را با دقت بیشتری شناسایی کنند. در این مقاله به آموزش کامل استراتژیهای ایچیموکو و نحوه استفاده از آنها پرداخته شده است.
- برای آشنایی بیشتر با اجزا و اصطلاحات اندیکاتور ایچیموکو مطالعهی مقالهی «ایچیموکو چیست؟» پیشنهاد میشود.
انواع استراتژیهای ایچیموکو
در ادامه انواع استراتژیهای ایچیموکو به همراه تصویر آموزش داده شدهاند.
کومو نیکو KOMU NIKO
در استراتژی کومونیکو، هنگامی که نمودار در نزدیکی یک سطح مهم حمایتی یا مقاومتی قرار دارد و قیمت در بالای یا پایین سنکو B قرار میگیرد، در صورت تشکیل کندل بازگشتی، میتوان حرکت احتمالی قیمت را تخمین زد. برای این منظور، کندل بازگشتی تا سنکو B امتداد داده میشود و فاصله بین سنکو A و سنکو B در نظر گرفته میشود. انتظار میرود که قیمت تا ۲.۵ برابر این فاصله حرکت کند. برای درک بهتر مفهوم به تصویر زیر دقت شود.
در روندهای صعودی، معاملهگران به دنبال تعیین اهداف قیمتی هستند. در این شرایط، کندلی که به سطح حمایتی رسیده است، امتداد داده میشود تا به سنکو B تخت (فلت) برسد. سپس فاصله بین سنکو A و سنکو B اندازهگیری شده و بهعنوان مبنای محاسبات در نظر گرفته میشود. این فاصله در نمودار با یک مربع آبیرنگ نمایش داده میشود. در ادامه، مقدار دو و نیم برابر این فاصله روی کندل اعمال میشود تا هدف قیمتی مشخص شود. حد ضرر نیز معادل نصف فاصله بین سنکو A و سنکو B تعیین میشود که مطابق با کادر قرمزرنگ در تصویر نمایش داده شده است.

مطابق با تصویر زیر در صورتی که فاصله بین سنکو A و سنکو B زیاد باشد و کندلها نیز فاصله زیادی از ابر داشته باشند، بهتر است به جای استفاده از دو و نیم واحد، از یک واحد برای تعیین تارگت استفاده شود.

در صورتی که قیمت به سطح مقاومتی برسد، فاصله بین کندلها، سنکو B و سنکو A اندازهگیری میشود. سپس، دو و نیم برابر این فاصله بهعنوان حد سود و نصف آن بهعنوان حد ضرر در نظر گرفته میشود. بهطور مشابه، در صورتی که قیمت به سطح حمایتی برسد، فاصله بین سنکو B و سنکو A بالای کندلها اندازهگیری شده و دو و نیم برابر آن برای تعیین حد سود و نصف آن برای حد ضرر به کار گرفته میشود. در صورتی که فضای ابر بسیار طویل باشد، بهتر است از یک واحد بهجای دو و نیم واحد برای تعیین تارگت استفاده شود.
خط طلایی
خط طلایی همان خط کیجنسن (قرمز) است که عدد ۲۶ به ۵۲ تغییر داده شده است. به کمک این خط میتوان حمایت و مقاومت، سیگنال ورود و خروج، تاییدیه زمانی، همچنین تاییدیه برای استراتژی کومونیکو را شناسایی کرد. لازم به ذکر است که هر پنج خط ایچیموکو با اعتبارهای مختلف خاصیت حمایت و مقاومتی دارند. در اصلاح چینش خطوط برای شروع روند، خط طلایی کاربرد دارد. به این صورت که یک روند صعودی معتبر به ترتیب از پایین شامل خط طلایی، خط قرمز، خط آبی و سپس کندلها است. برای روند نزولی نیز از بالا به پایین چینش به شکل خط طلایی، خط قرمز، خط آبی و سپس کندلها است.
مطابق با تصویر زیر اگر خط طلایی وارد ابر قرمز شود، سیگنال خرید بهحساب میآید، بهشرطی که نوع ابر وارد شده، به اصطلاح حجیم باشد و به سمت پایین بشکند. اگر خط طلایی وارد ابر سبز شود، سیگنال فروش ایجاد میشود. البته باید توجه داشت که در هر دو سیگنال، چینش ایدهآل خطوط نیز باید بهدرستی شکل گرفته باشد.

خط داینامیک اسپن
در یک HIGH یا LOW معتبر، با اتصال نوک تیز چیکواسپن (سبز) به نوک تنکنسن یا سنکو A، خطی به دست میآید. با کپی کردن این خط روی HIGH و LOW های معتبر بعدی، میتوان انتظار واکنش قیمت به این خطوط را داشت. همانطور که در تصویر زیر مشخص است این خطوط بهعنوان سطوح حمایت و مقاومت عمل کرده و سیگنالهایی را به معاملهگران ارائه میدهند.

زمانی که خط داینامیک اسپن رسم شود، همانطور که در تصویر زیر مشاهده میشود، چیکواسپن نیز میتواند به این خطوط واکنش نشان دهد. در این صورت، اعتبار داینامیک اسپن افزایش مییابد و بهعنوان سطح حمایت یا مقاومت معتبرتر عمل میکند.

استراتژی KJC ایچیموکو
زمانی که قیمت به یک سطح حمایتی یا مقاومتی میرسد، برای تایید برگشت از آن سطح میتوان یک سیکل ۲۶ تایی از کندلها به گذشته رسم کرد. اگر ۹ دوره گذشته این سیکلها بر روی فلتهای کیجنسن قرار گیرد، احتمال برگشت قیمت بهطور قابلتوجهی افزایش مییابد. این استراتژی ایچیموکو به معاملهگران کمک میکند تا احتمال شکست روند موجود را شناسایی کنند. همانطور که در تصویر زیر مشخص است احتمال میروند روند سیر صعودی داشته باشد.

اگر حداکثر یکی از سیکلها روی فلت کیجنسن قرار نگیرد، مشکلی برای تغییر روند وجود ندارد. با این حال، سیکل ناموفق (fail) نباید جزو سیکلهای ۳، ۶ و ۹ باشد. بهعنوان مثال، در تصویر زیر، سیکل شماره ۴ روی فلت کیجنسن قرار ندارد که در این حالت اهمیتی ندارد.

کوالیتی لاین
کوالیتی لاین در واقع همان کیجنسن است که به میزان ۲۶ دوره به جلو منتقل شده است. این خط همواره تمایل دارد که داخل ابر حرکت کند و زمانی که از ابر خارج میشود، به احتمال زیاد دوباره به داخل ابر بازخواهد گشت. در این مثال، روند قیمتی صعودی است و کوالیتی لاین از ابر خارج شده است. با توجه به اینکه سنکو A و سنکو B به هم نزدیک میشوند، ابر پیش رو قرمز است که نشاندهنده یک روند نزولی خواهد بود. بنابراین، از این وضعیت میتوان یک سیگنال نزولی دریافت کرد.همانطور که در تصویر زیر مشخص است کوالیتی لاین از ابر قرمز خارج میشود و باید دوباره به داخل ابر بازگردد. از آنجا که ابر پیش رو سبز است، میتوان سیگنال صعودی دریافت کرد.

سطوح داینامیک ابر
شکستگیهای سنوکو A و سنوکو B نقاط بهینهتری برای رسم سطوح داینامیک هستند، چرا که بر اساس فرمولهای محاسباتی، اعتبار بیشتری نسبت به قیمت دارند. در این استراتژی معاملاتی با ایچیموکو، به جای رسم خط روند برای کندلها، خط روند بر روی ابرها رسم میشود. زمانی که ابر خط روند را میشکند، همانطور که در تصویر زیر نشان داده شده است، سیگنال فروش صادر میشود. این امر به این دلیل است که روند به سمت نزولیشدن حرکت میکند. همانطور که با خط قرمز مشخص شده است. لازم به ذکر است که شکستهشدن همزمان خط روند ابر و خط روند کندلها، سیگنال بسیار قویتری خواهد بود.

سطوح دوبل چیکواسپن
چیکواسپن مشابه کندلها میتواند به تمام سطوح حمایت و مقاومت ایچیموکو واکنش نشان دهد. این واکنشها زمانی اهمیت دارند که کندلها و چیکواسپن در یک زمان به یک محدوده حمایتی یا مقاومتی برسند. در این صورت، اعتبار آن واکنشها بسیار بیشتر میشود و معاملهگران میتوانند با استفاده از این استراتژی ایچیموکو، زمان بازگشت بازار را شناسایی کنند.
فلش سبز رنگ سمت چپ تصویر نشان میدهد که کندلها به فلت کیجنسن برخورد کردهاند. همچنین، فلت سنوکو B در کف ابر قرار دارد و چیکواسپن نیز به کیجنسن برخورد کرده، که منجر به تشکیل یک مقاومت قوی میشود.

استراتژی moko hyo در ایچیموکو
زمانی که به یک سطح مهم حمایتی یا مقاومتی طبق ایچیموکو میرسند، برای تعیین حد ضرر و حد سود ابتدا باید بازه بین کندلها و چیکواسپن مشخص شود. با توجه به اینکه چیکواسپن 26 دوره عقبتر از کندلها قرار دارد، باید از موقعیت فعلی چیکواسپن، 26 کندل به عقب برگشت. در این مرحله، بازه نقطهچین که در تصویر زیر کشیده شده است، مشخص میشود.
سپس، بالاترین و پایینترین نقاط ابر شناسایی میشوند. همانطور که فلش قرمز نشان میدهد، این نقاط مشخص شدهاند. در ادامه، یک باکس به رنگ زرد در تصویر زیر رسم میشود. نصف این باکس به عنوان تارگت اول و کل باکس به عنوان تارگت دوم در نظر گرفته میشود. حد ضرر نیز نصف تارگت خواهد بود. معاملهگران با استفاده از استراتژی موکوهیو میتوانند نقاط ورود، حد سود و حد ضرر خود را شناسایی کنند.

نکته قابل ذکر این است که در صورت کوچک بودن باکس، میتوان تارگت را دو برابر اندازه باکس در نظر گرفت.
همشکلی اجزای ایچیموکو
زمانی که چند جزء ایچیموکو با فاصله زمانی کم نسبت به هم دقیقا مشابه یکدیگر میشوند، احتمالا یک روند پرقدرت پیش رو خواهد بود. همانطور که در تصویر زیر مشخص است، در داخل دو دایره زرد رنگ، بین تنکنسن و سنوکو A همشكلی به وجود آمده است. در این شرایط، باید دقت شود که روند پیش رو صعودی یا نزولی خواهد بود. در تصویر زیر، احتمال یک روند نزولی بسیار بیشتر است. چرا که قبل از این اتفاق، یک روند صعودی مشاهده شده است و کندلها سایه بالایی بلند داشتند که به طور کلی نشانههای یک روند نزولی را نشان میدهند. بنابراین، میتوان نتیجه گرفت که روند نزولی پرقدرتی پیش رو خواهد بود.
به کمک استراتژی همشکلی اجزای ایچیموکو میتوان روندهای شارپ و پرقدرت را شناسایی کرد. نکته قابل ذکر این است که هرچه تعداد اجزای همشکل بیشتر باشد، روند از اعتبار بالاتری برخوردار خواهد بود. لازم به ذکر است همشکلی یکی از بهترین استراتژیهای معاملاتی با ایچموکو است.

واگرایی دوبل چیکواسپن
اگر چیکواسپن با نوک تیزی تنکنسن واگرایی تشکیل دهد، همزمان کندلها نیز با نوک تیزی ابر واگرایی داشته باشند و نمودار روی یک سطح حمایتی یا مقاومتی قرار گیرد، احتمال تغییر روند بسیار بالا خواهد بود. زمانی که معاملهگران به یک سطح حمایتی یا مقاومتی میرسند، به دنبال این هستند که آیا تغییر روند صورت خواهد گرفت؟ در این شرایط، استراتژی واگرایی دوبل چیکواسپن میتواند کمککننده باشد. لازم به ذکر است که کندلها نیز باید با نوک تیزی ابر واگرایی داشته باشند.
نکته مهم این است که هر چه زاویه واگراییها کمتر باشد، اعتبار آن بیشتر خواهد بود.

ابر مخفی
فاصله بین خط قرمز و آبی در واقع نوعی ابر مخفی است و اگر در گذشته ابری شبیه به آن پیدا شود، احتمالا رفتار کندلها با ابر گذشته روی ابر مخفی فعلی نیز تکرار خواهد شد. به کمک این استراتژی ایچیموکو میتوان روندهای پیشرو، صعودی یا نزولی بودن را پیشبینی کرد. در واقع استراتژی ابر مخفی دیدی نسبت به آینده بازار فراهم میکند.
سمت چپ تصویر ابتدا یک ابر نزولی قابل مشاهده است که ابتدا فلت شده و سپس شکسته و به سمت پایین حرکت کرده است. به این صورت که کندلها ابتدا روند نزولی، سپس روند صعودی، دوباره روند نزولی و دوباره صعودی را طی کردهاند. خط آبی رنگ مسیر این تغییرات را مشخص کرده است. در سمت راست تصویر، یک ابر مخفی در حال تشکیل است که فاصله بین خط قرمز و آبی را شامل میشود و شبیه به ابر گذشته است. در این صورت میتوان انتظار داشت که روند قیمتی مشابه با ابر گذشته باشد.

هیدن کراس
زمانی که خطوط تنکنسن و کیجنسن کراس میکنند، گاهی اوقات این دو خط به مدت زمانی روی هم میافتند که به آن «کراس برابری» گفته میشود. در قسمت زرد رنگ، خط آبی و قرمز روی هم افتادهاند و سپس در آینده از هم جدا میشوند. نصف اندازه این کراس را میتوان به عنوان تارگت در نظر گرفت.
در تصویر زیر، پس از سیر نزولی به سطح فلت سنوکو B میرسیم، که تقریبا انتهای تصویر است. حال نشانههای برگشت ظاهر میشود و میتوان از نصف اندازه کراس به عنوان تارگت استفاده کرد.

مربع سهتایی
به کمک قسمتهایی از ابر که به آن گردن ابر (قسمت خیلی نازک) گفته میشود، میتوان یک مربع از ابتدا تا انتهای گردن رسم کرد. زمانی که کندلها برای بار دوم به محدوده این مربع برسند و آن را از یک طرف بشکنند، احتمال زیادی وجود دارد که به اندازه یک مربع در همان جهت حرکت کنند.
گردن ابر در تصویر زیر با نقطه چین بنفش مشخص شده است. در واقع، سنکو A و سنکو B بسیار به هم نزدیک هستند. وقتی کندلها به این محدوده برسند، ابتدا و انتهای آن را به هم وصل کرده و مربع نارنجی رنگ میانی به وجود میآید. طبق استراتژی ایچیموکو، کندلها از هر طرف که این مربع نارنجی را بشکنند، به همان اندازه به سمت بالا یا پایین حرکت خواهند کرد. در تصویر زیر کندلها از بالا شکستهاند، بنابراین به اندازه همان مربع انتظار میرود روند قیمتی به سمت صعودی حرکت کند.

نسبت روندها
زمانی که یک روند شروع میشود، برای اینکه بتوان فهمید نسبت به روند قبلی کوچکتر یا بزرگتراست میبایست نوک چیکواسپن آن روند را به گذشته امتداد داد. سپس در اولین برخورد آن به تنکنسن (خط آبی) یا کیجنسن (خط قرمز)، فاصله بین قرمز و آبی دو روند را باید با هم سنجید. اگر فاصله روند فعلی نسبت به روند قبلی بیشتر باشد، احتمالا روند حال نیز از روند گذشته بزرگتر خواهد بود.
سمت راست تصویر زیر، فلش قرمز روند نزولی را نشان میدهد. به کمک استراتژی ایچیموکو نسبت روندها میتوان فهمید که روند بعدی آن ریز موج صعودی یا یک روند بزرگ صعودی خواهد بود.
نوک چیکواسپن روند قبلی با دایره زرد رنگ (بالایی) نشان داده شده است. این دایره را باید تا خط قرمز سمت راست تصویر ادامه داد. فاصله بین خط قرمز و آبی با فلش آبی در سمت راست نمایش داده شده است. حال چیکو روند فعلی، دایره زرد رنگ (پایینی) است. این دایره را باید تا خط قرمز ادامه داد. در تصویر زیر این امتداد به خط قرمز میرسد. فاصله خط آبی و قرمز با فلش آبی رنگ سمت چپ نمایش داده شده است. میتوان دریافت که فلش روند فعلی بلندتر از گذشته است، پس میتوان نتیجه گرفت که روند صعودی در حال شکلگیری بزرگتر از روند صعودی گذشته خواهد بود.

استراتژی CR در ایچیموکو
بعد از برگشت قیمت از یک محدوده، اجزای ایچیموکو نیز به تدریج شروع به تشکیل قله یا دره میکنند. زمانی که چیکواسپن به این درهها یا قلهها برسد، احتمالا یک برگشت روند رخ خواهد داد.
برای مثال، مطابق با تصویر زیر، زمانی که روند شروع به نزولی شدن میکند، اجزای ایچیموکو یکی یکی تغییر روند میدهند. تمامی تغییر روندها به صورت دایرههای زرد رنگ مشخص شدهاند. زمانی که چیکواسپن به هر کدام از این خطها برسد، احتمالا یک تغییر روند رخ میدهد.

حال با نقطههای قرمز، برگشت روند چیکواسپن قابل مشاهده است. چیکواسپن به هر یک از این خطوط که برسد، شروع به صعودی شدن میکند. به کمک استراتژی CR میتوان زمان تغییر روند را شناسایی کرد. در واقع، این استراتژی ایچیموکو به عنوان یک استراتژی زمانی مورد استفاده قرار میگیرد.

استراتژی REVERSE LINE ایچیموکو
زمانی که قیمت به یک قله (HIGH) یا دره (LOW) میرسد، فاصله چیکواسپن تا نقاط تغییر فاز تنکنسن، کیجنسن، سنوکو آ و سنوکو بی اندازهگیری میشود. سپس این فاصلهها از نقطه قله یا دره چیکواسپن به جلو انتقال داده میشوند تا نقاط برگشت احتمالی شناسایی شوند.
در تصویر زیر، قله چیکو (دایره زرد رنگ سمت چپ تصویر) قابل مشاهده است. حال، از قله چیکو تا تغییر فاز تنکنسن اندازهگیری میشود که 32 کندل خواهند بود. از قله چیکو تا تغییر فاز کیجنسن 44 کندل وجود دارند. همچنین از قله چیکو تا تغییر فاز سنکو آ، 57 کندل و تا سنکو بی 70 کندل وجود دارند. روی این دورهها از قله کندلها خط کشیده و با توجه به این خطوط برگشت کندلها قابل مشاهده خواهد بود. به کمک استراتژی REVERSE LINE ایچیموکو، زمان تغییر روند قابل شناسایی است. لازم به ذکر است که اگر یکی از اجزا در یک محدوده چند بار تغییر فاز دهد، از شمارش آن صرفنظر خواهد شد.

نکته قابل ذکر این است که ترکیب خطوط زمانی CR و REVERSE LINE میتواند محدودههای زمانی قدرتمندی را ارائه دهد. این ترکیب به معاملهگران کمک میکند تا زمانبندی دقیقتری برای ورود و خروج از بازار داشته باشند و تشخیص روندهای آینده را بهبود بخشند.
جیبوناتچی
ترکیب فیبوناچی با ایچیموکو استراتژی «جیبوناتچی» را میسازد. به این صورت که اگر اعداد سیستم ایچیموکو به عنوان تراز روی ابزار فیبوناچی تنظیم شوند، میتوانند برای شناسایی سطوح مهم ایچیموکو استفاده شوند.
برای این کار، ابزار فیبوناچی را اعمال کرده و به جای اعداد معمولی آن، اعداد مربوط به ایچیموکو مطابق با تصویر وارد میشوند. این اعداد مخصوص ایچیموکو هستند و در تحلیلهای قیمتی و زمانی استفاده میشوند. زمانی که نمودار وارد روند نزولی میشود، برای شناسایی سطوح حمایتی، سطوح زرد رنگ میتوانند بهعنوان نواحی حمایتی عمل کنند. همچنین در دایرههای قرمز میتوان وارد معامله شد. میتوان دریافت به کمک استراتژی جیبوناتچی، سطوح حمایت و مقاومت شناسایی میشوند.

هر سه عدد 0.17، 0.26 و 0.35 و سه عدد بعدی آن و بعدی یک باکس را تشکیل میدهند. این باکس خود میتواند بهعنوان یک محدوده حمایتی یا مقاومتی عمل کند که در آن نواحی قیمتی ممکن است نقش حمایت یا مقاومت را ایفا کنند.
استراتژی RED ZADANKA
برای پیدا کردن خطوط زمانی که مناطق مهم برگشت قیمت هستند، کافی است معاملهگران فلتهای بزرگ کیجنسن را پیدا کنند. وسط این فلتها میتوانند سطوح مهم زمانی برای برگشت چیکواسپن باشند. در تصویر زیر، خط قرمز دارای شکستگی است. بنابراین، خط بین دو استوانه مشکی باید مدنظر قرار گیرد که کاملا فلت است. سپس باید وسط آن را خط انداخت. زمانی که چیکواسپن به این خط برسد، احتمال برگشت وجود خواهد داشت، البته باید کندلها در سطح مقاومتی قرار داشته باشند، که در تصویر زیر این مورد نیز درست است. در نتیجه، باید منتظر یک روند نزولی بود. نکته قابل ذکر این است که فلتهایی که برای استراتژی RED ZADANKA مورد استفاده قرار میگیرند باید بیش از 9 دوره (کندل) باشند.
در نهایت، زمانی که کندلها به یک سطح مهم حمایتی یا مقاومتی میرسند، باید فلتهای بزرگ را در نظر گرفت، وسط آنها را خط انداخته و در نهایت بازگشت روند را پیشبینی کرد.

اسکالپینگ (Scalping) یک استراتژی معاملاتی است که در آن معاملهگر به دنبال کسب سود به تعداد بالا از تغییرات قیمتی در بازههای زمانی کوتاه است. به همین منظور میتوان استراتژی اسکالپ را با ایچیموکو ترکیب کرد به این صورت که با استفاده از دادههایی که از ایچیموکو استخراج میشود، معاملهگر در روز چندین معامله انجام دهد. لازم به ذکر است در روش اسکالپ هدف اصلی به حداکثر رساندن تعداد معاملات موفق و به حداقل رساندن زمان نگهداری موقعیتها خواهد بود.
ترکیب استراتژیهای ایچیموکو با یکدیگر
در ادامهی مطلب ترکیب برخی از استراتژیهای ایچیموکو با تصویر توضیح داده میشوند.
خط طلایی با کومونیکو
اگر خط طلایی با استراتژی کومونیکو ترکیب شود، در صورتی که خط طلایی خارج از ابر قرار داشته باشد و به حالت فلت باشد، تاییدیه بالایی برای استراتژی کومونیکو ایجاد خواهد شد. این حالت نشاندهنده آن است که روند موجود از نظر تاییدیه زمانی و موقعیت در بازار، قوی و معتبر است.

همچنین اگر خط طلایی داخل ابر قرار گیرد ولی به حالت فلت باشد، این وضعیت نیز تاییدیهای برای استراتژی کومونیکو خواهد بود. در این حالت هر چند خط طلایی داخل ابر قرار دارد، اما به دلیل فلت بودن آن، سیگنال تایید روند موجود بهعنوان یک نشانه معتبر در نظر گرفته میشود.
استراتژی خط داینامیک اسپن و KJC
اگر استراتژی خط داینامیک اسپن و KJC با هم ترکیب شوند، در صورتی که سیکلها رسم شده و تمامی آنها روی فلت قرار داشته باشند، تاییدیه از سمت KJC صادر میشود. در این حالت، احتمال واکنش قیمت به این سطوح افزایش مییابد.

پس از رسم داینامیک اسپن و رسیدن قیمت به یک سطح مهم حمایتی، روند قیمتی به سمت صعودی حرکت خواهد کرد. در این صورت، میتوان وارد معامله خرید شد.

داینامیک ابر با کوالیتی لاین
زمانی که خط روند ابر شکسته میشود و همزمان کوالیتی لاین نیز از ابر خارج میشود، این ترکیب تایید قویتری برای استراتژی ایچیموکو خواهد بود. با توجه به شکل زیر، سیگنال فروش برای معاملهگران صادر میشود، زیرا هم خط داینامیک اسپن ابر را شکسته و هم کوالیتی لاین از ابر خارج شده است. با توجه به ابر خروجی، میتوان پیشبینی کرد که ابر پیش رو نزولی خواهد بود.

در ادامه روند نزولی قابل مشاهده خواهد بود.

ابر مخفی با هیدن کراس
زمانی که با استفاده از ابر مخفی جهت روند شناسایی شود، برای تعیین تارگت میتوان از «هیدن کراس» استفاده کرد. در تصویر زیر، دو ابر مشابه قابل مشاهده است.

حال با توجه به دایره آبی رنگ، کراس برابری مشاهده میشود. در نتیجه با توجه به ابر مخفی، احتمال میرود روند پیش رو صعودی باشد و نصف کراس به عنوان تارگت در نظر گرفته میشود.

ترکیب ایچیموکو با سایر ابزارها
در ادامه به ترکیب اندیکاتور ایچیموکو با سایر ابزارهای برای داشتن معاملهای کم ریسکتر پرداخته شده است.
استراتژی ایچیموکو و مکدی
از ترکیب دو اندیکاتور MACD و ایچیموکو میتوان برای شناسایی نقاط ورود و خروج از معامله استفاده کرد. زمانی که قیمت از ابر ایچیموکو عبور کند و همزمان خط MACD بالاتر از خط سیگنال قرار گیرد، نشانهای از آغاز یک روند صعودی خواهد بود. همچنین اگر قیمت به زیر ابر ایچیموکو سقوط کند و خط MACD پایینتر از خط سیگنال قرار گیرد، احتمال آغاز یک روند نزولی است. این روش برای معاملات میانمدت مناسب است و تغییرات روند را بهخوبی شناسایی میکند. در ادامه ترکیب دو اندیکاتور ایچیموکو و مکدی در تصویر زیر قابل مشاهده است.

استراتژی ایچیموکو و پرایس اکشن
ترکیب ایچیموکو و پرایس اکشن به معاملهگران این امکان را میدهد که دیدگاه جامعتری از بازار به دست آورند. ایچیموکو بهعنوان یک ابزار تحلیل تکنیکال سطوح کلیدی حمایت و مقاومت، روند بازار و نقاط احتمالی بازگشت قیمت را تعیین میکند. در عین حال، پرایس اکشن به معاملهگران امکان میدهد که تنها با بررسی حرکتهای قیمتی و الگوهای نموداری بدون نیاز به اندیکاتورهای پیچیده، تصمیمات معاملاتی بگیرند. این روش بر این اصل استوار است که بازار همه اطلاعات مورد نیاز برای تصمیمگیری را در خود دارد و تغییرات قیمت بهتنهایی میتواند سیگنالهای لازم را ارائه دهد.
زمانی که این دو روش بهطور همزمان استفاده شوند، معاملهگران میتوانند با استفاده از ایچیموکو، نقاط حمایت و مقاومت را شناسایی کنند و بعد با تحلیل حرکات قیمت از طریق پرایس اکشن، تاییدهای اضافی برای تصمیمات معاملاتی خود را نیز بدست آورند.

لازم به ذکر است استراتژیهای ایچیموکو در ارز دیجیتال، بورس و تمامی بازارهای مالی میتواند مورد استفاده قرار گیرد. همچنین ترکیب استراتژیهای مختلف ایچیموکو میتواند به معاملهگر کمک کند تا تحلیلهای دقیقتری از بازار داشته باشد و تصمیمات هوشمندانهتری بگیرد. هر یک از اجزای ایچیموکو مانند تنکنسن، کیجنسن، سنکو A و B، چیکواسپن، به تنهایی قابلیتهای منحصر به فردی برای شناسایی نقاط ورود و خروج از بازار دارند. با این حال استفاده از چند استراتژی بهطور همزمان، به معاملهگران این امکان را میدهد که از چندین زاویه مختلف به وضعیت بازار نگاه کنند و به اطمینان بیشتری در تصمیمات خود برسند. بهطور مثال، زمانی که یک استراتژی ایچیموکو بهتنهایی نشان میدهد که قیمت در حال حرکت به سمت یک سطح خاص است، اگر این تحلیل با ابزارهای دیگر تایید شود، احتمال وقوع برگشت قیمت یا ادامه روند افزایش مییابد.
ترکیب استراتژیها نه تنها باعث افزایش دقت در پیشبینیها میشود بلکه باعث کاهش ریسک نیز خواهد شد. با استفاده از چندین استراتژی ایچیموکو، احتمال خطا در تحلیلها به حداقل میرسد و معاملهگر قادر خواهد بود تصمیمات خود را بر اساس سیگنالهای متعددی اتخاذ کند که همه آنها در یک راستا قرار دارند. بنابراین، ترکیب استراتژیها نه تنها یک روش موثر برای افزایش دقت تحلیلها است، بلکه یک راهکار قوی برای محافظت از سرمایه در برابر نوسانات ناگهانی و پیشبینی نکردنی بازار به شمار میرود.