استراتژی سرمایه گذاری چیست؟ انواع و عوامل تاثیرگذار بر انتخاب آن

استراتژی سرمایه گذاری به مجموعهای از راهها، قوانین، تصمیمات و روشها گفته میشود که برای رسیدن به بازدهی مطلوب در سرمایهگذاری به کار گرفته میشوند. مهمترین هدف از سرمایهگذاری کسب بازدهی مطلوب است، هرچند میزان مطلوبیت آن نسبی بوده و برای هر فرد متفاوت است. استراتژیهای سرمایه گذاری نتیجه تصمیمات و تفکرات فردی هستند که برای تحقق اهداف مالی به کار گرفته میشوند. بنابراین، این نوع استراتژی باید اهداف مالی سرمایهگذار را محقق کند و در عین حال میزان ریسکپذیری و افق زمانی او را نیز مد نظر قرار دهد.
انواع استراتژی سرمایه گذاری
استراتژی های سرمایه گذاری بسته به اینکه تدافعی باشد یا تهاجمی، انواع و روشهای مختلفی دارد که تصمیم به استفاده از آن فرد به فرد متفاوت است. در ادامه انواع استراتژی آورده شده است:
استراتژی سرمایه گذاری منفعل (Passive Strategy)
در استراتژی سرمایهگذاری منفعل، هدف اصلی نگهداری دارایی در بازه زمانی بلندمدت و پرهیز از معاملات مکرر است. در این رویکرد، سرمایهگذار تلاش نمیکند نوسانات کوتاهمدت بازار را شکار کند، بلکه با اتکا به رشد تدریجی ارزش دارایی، به دنبال کسب بازدهی در بلندمدت است. کاهش هزینه معاملات و ریسک ناشی از تصمیمگیریهای مکرر، از ویژگیهای اصلی این استراتژی محسوب میشود.
استراتژی سرمایه گذاری فعال (Active Strategy)
استراتژی سرمایهگذاری فعال بر خرید و فروش مستمر داراییها با هدف کسب بازدهی بیشتر در بازههای زمانی کوتاهمدت متمرکز است. در این رویکرد، سرمایهگذار با تحلیل مداوم بازار و شناسایی فرصتهای قیمتی، سعی میکند از نوسانات بازار سود بگیرد. این استراتژی نیازمند صرف زمان، دانش تحلیلی و پذیرش ریسک بالاتر نسبت به سرمایهگذاری منفعل است.
استراتژی سرمایه گذاری رشد (Growth Investing)
استراتژی سرمایه گذاری رشد به عنوان یک استراتژی سرمایه گذاری برای افرادی مناسب است که عمدتا قصد سرمایه گذاری در صنایع، شرکتها یا کسب و کارهای کوچک و تازه تاسیس را دارند که خدمات و فناوریهای آن در حال توسعه هستند. به عبارتی شرکتهایی که طرح توسعه دارند و این امر امکان سودآوری آنها را بیش از همگروههای آن میکند. این افراد در پی رشد سرمایه خود هستند و همواره در تلاش هستند تا سود یا درآمد کسب شده را به سرمایه خود اضافه کنند.
استراتژیهای سرمایه گذاری ارزشی (Value Investing)
در استراتژیهای سرمایه گذاری ارزشی، فرد معتقد است که ارزش ذاتی یک دارایی همچون سهام یا ملک، بسیار بیشتر از ارزش بازاری آن است، در نتیجه در زمان رشد بازدهی بیشتری خواهد داشت. این نوع استراتژی که وارن بافت نیز بر استفاده مکرر از آن معروف بود، زمانی مورد استفاده قرار میگیرد که در اصلاح و ریزش یک بازار مانند بورس، ارزش یک دارایی یا سهم کمتر از ارزش ذاتی شود. در این حالت افراد معتقدند در زمان رشد، این دارایی بیش از سایرین رشد خواهد کرد.
استراتژی شاخصی (indexing)
استراتژی شاخصی یک استراتژی منفعل و غیرفعال است که افراد بر اساس آن سعی بر سرمایهگذاری مطابق با شاخصهای هر بازاری را دارند. این کار جزو سرمایه گذاریهای کم ریسک است. برای مثال در بازار سهام افراد برای کسب بازدهی مطابق با شاخص کل، سهامی را خریداری و نگهداری میکنند که وزن بیشتری بر شاخص کل دارند.
استراتژی سرمایه گذاری درآمد (Income Investing)
استراتژی سرمایه گذاری درآمد مناسب افرادی است که ترجیح میدهند از محل سرمایهگذاری درآمد منظم کسب کنند. هدف این استراتژی ایجاد یک جریان ثابت درآمد است. سرمایهگذاری در اوراق با درآمد ثابت، سپردههای بانکی با سود ثابت، سود پرداختی سهام و… از جمله روشهای سرمایهگذاری درآمد هستند.
استراتژی سرمایه گذاری معکوس (Contrarian Investing)
استراتژی سرمایه گذاری معکوس به سرمایهگذاران اجازه میدهد تا در زمان نزول بازار خریدار باشند و در زمان رشد فروشنده شوند. این استراتژی سرمایه گذاری بر خرید در قیمت پایین و فروش در قیمت بالا متمرکز است. بر اساس این استراتژی افراد معتقدند که واکنشهای منفی به دلایل غیرمنطقی همچون شایعه و… صورت گرفته و در این حالت برخلاف سایرین عمل میکنند.

استراتژیها بر اساس میزان ریسکپذیری
استراتژی محتاطانه ریسک کمتری دارد و بازدهی پایینتر اما پایداری ارائه میدهد. هدف اصلی حفظ ارزش سرمایه در شرایط نامطمئن اقتصادی است. سرمایهگذاری در اوراق قرضه دولتی یا صندوقهای درآمد ثابت نمونههایی از این استراتژی به شمار میروند. افراد ریسکگریز معمولا به سمت سرمایهگذاری محافظهکارانه تمایل دارند.
استراتژی تهاجمی برای افراد ریسکپذیر طراحی شده و پتانسیل بازدهی بسیار بالا در کوتاهمدت یا میانمدت دارد. معاملات اهرمی، بازار سهام و ارزهای دیجیتال میتوانند در سبد دارایی این روش قرار بگیرند. موفقیت در این استراتژی نیازمند دانش و تجربه بالا در تحلیل بازار است.
مراحل تجزیه و تحلیل استراتژی سرمایه گذاری
افراد برای سرمایهگذاری بر اساس ویژگیهای شخصیتی، میزان بازده، زمان تحقق مورد انتظار و اهداف مالی استراتژی تعیین میکنند. ممکن است فردی تنها یکی از انواع استراتژی را انتخاب و فردی دیگر ترکیبی از چند استراتژی سرمایه گذاری را انتخاب کند. در این حالت فرد با تجزیه و تحلیل استراتژی یا استراتژیهای مدنظر ارزیابی میکند که آیا این استراتژیها فرد را به اهدافش میرساند؟
در ادامه روش تجزیه و تحلیل و در نهایت انتخاب استراتژی های سرمایه گذاری به ترتیب آورده شده است:
شناخت ویژگیهای فردی، امکانات شغلی و کسب درآمد
شناخت فردی در تهیه و تدوین استراتژی سرمایه گذاری از درجه اهمیت بالایی برخوردار است. با تشخیص میزان ریسکپذیری، صبر، هیجان، مدیریت بحران، کنترل حرص و طمع و… میتوان به شناخت نسبی رسید. البته برخی ویژگیها به راحتی شناسایی نخواهند شد و در موقعیتهای مختلف خود را نشان میدهد. در نظر گرفتن سن افراد نیز در انتخاب نوع استراتژی بسیار حائز اهمیت است.
برای تهیه و تدوین یک استراتژی سرمایه گذاری اینکه سرمایهگذار چه نوع شغلی دارد، بسیار مهم است. علت این موضوع آن است که افرادی که امنیت شغلی دارند یا دغدغه کسب درآمد در آنها کمتر است، کمتر در معرض فشار هستند و احتمالا تصمیمات بهتری اخذ میکنند. فشار روانی منجر به واکنشهای آنی افراد در سرمایه گذاری خواهد شد. از طرفی اینکه افراد تا روزانه چه میزان زمان آزاد برای مدیریت سرمایهگذاری دارند، بسیار مهم است.
افراد پرمشغله نظارت کمتری بر سرمایهگذاری دارند و به نظر استراتژی سرمایه گذاری نگهداری و رشد مناسب این افراد باشد. شغل افراد میزان و مدت زمان ریکاوری شکست را نیز مشخص میکند.
تعیین میزان و منبع تامین سرمایه اولیه
میزان سرمایه اولیه در انتخاب استراتژی های سرمایه گذاری بسیار اهمیت دارد. برخی بازارها نیازمند سرمایه بیشتر و در مقابل برخی دیگر بازارها برای حداقلترین سرمایهگذاری مناسب است. نکته بسیار مهم این است که افراد باید در زمان شروع استراتژی حتما با حداقل سرمایه آغاز کنند. علت این کار آن است که فرد با آزمون و خطا میتواند بهترین استراتژی را انتخاب و در صورت عدم موفقیت، میزان شکست در حداقلیترین مقدار خود باشد. در زمان موفقیت، افراد میتوانند میزان سرمایه خود را بیشتر کنند.
اینکه سرمایه اولیه از چه منبعی تامین میشود، اهمیت بسیاری دارد. افراد عمدتا پولی که در یک بختآزمایی برنده شدهاند را به راحتی خرج میکنند. در مقابل پول کسب شده از کار عمدتا با احتیاط بیشتری خرج میشود. در واقع میتوان گفت سرمایهگذاری با پول بادآورده به مراتب به سادگی سرمایهگذاری میشود، این در حالی است که پول به دست آمده از فروش دارایی یا زحمت بسیار با استرس و ریسک بیشتری همراه است.
تعیین مدت زمان مورد انتظار
اینکه در چه مدت زمانی، چه میزان بازدهی مدنظر افراد است، بسیار اهمیت دارد. برخی انتظار کسب بازدهی در کوتاه مدت را دارند که البته بسیار پرریسک است. در مقابل برخی دیگر نگاه بلندمدت به سرمایهگذاری دارند که ریسک کمتر و احتمالا بازدهی بیشتری دارد.
هدفگذاری کردن
هر سرمایهگذار تعدادی اهداف برای خود دارد که عمدتا به کسب بازدهی مالی ختم میشود. برای هدفگذاری باید واقعیتها را در نظر گرفت. همچنین میزان بازده مورد انتظار باید منطقی و معقول باشد، چرا که بیش انتظاری هم احتمال شکست را افزایش میدهد و هم گرایش به سرمایهگذاری افراد را تعدیل میکند، بنابراین افراد در سرمایه گذاری مایوس خواهند شد.
انتخاب بازاری مناسب برای سرمایه گذاری
در انتخاب بازاری مناسب برای سرمایه گذاری افراد با توجه به شرایط و اهداف مشخص شده، یک بازار مناسب برای سرمایه گذاری انتخاب میکنند. این کار در گام نخست مستقیما بر عملکرد سرمایه گذاری افراد اثرگذار است و بر بازده و سطح ریسکی که در معرض آن هستند، تاثیر میگذارد. لازم به توضیح است که لازمه موفقیت این است که حتما باید شناخت و دانش کافی نسبت به ماهیت بازار منتخب کسب شود، در غیر اینصورت امکان موفقیت بسیار اندک خواهد بود. همچنین مشورت با افراد متخصص و کارشناسان باتجربه در هر بازاری، افراد را در تعیین استراتژی های سرمایه گذاری مناسب کمک میکند.
تعیین و ارزیابی دورهای استراتژی سرمایه گذاری
پس از طی کردن مراحل قبل، افراد برای خود استراتژی سرمایه گذاری تعریف میکنند. تعداد این استراتژی برای هر فرد میتواند متفاوت باشد. استراتژی زمانی موفق عمل میکند که افراد به آن پایبند باشند. تعیین استراتژی های سرمایه گذاری پایان کار نیست و حتما باید استراتژیهای در پیش گرفته به صورت دورهای ارزیابی شوند. در این حالت بهتر است فرد چند استراتژی برای سرمایه گذاری تعریف کند و در نهایت با ارزیابی دورهای بهترین روشها را برای خود حفظ کند. همچنین گاهی یک استراتژی برای یک مدت زمان کوتاهی عملکرد مطلوبی رقم میزند و بعدها با تغییر در شرایط اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و… کارایی لازم را ندارد. بنابراین فرد روش دیگری را انتخاب میکند.
عوامل تاثیرگذار در انتخاب استراتژی سرمایه گذاری
انتخاب استراتژی سرمایه گذاری فرایندی چندبعدی است که به مجموعهای از عوامل فردی، مالی و محیطی وابسته است و نمیتوان آن را به چند متغیر محدود خلاصه کرد. پیش از هر تصمیم، بررسی دقیق وضعیت مالی کنونی اهمیت بالایی دارد، زیرا میزان داراییها، سطح درآمد، تعهدات مالی و مقدار نقدینگی در دسترس، چارچوب کلی انتخاب استراتژی را مشخص میکند. استفاده از منابعی که به آنها نیاز فوری وجود ندارد و در نظر گرفتن ذخیرهای برای هزینههای پیشبینینشده، نقش مهمی در کاهش فشار روانی و مدیریت ریسک دارد.
در کنار وضعیت مالی، اهداف سرمایه گذاری جهتگیری اصلی استراتژی را تعیین میکنند. این اهداف میتوانند ماهیت کوتاه مدت، میان مدت یا بلند مدت داشته باشند و از پس انداز برای دوره بازنشستگی تا تامین مالی خریدهای بزرگ یا حفظ ارزش دارایی در برابر تورم را در بر بگیرند. افق زمانی سرمایه گذاری، میزان انعطافپذیری استراتژی را مشخص میکند و بر نوع داراییهای انتخابی اثر مستقیم دارد.
ویژگیهای فردی نیز در این انتخاب تاثیرگذارند. سن، ثبات شغلی و میزان وابستگی به درآمد جاری از جمله عواملی هستند که سطح ریسک پذیری را تحت تاثیر قرار میدهند. افراد جوانتر معمولا به دلیل فرصت بیشتر برای جبران زیان، توان پذیرش نوسان بالاتری دارند، در حالی که با افزایش سن، تمرکز بر حفظ سرمایه و کاهش ریسک پررنگتر میشود. با این حال، ریسک پذیری صرفا به سن محدود نمیشود و به شرایط زندگی، تجربههای گذشته و نگرش فرد نسبت به نوسانات بازار نیز وابسته است.
سطح دانش و آگاهی نسبت به بازارهای مالی، عامل مهم دیگری در انتخاب استراتژی سرمایه گذاری محسوب میشود. آشنایی با ابزارهای مالی، توان تحلیل اطلاعات و درک رفتار بازار، امکان استفاده از رویکردهای متنوعتر و پیچیدهتر را فراهم میکند. در نهایت، استراتژی مناسب زمانی شکل میگیرد که میان اهداف مالی، توان تحمل ریسک، شرایط اقتصادی و ویژگیهای شخصی سرمایه گذار هماهنگی وجود داشته باشد.
استراتژی سرمایه گذاری تدافعی و تهاجمی چیست؟
ریسک و بازده مورد انتظار رابطه مستقیمی با یکدیگر دارند. در سرمایهگذاریها هرچه میزان ریسک بالاتر رود، احتمال رشد بازدهی بسیار است. افراد بر اساس میزان ریسکپذیری باید اهداف خود از سرمایهگذاری را تعیین کنند. بر اساس میزان ریسکپذیری افراد ممکن است استراتژی سرمایه گذاری تدافعی یا تهاجمی در پیش بگیرند.
استراتژی تدافعی برای افراد ریسکگریز مناسب است. این استراتژی زمانی مورد استفاده قرار میگیرد که افراد در پی کاهش ریسک سرمایهگذاری خود هستند. در این حالت افراد در سرمایهگذاری خود روشهای کم ریسک یا بدون ریسک را برای حفاظت از سرمایه خود در نظر میگیرند.
درست در مقابل استراتژی تدافعی استراتژی تهاجمی قرار دارد. افراد در این حالت با پذیرش ریسک بالاتر انتظار بازدهی بیشتر دارند. در نتیجه تمام یا بخش عمده سرمایهگذاریهای خود را به بازارهایی با ریسک بالا اختصاص میدهند.
تفاوت استراتژی ارزشی و رشدی در سبک سرمایهگذاری
در ادامه تفاوت استراتژی ارزشی و رشدی در سبک سرمایهگذاری نوشته شده است.
| ویژگی | استراتژی سرمایه گذاری ارزشی | استراتژی سرمایه گذاری رشدی |
|---|---|---|
| فلسفه | خرید دارایی با قیمت کمتر از ارزش ذاتی | سرمایهگذاری در شرکتهایی با ظرفیت رشد بالا |
| هدف | دستیابی به سود بلندمدت با ریسک پایینتر | کسب سود قابل توجه در بلندمدت و کوتاهمدت با ریسک بالاتر |
| روش تحلیل | تحلیل بنیادی و معیارهای مالی | تحلیل سلامت شرکت، ظرفیت رشد و نوآوری |
| نوع شرکتها | شرکتهای با سود تقسیمی، پایدار و کمنوسان | شرکتهای نوآور، رشدی و اغلب پرنوسان |
| رویکرد ریسک | ریسک کمتر، سرمایهگذاری محافظهکارانه | ریسک بالاتر، سرمایهگذاری فعال و پرنوسان |
| دریافت سود نقدی | معمولاً سود تقسیمی دارد | معمولا سود تقسیمی ندارد، سرمایه برای توسعه استفاده میشود |
| مدت زمان سرمایهگذاری | بلندمدت و صبر برای رسیدن قیمت به ارزش واقعی | بلندمدت ولی امکان عملکرد بهتر در کوتاهمدت نیز وجود دارد |
| ویژگی شاخص | کاهش ریسک از طریق خرید دارایی کمارزش | شناسایی فرصتهای بزرگ رشد آینده |
مدیریت ریسک در استراتژی سرمایه گذاری
مدیریت ریسک نقش حیاتی در استراتژی سرمایه گذاری دارد. هدف از مدیریت ریسک، کاهش آسیبهای احتمالی و بهینهسازی بازده مورد انتظار است. سرمایهگذار باید بداند که هر انتظار برای کسب سود، پذیرش ریسکهای مربوط به آن را الزامی میکند. یک استراتژی مناسب کمک میکند تا ریسکها به شکل کنترل شده مدیریت شوند و تحلیل دقیق بازار برای موفقیت در مدیریت نوسانات ضروری است.
ریسکهای سرمایهگذاری به دو دسته اصلی سیستماتیک و غیرسیستماتیک تقسیم میشوند. ریسکهای سیستماتیک بر کل بازار سرمایه اثر میگذارند و قابل اجتناب نیستند؛ سرمایهگذاران باید آمادگی لازم برای مواجهه با آنها را داشته باشند.
نوسانات کلی بازار به عنوان ریسک بازار شناخته میشود. تغییرات اقتصادی، سیاسی، نرخ بهره و تورم از دلایل اصلی این نوع ریسک هستند. برای مثال، در زمان رکود اقتصادی قیمت سهام سقوط میکند. ریسک تورم باعث کاهش ارزش واقعی سرمایه میشود و ناشی از رشد نقدینگی یا سیاستهای پولی نامناسب است. رویدادهای سیاسی نیز ارزش داراییها را تحت تأثیر قرار میدهند و ریسک سیاسی ایجاد میکنند؛ جنگ، تحریم و تغییر قوانین دولتی از نمونههای آن هستند.
ریسکهای غیرسیستماتیک محدود به یک دارایی یا سهم خاص هستند و با تحقیقات کافی میتوان آنها را به حداقل رساند. ریسک اعتباری احتمال ناتوانی شرکت در پرداخت بدهیهای خود را نشان میدهد. ریسک نقدشوندگی زمانی رخ میدهد که سرمایهگذار نتواند دارایی را به سرعت و با قیمت مناسب بفروشد و این خطر بیشتر در مورد ملک یا سهام شرکتهای کوچک مشاهده میشود. ریسک مدیریتی نیز ناشی از تصمیمات نادرست مدیران است.
استفاده از اصول مدیریتی برای کاهش ریسک اهمیت زیادی دارد. تنوعبخشی به سبد سرمایهگذاری یکی از مهمترین روشهای مدیریت ریسک است و عملکرد ضعیف یک بخش را با بخشهای دیگر جبران میکند. سرمایهگذاری در داراییهای مقاوم در برابر نوسانات بازار نیز ریسک را کاهش میدهد. یکی از اصول بهترین استراتژی سرمایه گذاری، کنترل و کاهش ریسک از طریق مدیریت اصولی است. برای مقابله با ریسک تورم، سرمایهگذاری در داراییهایی مانند طلا، املاک یا بازارهای بینالمللی توصیه میشود. انتخاب بانکها و مؤسسات مالی معتبر ریسک اعتباری را کاهش میدهد و تحلیلهای مناسب ریسکهای غیرسیستماتیک را کم میکند.
جمعبندی
انتخاب استراتژی سرمایه گذاری مناسب، مسیر موفقیت مالی را هموار میکند و باید با اهداف، افق زمانی، میزان ریسکپذیری و شرایط مالی فرد هماهنگ باشد. مدیریت ریسک شامل تنوعبخشی به سبد داراییها و کاهش ریسکهای سیستماتیک و غیرسیستماتیک است. انواع استراتژیها مانند ارزشی، رشدی، غیرفعال، تهاجمی و تدافعی هر کدام ویژگیها و ریسکهای خاص خود را دارند. پایش مستمر و تعهد به استراتژی کلید سودآوری بلندمدت است. در نهایت، انتخاب بهترین استراتژی سرمایه گذاری آن است که با اهداف مالی، افق زمانی و میزان تحمل ریسک سرمایهگذار سازگار و هماهنگ باشد.



